همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان این فیلم درباره مادر جوانی است که بعد از حملهی یک موجود بیگانه به زمین، تلاش میکند تا دو فرزند خود را از طریق رودخانه به پناهگاه امنی برساند. این مادر به فرزندان خود آموخته تا برای آگاهی از خطرات، از گوشهای خود به خوبی استفاده کنند؛ او چشمان خود و بچههایش را با چشمبندهایی بسته است. ماجراهای فیلم جعبه پرنده براساس رمانی به همین نام و به نوشتهی جاش مالرمن، ساخته شده است. داستان این فیلم در آیندهای نزدیک رخ میدهد.
آنا، زنی که از مشکلات روحی و توهمات ناشی از یک حادثه دلخراش رنج میبرد، متوجه وقایع مرموز و ترسناکی میشود که برای اهالی شهر کوچک او اتفاق میافتد. این حوادث باعث میشود که او در پیدا کردن فردی قابل اعتماد برای کمک گرفتن دچار تردید شود.
کوریو لی یک حلقه قاچاق دیگر را بررسی می کند که این بار شامل الماس های کاشته شده می شود. او که با جنگجوی مرموز تسوباکی متحد می شود، یک بار دیگر مهارت های جنگی خود را برای از بین بردن دور دیگری از افراد بد فرا می خواند...
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 17 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 7 جایزه دیگر.
"جی دبلیو کاتادروف" (ون هویت) پسر "جوبا کاتادروف" (شورمن) و "ای بی درونهاون" (دکلیر) است. وی توسط پدرش نادیده گرفته می شود ولی مادرش تمام تلاش خود را انجام می دهد تا او بتواند به موفقیت برسد. در این شرایط پسر آنان به موفقیت می رسد ولی ...
مستندی بلند درباره کارگردان افسانه ای رائول والش می باشد. در این مستند، والش کار خود را از دوران فیلم صامت تا دهه 1960 پر فراز و نشیب «بازگویی» می کند...
چهار دوست دوران کودکی که اکنون متاهل هستند، برای صرف شام همدیگر را ملاقات می کنند و همه قبول دارند که همسران خود را دوست دارند، اما دیگر تمایلی به آنها ندارند. آنها تصمیم میگیرند که یک باشگاه کفار ایجاد کنند تا وقتی میخواهند بیرون بروند و خوش بگذرانند، به عنوان پوشش عمل کنند...
داستان عشق الهامبخش جوزف باو، هنرمند، جاعل، بازماندهی هولوکاست. جوزف با استفاده از مهارتهای هنری، شوخطبعی و امید خود در اردوگاهها، زنده میماند و به صدها نفر کمک میکند تا فرار کنند. او به طرز معجزهآسایی عشق را در میان ناامیدی مییابد.
ویکتوریا در هشت سالگی یک شب را در خانه یک خانواده ثروتمند سفیدپوست می گذراند. سال ها بعد، او دوباره با آنها روبرو می شود و زندگی او برای همیشه تغییر می کند...