همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
پس از اینکه یک بازیگر نقشه گنج را پیدا کرد، او تهیه کنندگان فیلم بعدی خود را متقاعد کرد که تولید را به جای دیکری ببرند تا بهتر بتواند غارت پنهان را جستجو کند...
لورا، دختر نوجوانی است که از زندگی تکراری و روزمرهاش در شهر کوچک خسته شده است. او به همراه دوستش مریت و یک راهنمای طبیعت به نام یوسپ به یک ماجراجویی در باتلاق میرود. این سفر، علاوه بر کشف طبیعت، فرصتی برای لورا فراهم میکند تا روابط خود با دیگران و همچنین با خودش را بهتر بشناسد.
سال ۱۹۹۷ است. فرانک، نابغه کامپیوتری با استعداد تجاری، علاقه به زندگی شبانه و تمایل بیمارگونه به اثبات خود، تنها یک چیز میخواهد: دیسکوی خودش که نه تنها از رقبا پیشی میگیرد، بلکه آنها را شرمنده میکند...
تدوینگری که روزگار خوشی ندارد، پیشنهادی وسوسه انگیز برای تدوین فیلم های اسناف دریافت می کند؛ فیلم هایی که در آنها صحنه های خشونت آمیز واقعی به تصویر کشیده شده است. او این پیشنهاد را می پذیرد، اما خیلی زود با دیدن تصاویر هولناک این فیلم ها، دچار کابوس و توهم می شود و روح قربانیان این فیلم ها او را تسخیر می کند.
"نیک دماکرو" کلاهبردار خرده پایی میباشد که از طرف مامور عفو مشروطش تشویق می شود که به عنوان بابانوئل در یک فروشگاه مشغول شود. نزدیک به انتهای اولین شیفت کاری، او به یک پسر جوان قول می دهد تا پدر و مادرش را تا انتهای کریسمس نزد هم بازگرداند...
تابستان 1968، ولفگانگ 14 ساله از خانوادهاش در یک پناهگاه مذهبی دورافتاده دور میشود. برای ولفگانگ یک چیز روشن است: او به زودی آرزوی آزادیاش را در باتلاق دفن نخواهد کرد....
پروفسور خورخه سرا همیلتون، متخصص آمریکایی بمب اتم، از وظایف مهم خود فرار میکند تا به صورت ناشناس در کالابوخ، یک روستای کوچک و آرام اسپانیایی در سواحل مدیترانه، پناه بگیرد. ساکنان روستا، که از شهرت مهمان خود بیخبرند، وقت خود را صرف کارهای ساده روزمره خود میکنند. پروفسور همیلتون خوشبرخورد، نه تنها به خوبی با مردم روستا کنار میآید...