همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
لارس فون تریر، فیلمساز، یورگن لث، فیلمساز «انسان کامل» (1967) را به چالش می کشد تا فیلم کوتاه کلاسیک خود را تحت شرایطی که محدودیت های روزافزون وجود دارد، بازسازی کند...
معلم جدیدی که به تازگی به کار مشغول شده، متوجه میشود که مورد تعقیب قرار گرفته است. به زودی او پی میبرد که یکی از دانشآموزانش به او دل بسته و به شدت به او علاقهمند شده است.
همسر کریستین او را به خاطر یک بازیکن برتر فوتبال آرژانتینی ترک می کند. پس از 11 ماه مصرف مشروبات الکلی، او پس از دریافت دادخواست طلاق به همراه پسرش اسکار 16 ساله به بوینس آیرس پرواز می کند. آیا او همسرش را پس می گیرد؟...
زنی موفق در جریان عشقش با یک نفرین عجیب رو به رو می شود و این نفرین نمی گذارد اعضای خانواده او ازدواج کنند. او با مردی آشنا می شود که سعی دارد این نفرین را از بین ببرد و ...
دو برادر برای پرداخت قبوض پزشکی مادر در حال مرگشان دست به سرقت می زنند، اما در حین فرار مجبور به سرقت آمبولانس می شوند. اما آمبولانس یک بیمار قلبی در حال مرگ در پشت دارد...
نینا با پسرش دنیس زندگی می کند. وقتی پسرش18 ساله می شود، او یک جشن غافلگیرکننده برایش برگزار می کند. با این حال، وقتی دنیس اعلام می کند که قصد داردخانه را ترک کند، نینا شوکه می شود..
آدام و همسرش برای سفر سالانه آنها به عنوان زوج های مبادلهکننده به سراغ زندگی متوسط خود رفتهاند، اما ملاقات با پاتریشیا جوان، مشکلاتی را جبران می کند، زیرا عشق و حسادت در باشگاه سوینگرز مجاز نیست...
در آغاز جنگ جهانی دوم، زمانی که نازی ها در سال 1940 به دانمارک حمله می کنند، سفیر دانمارک در آمریکا خود را تنها نماینده واقعی مردم آزاد دانمارک اعلام می کند...
ماجا، یک هنرپیشه دانمارکی، عاشق لیا، یک دانشگاهی یهودی از لندن میشود. لیا دچار تشنج مرموز می شود و ماجا با او به لندن باز می گردد. در آنجا، او با مادر لیا، چانا، زنی که می تواند اسرار تاریکی را در خود نگه دارد، ملاقات می کند...
برخی از رویدادهای به ظاهر بی اهمیت، چیزی که برای سارا، میکل، لوئیز و حسن به نوعی یک روز مدرسه بود، در آستانه تبدیل شدن به یک نقطه عطف غم انگیز که به این معنی است که دیگر هیچ چیز مثل قبل نخواهد شد...
در حالی که پدر و دختر 16 ساله در حال گذراندن وقت با هم برای نقاشی اتاق کودک هستند. پدر نمی تواند قبول کند که دخترش با علاقه به پسرها و غیره بزرگ شده است. در عوض، او به جاسوسی روی او روی می آورد...