همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک سیاستمدار افراطی در آستانه انتخابات، گروهی از افراد را برای باز کردن جعبهای جادویی جمع میکند. اما این ماجرا به آشفتگی و رسوایی بزرگی برای مشاور رسانهای او منجر میشود.
یک نویسندهی محلی که از اسرار شهر خبر دارد، ناگهان خودش را درگیر یک پروندهی قتل میبیند. او در این ماجرا با کارآگاهی که مسئولیت رسیدگی به این پرونده را بر عهده دارد، وارد کشمکش میشود.
داستان درباره زنی است که به طور اتفاقی از طریق تلویزیون با پسری که در گذشته تجربه تلخی داشته، ارتباط برقرار میکند. او قصد دارد با استفاده از این ارتباط، زندگی پسر را تغییر دهد.
رادیکا، یک کارآموز روزنامهنگاری، در پی کشف راز مرگ مشکوک رانندگانی است که در روگذر دور برگرد غیرقانونی میزنند. اما در جریان تحقیقات، خود او به مظنون اصلی تبدیل میشود.
دو سارق که به دلایل مختلف با هم شریک شدهاند، پس از شکست خوردن در یک سرقت بزرگ، برای نجات جان خود باید از دست پلیس، مأموران دولتی و یک رئیس جنایتکار فرار کنند.
اسکار مندوزا برای یافتن طبیعتگرد گمشدهای به نام گَری هینج، سفر خطرناکی را آغاز میکند. او از فرصت ایجاد شده توسط آتشسوزی بزرگ در ایالت استفاده کرده و به سمت شمال شرقی نوادا میرود تا رازی را که با هینج در ارتباط است، کشف کند.
داستان درباره جاز رمزی، مربی سگهای پلیس، و زئوس، سگ کارآگاهش است که به طور اتفاقی به یک پرونده جنایی قدیمی برمیخورند. با این کشف، جاز و زئوس به همراه نیک، دوست پسر سابق جاز و کارآگاه پرونده، وارد ماجرایی هیجانانگیز میشوند.
لیدی بعد از جدایی از دوست پسر قدیمیاش به آپارتمان جدیدی نقل مکان میکند و هر روز بیشتر از قبل احساس انزوا میکند، خصوصاً وقتی متوجه میشود مدیر ساختمان به او علاقهی بیش از حد نشان میدهد.
دهکده هنوز هم اسرار زیادی در خود پنهان کرده است. تکه به تکه از این اسرار فاش میشود، از جمله وحشتی که از ترسناکترین موجود، یعنی بادراووهی، نشأت میگیرد.
پدری مضطرب به نام لئون، پسر خود را برای کمپینگ به منطقه آپالاچی میبرد. اما در آنجا، یک فرقه محلی دیو جلاد را احضار میکند و پسر لئون ناپدید میشود. لئون در میان مرگ و میرها که هر روز بیشتر میشود، باید با اعضای فرقه و هیولا روبرو شود تا پسرش را پیدا کند.