همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
جوآن دیگر عاشق ویکتور نیست، اما احساس میکند که با او صادق نیست و این او را آزار میدهد. آلیس، بهترین دوستش، به او اطمینان میدهد: خودش هم نسبت به شریک زندگیاش، اریک، احساس شور و اشتیاق ندارد،پس از آنکه جوآن ویکتور را ترک میکند و ویکتور ناپدید میشود، زندگی آنان دستخوش تحولات ناگوار میگردد...
داستان درباره مربی شکست خورده ای است که به تیمی از دختران والیبالیست می پیوندد. این تیم، همواره بازنده بوده و برای حفظ بقا، تنها به یک پیروزی نیاز دارد. اگر آن ها حتی یک مسابقه را ببرند، مالک تیم از انحلال آن صرف نظر خواهد کرد.
چیساکو ساتویا، نویسندهای که با پدرش اختلاف داشته، برای مراقبت از او به زادگاهش بازمیگردد. او پسری آسیبدیده را نجات میدهد و برای محافظت از او، دروغی بزرگ میگوید.
جو، هنرمند سیرک خیابانی، با گروهی از دلقکهای حرفهای آشنا میشود و به آنها میپیوندد. او در بیمارستان، شاهد تلاشهای این دلقکها برای شاد کردن بیماران و خانوادههایشان است.
کازویوکی کوگا (دایکی شیگئوکا) آرزو دارد بازیگر شود. او برای نقش اصلی در کار بعدی یک گروه تئاتر تست میکند. از بین 300 نفری که در آن آزمون شرکت می کنند، تنها 7 نفر برای دور نهایی تست انتخاب می شوند. Kazuyuki Kuga در بین 7 شرکت کننده نهایی است. این 7 نفر سپس به یک ویلای کوهستانی برفی می روند و به مدت 4 روز در آنجا می مانند تا امتحان نهایی را انجام دهند. با دستور کارگردان، هرگونه تماس با دنیای خارج ممنوع است. به زودی، شرکت کنندگان یک به یک شروع به ناپدید شدن می کنند.
فردی سرشناس و ثروتمند در دهلی، برای حفظ موقعیت اجتماعی خود، دانشجویی از طبقه متوسط را به عنوان دوست پسرش استخدام میکند. این نمایش ساختگی، هنگامی که احساسات واقعی میان آنها پدیدار میشود، پیچیده میگردد.
خانوادهای آلمانی که برای گذراندن تعطیلات به ویلایی در فرانسه رفتهاند، با زنی زخمی و مرموز مواجه میشوند. آنها زن را به ویلا میآورند، اما این کارشان عواقبی غیرمنتظره به دنبال دارد.
پیا، یک عکاس جوان، مطلع میشود که در پنج ملاقات آینده، عشق واقعی را پیدا خواهد کرد. با نزدیک شدن به عروسی خواهرش و تلاش خانوادهاش برای یافتن همسر برای او، ناگهان نامزد سابقش باز میگردد و همه چیز را به هم میریزد.
جوزف کراس در شغل خود فردی موفق و استوار به نظر میرسد. او مردی متاهل و دارای دو فرزند است که زندگیاش به شکلی منظم و برنامهریزیشده پیش میرود. اما امشب، در حالی که تنها پشت فرمان خودروی خود نشسته است، باید تصمیمی سرنوشتساز بگیرد؛ تصمیمی که میتواند تمامی جنبههای زندگیاش را دستخوش تغییر و نابودی سازد.
جائه وان وکیلی است که از قاتلان دفاع میکند. برادرش پزشکی است که همواره به بیمارانش بیشتر از خودش اهمیت میدهد. اتفاقی برای فرزندان نوجوانشان میافتد که باعث میشود هر دو برادر با وجدان خود روبرو شوند.
تنها ده دقیقه در روز میتواند مسیر زندگی شما را دگرگون کند. اختصاص دادن ده دقیقه به انجام کاری نو و متفاوت، قادر است سرنوشت یک عمر را تغییر دهد. این حقیقتی است که بیانکا در گرماگرم بحران معنای زندگی خود به آن پی خواهد برد.