همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
زندگی بلاندین پس از اعتراف خواهرش در بستر مرگ مبنی بر اینکه ۱۵ سال پیش با نگفتن علت حضور (آلیبی)، مردی بیگناه را به زندانی کرده، متحول میشود. او اکنون باید برای آزادی آن مرد و یافتن قاتل اصلی بهترین دوستش تلاش کند.
با قتل مشتری هانا (که رقیب تئاتری دلورس هم هست)، هانا برای نجات آبروی مادرش ناچار به پیدا کردن قاتل میشود؛ در همین حین، رابطهاش با چاد نیز پیشرفت میکند.
قاتلی بدنام در آستانه آزادی است. افسری جدید میخواهد او را به هر قیمتی در زندان نگه دارد، حتی بدون دلایل قانونی. این موضوع، تقابل میان عدالت، انتقام و اخلاق را بررسی میکند.
جک که مردی میانسال است و به جرم حمل مواد مخدر دستگیر شده، در طول شش هفته میکوشد تا همسرش را آشتی دهد، رفتارهای زورگویانه خانواده زنش را کنترل کند و برادر ناتنیاش، کنی بوی، را هدایت کند. با این حال، تمام تلاشهای او بیثمر میماند و زندگیاش از مسیر درست منحرف میشود.
زندگی یک نوجوان دستخوش تغییرات اساسی میشود، زمانی که او پی میبرد داییاش مظنون به قتلهای زنجیرهای است. این کشف او را ناگزیر میکند تا با حقایق تلخی درباره فرزندخواندگیاش و سرنوشت مادر واقعیاش مواجه شود. وقایع این داستان در کانزاسسیتی و ایلینوی رخ میدهد.
زینب، درست در روزی که قرار است تحصیل خود را در مدرسهی جدیدی آغاز کند، شاهد یک قتل در ساختمانی قرنطینه شده به دلیل شیوع یک بیماری همهگیر میشود. او به همراه اونور، بوراک و مرت تلاش میکنند قاتل را پیش از آنکه وحشت در مدرسه فراگیر شود، پیدا کنند. اما این نقشهی پرخطر، آنها را به مسیری بیبازگشت هدایت خواهد کرد.
زندگی مدیر طبقهای در هتل که درگیر مشکلات مالی است، زمانی دگرگون میشود که کیفی فراموش شده را در اتاق یکی از مهمانان مییابد. او که به تازگی با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند، اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا از این فرصت پیشآمده استفاده کند یا با عواقب ناخواستهتری مواجه شود.
جنایات زیستمحیطی خشمشان را برمیانگیزد، بیعدالتیهای روا داشته شده بر زنان به ستوهشان میآورد و فریبکاریهای سبز (گرینواشینگ) بیمارشان میکند. با «پلنگهای سبز» آشنا شوید؛ گروهی شبیه به رابینهودهای امروزی، با رویکردی فمینیستی، که در سرقت از شرکتهای آلاینده و افراد زنستیز تخصص دارند. اما برای نفوذ به گاوصندوق و دستیابی به اطلاعات مهم در مورد بزرگترین هدفشان تا به امروز، ناگزیرند با برنارد، سارقی سالخورده که دیدگاههایش درباره اکوفمینیسم کمی قدیمی است، همکاری کنند.
یونهی که همواره با معضل جای پارک دست و پنجه نرم میکند و درگیر بحث با همسایگانش است، یک روز بر سر همین موضوع با هوجون درگیر میشود. این درگیری، جنبههای تاریک هوجون را نمایان کرده و به بازی بیرحمانهای برای بقا تبدیل میشود که پایانی ندارد.
سه دوست شاهد یک قتل هستند و با دشمنان خطرناکی روبرو میشوند. مری باید راهی برای محافظت از خود و دوستانش، راجو و باشا، پیدا کند؛ در حالی که از کسانی که میخواهند آنها را ساکت کنند، دوری میکند.
پس از اینکه یک عمل دلسوزانه زندگی هنری جانسون را زیر و رو میکند، او در جستجوی یک قطبنمای اخلاقی است. هنری در این مسیر، با تکیه بر چهرههای مقتدری که با آنها روبرو میشود، به جادهای پر از دستکاری و ابهام اخلاقی کشیده میشود.
شیائو مای ناشنوا و دخترش مومو، تکیهگاه اصلی یکدیگرند. مومو به عنوان رابط پدرش با دنیای بیرون عمل کرده و در تأمین معاش او یاری میرساند. با این حال، با بزرگتر شدن مومو و نیاز به ورود او به دنیای شنوندگان، زندگی مشترک آنها در آستانه تغییر است. در همین حین، یک باند تبهکار که ناشنوایان را هدف قرار میدهد، شیائو مای را نشانه میگیرد. شیائو مای برای محافظت از دخترش، ناگزیر وارد دنیای جرم و جنایت میشود.
لیلیا کاپیسترانو به دنبال انتقام از گیلی وگا، میلیاردر مشهوری است که دخترش را به قتل رسانده است. او با تغییر چهره و با نام "اوا کاندلاریا"، خود را به مهمانی گیلی وگا میرساند تا نقشه انتقام خود را عملی کند.
یک زندانی سابق پس از ۲۰ سال به استرالیا بازمیگردد و دستگیر میشود. او در بازداشتگاه با دشمنان قدیمی و دوستان جدید روبرو میشود و مفهوم خاص خود از رفاقت استرالیایی را آموزش میدهد، در حالی که همیشه موقعیت را تحت کنترل دارد.
چهار داستان به هم پیوسته که در سال 1987 در اوکلند، کالیفرنیا، اتفاق میافتند، از عشق به موسیقی، فیلم، آدمها، مکانها و خاطراتی فراتر از جهان قابل شناخت ما خواهند گفت.
تریستان مکگوان، پسر یک گانگستر معروف ایرلندی، پس از بازگشت به خانه برای مراسم دفن خاکستر مادرش، متوجه مفقود شدن خواهرش میشود. او با ردیابی ربایندگان، به یک راز خانوادگی مخوف پی میبرد.