همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
دو فرد بی خانمان در سفری از کشور فرانسه به اسپانیا می روند. در بین مسیر آنها برای تهیه غذا التماس می کنند و از طرفی با تعصبات مسیحی عجیبی مواجه می شوند ...
در قرن هجدهم اسکاتلند، در جریان شورش یعقوبی ها، دیوید بالفور ادعا می کند که ارث خود را از عمویش می گیرد که او را در یک کشتی به شانگهای می برد که در آن دیوید با شورشی فراری یعقوبی، آلن برک، ملاقات می کند...
هنگامی که یانوس (ایوان دارواس) به عنوان یک مخالف سیاسی توسط پلیس مخفی مجارستان دستگیر می شود، همسر جوانش، لوکا (ماری توروچیک)، باید مادر بیمار یانوس ، آز (لیلی دارواس) را متقاعد کند که پسرش واقعاً در این شهر زندگی می کند...
دو دوست به نامهای مت و دایان در منچستر زندگی میکنند و تصمیم میگیرند در صحنه ریو مشغول به کار شوند و پول زیادی بدست آورند. اما آنها با رقابت، خطر و تباهی روبرو میشوند...
فرار خانوادگی به یک شهر کوهستانی زمانی مرگبار می شود که چین یک حمله سایبری گسترده علیه ایالات متحده انجام می دهد و مهندس سابق آژانس امنیت ملی دوک ایوانز را مجبور می کند تا برای نجات همسر و دخترش در نظم جدید جهانی مبارزه کند.
پس از مرگ پدر بدرفتارش، مارتا کتابدار تنها با تاجری به همان اندازه شرور - هلموت ازدواج می کند. ماهیت بی رحمانه و عذاب آور رابطه آنها مارتا را به این باور می رساند که هلموت ممکن است او را بکشد...
یک کلاهبردار، زنان تنها را اغوا کرده و پس از سرقت پولشان، آنها را به قتل میرساند. اما وقتی او زنی بیوه را هدف قرار میدهد، دختر آن زن به نیّت او مشکوک میشود.
نیک کیو به صورت انفرادی در پیانو، در قصر الکساندرا اجرا میکند، آهنگهایی از کاتالوگ گستردهاش را مینوازد، و شامل آهنگهای کمیاب است که اکثر طرفداران برای اولین بار میشنوند...
میلان باید لوئیس راندونی را قبل از اینکه در دادگاه شهادت دهد، بکشد. او از هم اتاقی افسرده اش فرانسوا پینیون که با حلق آویز کردن خود از لوله توالت، اتاق میلان را غرق در آب می کند، ناراحت است. در اینجا او در مشکلات گیر کرده است.
ویولتا در اوایل بیست سالگی است و محکوم است تابستان را در مادرید بگذراند و در یک موسسه انتشاراتی کارآموزی کند. در طول آن هفته ها، او دوستان جدیدی پیدا می کند...