همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
کارآگاه خصوصی جان دووال، یک فرمانده سابق در نیروی دریایی سلطنتی و اطلاعات نیروی دریایی، زمانی که سه زن به طرز وحشیانهای به قتل میرسند، خود را مظنون اصلی در تعقیب و گریز پلیس برای یافتن یک قاتل مییابد.
در سال 1941، در ورشو، پس از ایجاد گتوی یهودی ورشو توسط نازیها، یک علاقهمند به دوربین 8 میلیمتری لهستانی، فیلم 10 دقیقهای قابل توجهی را از هر دو طرف دیوارهای گتو ضبط کرد...
کِنت نقشه انتقامی را از لورل طراحی می کند، که شوهرش معتقد بود ازدواج او را خراب کرده است، با این حال، زمانی که لورل تصمیم به مبارزه می گیرد، نقشه او مرگبار می شود...
زنی به ساحل روشن نقل مکان می کند، جایی که یک رستوران باز می کند و اشتیاق خود را دوباره کشف می کند. به محض ورود، او با یک بازیکن سابق بیسبال روبرو می شود که یک دوره رقابتی دارد و صاحب رستوران خود است.
جسیکا قبل از کریسمس بهم میخورد. او پنج کارت کریسمس میفرستد که بر بهترین دوستش، برادرش، خالهاش، یک ستاره پاپ، و معلم سابق موسیقی/ویولنسلش تأثیر میگذارد و با پسر مجرد و عکاس او ملاقات میکند.
داستان زنی به نام آنجلا که یک راهنمای تور آمریکایی در رم می باشد. او موافقت می کند که در کریسمس به یک تاجر به نام الیور در مسیریابی و دیدن اماکن آن شهر کمک کند...
در بحبوحه فروپاشی کامل زندگیاش، کندی تلاش میکند تا به نحوی با پدر مرحومش دوباره ارتباط برقرار کند و به دنبال اجازهای برای زندگی مستقل خود در یک گریزگاه وحشی و پر از استخر در میان املاک مجلل شهر دانشگاهیاش میگردد.
داستان زندگی پُرفراز و نشیبِ رابی رابرتسون، جوانی که یکی از تاثیرگذارترین گروههای موسیقی تاریخ، "بَند"، را پایهگذاری کرد. روایتی صمیمی، هشداردهنده و گاهی خندهدار...
یک داستان عاشقانه خسته کننده به دنبال گرگ که بعد از چندی که طلاق گرفت و سپس اخراج شد ، با ایزابل مرموز ، زنی که در خیابان زندگی می کند آشنا می شود و متقاعد می شود که دنیای آلوده و شکسته اطراف آنها یک شبیه سازی رایانه ای است...
هنگامی که اریک ستاره ورزشکار دبیرستانی برای کارهای مدرسه خود به کمک نیاز دارد، امیلی مادر اریک را متقاعد می کند که کارول، معلم خوبی برای پسرش است، اما او دلایل دیگری به جز کمک به او در انجام تکالیفش دارد...