همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
مارا، یک نوجوان 12 ساله که بیمار است، وارد یک ماجراجویی خارق العاده پر از امید می شود. او یک درخت جادویی واقع در نزدیکی یک مرکز مراقبت تسکینی را کشف می کند که دریچه ای برای داستان مورد علاقه او است...
دو غریبه به نام های بلر و تامی در مسیر خود در یک منظره خشک حرکت می کنند تا یکدیگر را پیدا کنند. تنها راه ارتباطی آنها دو میکروفون رادیویی که به زودی باتریشان تمام می شود است ...
“یون-جو” از او خونه اون زن خارج میشه “ایل مار” (نام زن) کارت کریسمس و برای صاحب خانه اختمالی در 1999 جا میزاره . در اون درخواست میکنه برای هر نامه و خبری از اون...
وقتی یک شوالیه در دنیای قرون وسطایی آیندهنگرانه به خاطر جنایتی که مرتکب نشده است، زندانی میشود، تنها کسی که میتواند به او کمک کند بیگناهی خود را ثابت کند، نیمونا است یک نوجوان بدجنس که اتفاقاً موجودی است که تغییر شکل داده تا او را نابود کند...
یک شاگرد جوان درمانگر تلاش میکند تا تواناییهای فوقالعاده خود را سرکوب کند تا بتواند کنار بچههای دیگر باشد، اما وقتی یک روح خبیث در آپارتمانش آشوب میکند، تصمیم میگیرد از تواناییهایش استفاده کند ...
پسر 15 ساله ای که در ویرانور زندگی می کند، مورد اصابت صاعقه قرار می گیرد و به کما می رود. پس از بهبودی، او به تدریج متوجه می شود که دارای ابرقدرت رعد و برق و کنترل ذهن است...
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 16 جایزه و نامزد دریافت 58 جایزه دیگر.
یک نوجوان دبیرستانی خجالتی و ترسو بعد از اینکه توسط یک عنکبوت جهش یافته گزیده میشود، خصوصیاتی همانند عنکبوت ها در بدن خود مشاهده می کند. بعد از حادثه غم انگیزی که برای خانواده اش رخ می دهد، او تصمیم می گیرد از این توانایی های منحصر به فردش، همانند قهرمانها در مقابل انسان های شرور استفاده کند.
پزشکي به نام «جو دارو» (کاستنر)، عزادار مرگ همسرش، «اميلي» (تامپسن) است که در امريکاي جنوبي کمک هاي پزشکي مردم نيازمند را تأمين مي کرده و در تصادف اتوبوسي درگذشته است. موقع سرکشي به بخش اطفال «جو» احساس مي کند که «اميلي» از تجربه ي بين مرگ و زندگي بيماران علاج ناپذيرش استفاده مي کند تا با او ارتباط برقرار کند...
با جادو در هوا، جری و برادرزاده اش، تافی، یک موش برفی می سازند که به طور معجزه آسایی زنده می شود. تافی و جری برای اینکه دوست جدیدشان، لری موش برفی ذوب نشود، باید او را به روستای آدم برفی افسانهای ببرند...
در سال 1962 هائیتی، مردی از دنیای مردگان بازگردانده شد تا در مزرعه نیشکر کار کند. سالها بعد، یک نوجوان این راز خانوادگی را به دوستانش میگوید، و باعث می شود یکی از آنها اقدامی غیر قابل بازگشت انجام دهد ...
رنفیلد، سرسپردۀ دراکولا و زندانی چندین دهه در آسایشگاه دیوانه، آرزوی زندگی دور از کنت، خواستههای مختلف او و همه خونریزیهایی را دارد که با آنها همراه است...