همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این داستان درباره زن جوانی است که جسدش پیدا میشود. وقتی پلیس تحقیق میکند، شواهد به مردی اشاره میکند که زن با او در حال ترک یک مهمانی دیده شده بود. مرد در بازجویی ادعا میکند که مرگ زن اتفاقی و در نتیجه رابطه جنسی خشن بوده است. خانواده زن این موضوع را باور نمیکنند، بنابراین به دفتر دادستان فشار میآورند تا مرد را به جرم قتل محاکمه کنند، اما او وکیل خوبی دارد که نقش خود را (احتمالاً به خوبی) ایفا میکند.
یک پناهجوی ۱۴ ساله اتیوپیایی در سوئیس، در دوران انتظار برای پناهندگی، عاشق پناهجویی ۲۶ ساله به نام کبیر میشود. این رابطه مخفیانه با ناپدید شدن کبیر به پایان میرسد.
داستان مردی دوچهره به نام ژولین، همسر و پدری که مشاور املاک است. او عاشق آلیس، مشتری جوانی میشود. اما در ادامه مشخص میشود که آلیس در چایفروشی ماری، همسر ژولین کار میکند.
یک افسر پلیس به اسم هارلسن (ساموئل ال جکسون) در اداره پلیس لس آنجلس برای تشکیل جوخه قدیمی خود به اسم گروه اس.دبلیو.ای.تی ( گروه ویژه تاکتیکی و تسلیحاتی ) فراخوانده می شود . او به سرعت اعضای قدیمی را دور هم گرد می آورد . آنها که هر کدام کاراکتر خاص خود را دارند بلافاصله درگیر برخی تمرینات ضروری می شوند و بعداً در یکی دو ماموریت سطح پایین شرکت می کنند . اما به زودی ماموریت می یابند تا یکی از بزرگترین قاچاقچیان مواد مخدر و اسلحه را به زندا منتقل کنند . این قاچاقچی در حال انتقال به زندان خطاب به دوربینهای تلویزیونی فریاد می زند که “هر کس بتواند مرا از زندان آزاد کند یکصد میلیون دلار پول نقد پاداش می گیرد” . در شهر لس آنجلس نیز افراد زیادی هستند که مایلند این جایزه را بدست آورند و گروه ویژه بایستی جلوی آنها را بگیرند تا اینکه …
در سال ۱۹۶۰، در یک شهر ساحلی نزدیک نَنت، ژان ریپوش به همراه همسرش لیلیان، چهار فرزندشان و پدر لیلیان، لوسین، زندگی میکند. ژان وقت خود را بین اداره کسبوکار لولهکشی و ساخت یک ماکت برای کارناوال نَنت تقسیم کرده است.
فردیناند که با خودروی خود عازم تایلند است، اندکی پس از حرکت مورد تعقیب خودروی رادیو ۱ قرار میگیرد. او از رادیو صدای بانی، مجری برنامه، را میشنود که با اعلام شماره پلاک خودروی وی، از او میخواهد توقف کند؛ زیرا ممکن است برنده جایزه بزرگی شده باشد.
از طریق پسرانشان که با هم دوست هستند، یک دلال هنری خشک و رسمی پاریسی و یک مرد بلژیکی کارگر و خوشگذران که در ون خود زندگی میکند، به شکلی بعید مسیرشان به هم میرسد.
مردی در غاری زیرزمینی و کنار جسدی بیدار میشود، در حالی که حافظهاش را از دست داده است. او برای فرار از این تونلهای باستانی تلاش میکند تا به سطح زمین برسد.
از داستان ساده عشق و رنج یک زوج جوان از محله هارلم تا دیدارهای فیلمبرداری شده با دوازده خواننده بزرگ بلوز (بی.بی. کینگ، مانس لیپسکامب، رابرت پیت ویلیامز، روزولت سایکس) در محیط اجتماعی خودشان.
با دیدن عکسهای خانوادگی یک خانواده ناآشنا، متوجه میشویم که در مرکز عکسها یک پسر قرار دارد. این پسر کیست؟ داستان او چیست؟ یک تحقیق گیجکننده خانوادگی، جایی که واقعیت و داستان تا سر حد گیجی در هم میآمیزند.
بدن سام، پناهنده ی سوری، تبدیل به یک اثر هنری شده و بلافاصله در یک موزه به نمایش گذاشته می شود. او به زودی متوجه می شود که چیزی بیش از پوستش را فروخته و...