همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
تد و سوزان جانسون، دو برادر و خواهر آمریکایی شش ماه را با پدر و مادرشان، ارل و جین، که دانشمند هستند، در کنیا میگذرانند. آنها یک بچه یوزپلنگ را که مادرش توسط شکارچیان کشته شده است، به فرزندخواندگی میگیرند. اما به زودی متوجه میشوند که باید او را آزاد کنند تا بتواند شکار کند و آزاد باشد. اما ...
پس از به ارث بردن یک استراحتگاه خانوادگی در هاوایی، خانواده وایات آن را در وضعیت بسیار فرسوده ای می یابند که پس از تلاش برای تعمیر آن تصمیم به فروش آن می گیرند.
زمانی که جفری وایت (بری باستویک) تصمیم به ازدواج مجدد میگیرد، سه دختر سهقلویش، مگان، لیزا و جسی (با بازی جوی کریل، لینا کریل و مونیکا لیسی)، سعی میکنند او و سوزان اورز (هیلی میلز) را دوباره به هم برسانند.
پیتر و پترا دو کودک کوچک هستند که بزرگتر از دو عروسک کوچک نیستند. آنها متعلق به مردم کوچک هستند، اما مادر و پدرشان نیز فکر می کنند که مردم کوچک باید خواندن و نوشتن را بیاموزند...
"سیلویا" به سختی کار می کند تا دخترش "مری" را ، از سه مردی که او را احاطه کرده اند دور کند . زمانی که او تصمیم می گیرد به انگلیس برود و "مری" را نیز با خود ببرد ، آن سه مرد از اینکه مهمترین زن زندگیشان را از دست می دهند ناراحت شده و ...
پرابها با پدر بیوه خود، تاکور جاسبیر سینگ و برادر کونوار رانویر، سبک زندگی ثروتمندی دارد. او پیشنهاد ازدواج از سوی تاکور شمشر سینگ به همان اندازه ثروتمند دریافت میکند، اما او را رد میکند، با راجندرا ازدواج میکند
شخصیتهای کمیکبوک کلاسیک خلق شده توسط جان ال. گلدواتر در نسخه کمی قدیمیتر به تلویزیون آورده شدهاند. در اینجا شخصیتها بزرگسالانی هستند که به دیدار مجدد دبیرستان خود بازمیگردند و...
اسباببازیهای خانه جونز وقتی کسی نیست، زنده میشوند. در شب کریسمس و در انتظار یک اسباببازی جدید، "راگبی" ببر نقشهای میکشد تا موقعیت خود را بهعنوان اسباببازی محبوب حفظ کند.
ارنست، مرد خوش شانس متوجه می شود که شبیه فلیکس، محکومی است که دوران خود را در زندان می گذراند. فلیکس از ارنست می خواهد که جای خود را با او عوض کند و مرتکب سرقت دیگری شود....
یک تاکسی سواری با یک راننده دیوانه باعث مرگ نابهنگام هاپر می شود. او متوجه می شود که اکنون یک روح است و باید یاد بگیرد که زمان بیشتری را با بچه هایش بگذراند...
«جیمز» (تراولتا) ، در تکاپوی امرار معاش برای خانواده اش و همسرش و «مالی» (الی) نیز یک حسابرس پرمشغله است . با این همه «مالی» دوباره باردار می شود و دختری به نام «جولی» (با صدای بار) دنیا می آورد ...
پدر و مادر برتیل 7 ساله سر کار هستند و برتیل در خانه تنها و بی حوصله هستند. او از زمانی که خواهرش مارتا بر اثر بیماری درگذشت، تنها فرزند خانواده است. اما همه چیز زمانی تغییر می کند که او با نیلز کارلسون پیسلینگ کوچک آشنا می شود و با هم دوست می شوند. نیسه که در زیرزمین در اتاقی زندگی می کند که از موش تیوفسان اجاره کرده است، که ظالم است.
هنگامی که سامسمان سوسکی یکی از بازوهایش را ازدست میدهد، برادرش، پیترچن و خواهرش، آنالیز را دعوت میکند تا به سفری به ماه برای دستیابی به بازوی گمشدهاش، او را همراهی کنند...