همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
« والتر میتى » ( کى ) ، مردى ساده و معمولى ، مرتب در رؤیاهاى روزانه و شبانهاش خود را در حیطه اى قهرمان مىبیند . تا این که روزى دختر رؤیاهایش ( مایو ) را در واقعیت ملاقات مىکند و مىفهمد که او در چنگال مردمانى خبیث گرفتار آمده است .
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
چارلز” (هریسن)، نویسندهای که با همسر دومش، “روت” (کامینگز) در خانهای شیک و مجلل زندگی میکند و به موضوع ارواح علاقهمند است، متوجه میشود که روح همسر اولش،”الویرا” (هاموند) در زندگی آنان وارد شده و مشکلاتی بهوجود آورده است…
« دلبر » ( دى ) ، براى نجات پدرش از چنگ « دیو » ( ماره ) ، حاضر مىشود در قصر « دیو » بماند . او ابتدا تحمل همنشینى با « دیو » را ندارد ، اما آرام آرام علاقههاى قلبى به او حس مىکند …
یک مرد آهنگساز و خواهرش عمارت بزرگ و زیبایی را در کنار ساحل دریا خریداری میکنند اما طولی نمیکشد که متوجه میشوند که تنها دلیل قیمت ارزان این عمارت گذشته تلخ و وحشتناک این عمارت بوده است.
« سر سایمن د کنترویل » ( لاتن ) ، اصیل زاده اى است که پدرش او را در دخمه ى قصر خانوادگى زنده به گور مىکند تا روح او پس از اثبات شجاعتش از بند زمین و زمینیان رها شود. اما سیصد سال مىگذرد و « سر سایمن » به صورت شبحى سرگردان و البته هنوز ترسو در قصر مىچرخد.
"بتسی" پرستار جوان کانادایی برای مراقبت از "جسیکا" همسر "پائول" یک مزرعه دار به خانه آنها می رود.در ظاهر "جسیکا" از نوعی فلج عصبی رنج می برد.وقتی او عاشق "پائول" می شود،تصمیم می گیرد حتی به قیمت استفاده از سحر و جادو "جسیکا" را درمان کند و...
اواخر قرن پانزدهم. شیطان (برى)، دو تن به نام های «ژیل» (کونى) و «دومینیک» (آرلتى) را به زمین میفرستد تا نامزدى «آن» (دهآ)، دختر یک بارون (لودو)، را با یک بر هم بزنند.
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
"کیت" و برادر بازیگرش در نیویورک قرن 21 زندگی می کنند.دوست پسر سابق او"استوارت" منطقه ای نزدیک پل بروکلین پیدا می کند که یک شکاف در زمان است.او به قرن 19 می رود و عکسی از آنجا می گیرد اما "لئوپلد" مردی که در سال 1870 زندگی می کند به دنبال او از شکاف عبور کرده و به قرن 21 می آید و ...
"ایرینا دوبروا" مدلی زیبا و اسرارآمیز صربی که در نیویورک زندگی می کند عاشق "اولیور رید" مردی معمولی و آمریکایی شده و با ازدواج می کند. اما "ایرینا" تصور می کشد تحت تاثیر یک نفرین باستانی قرار دارد که او را تبدیل به پلنگ خواهد کرد. "اولیور" فکر می کند رفتار او بچه گانه است به همین دلیل او را نزد یک روانپزشک می فرستد و...
داستان این انیمیشن برگرفته از یک شعر گوته به نام شاگرد جادوگر هست. در این انیمیشن جاودگر به دنبال کسی میگردد تا فوت و فن های مربوط به جادوگری را به او آموزش دهد. در همین بین جادوگر کسی را به جز میکی موش قصه ما پیدا نمی کند. روزی جادوگر کارگاه رو ترک میکند و میکی میخواهد که با جادوگری کارهایش را انجام دهد ولی متاسفانه هنوز چیز زیادی یاد نگرفته است...
برنده 2 جایزه اسکار. همچنین نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
« هرمیا » ( د هاویلند ) از ازدواجى ناخواسته سرباز میزند و هم راه محبوبش ، « لیساندر » ( پوئل ) به جنگل میگریزد. « باتم » ( کاگنى ) و چند تن از همکارانش نیز براى تمرین نمایشى که قرار است اجرا کنند به جنگل می آیند. حالا پریان حاکم بر جنگل ، حیات جسمانى پیدا میکنند.
ترتیب آزادی ۴۸ ساعته ی خلافکار سیاه پوست، «رجی هامند» (مورفی) داده می شود تا برای دستگیری دو تن از اعضای فراری گروهش به کارآگاه پلیس، «جک کیتس» (نولتی) کمک کند……
مردانی که غول میمونها کینگ کونگ را اسیر کرده اند، به جزیره اش باز می گردند و میمونی با همان عظمت اما خلق و خوی بهتر پیدا می کنند که در واقع پسر کینگ کونگ است...
« فاوست » ( اکمان )، دانشمندى پا به سن گذاشته، با شیطان ( یانینگس ) پیمان مىبندد تا طاعون را از شهر دور کند. سپس وسوسه مىشود تا جوانى ابدى بیابد و خیلى زود دخترى را به نام « مارگریت » ( هورن ) فریب مىدهد.
سال 1830. در نمايش دكتر كاليگارى (كراوس)، خوابگردى به نام سزار (فايت) پيشگويى مىكند. از جمله در شبى كه آلن (تواردوسكى)، فرانسيس (فهئر) و جين (داگوفر) (دو دانشجو و دخترى كه هر دو دست میدارند) به ديدن نمايش آمدهاند، طالع آلن را مىبيند و پيشبينى مىكند كه او خيلى زود خواهد مرد...
در این فیلم چند فضانورد وارد سفینه ای می شوند که از دهانه ی یک توپ به سمت ماه شلیک می شود، این سفینه یک راست می خورد توی چشم چهره ی انسانی ای که روی ماه تصور شده است...