همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان درباره وکیل جوانی به نام آلخاندرو ویلاکائو است که با وجود گذشتهای پر فراز و نشیب، در یک شرکت حقوقی معتبر مشغول به کار میشود. او تمام تلاش خود را میکند تا گذشتهاش را فراموش کند و در کارش موفق شود، اما زمانی که یک دوست قدیمی از او کمک میخواهد، با یک دوراهی اخلاقی مواجه میشود.
داستان در قرن چهاردهم و در دوران امپراتوری مقدس روم روایت میشود، جایی که کشورهای اروپایی به شدت برای برتری با یکدیگر رقابت میکنند و اتریشیهای جاهطلب، که خواهان زمینهای بیشتری هستند، به سوئیس، کشوری آرام و روستایی، حمله میکنند.
پس از اینکه برادرش خانه را ترک کرد، تاری به تنهایی برای نجات مادرش از دست پدر بدرفتارش تلاش کرد. تاری که از کودکی آسیب روحی دیده بود، تصمیم گرفت به همراه باسکارا به یک گروه حمایتی بپیوندد. آنها با گشودن قلبهایشان به دنبال رستگاری هستند.
تنها ده دقیقه در روز میتواند مسیر زندگی شما را دگرگون کند. اختصاص دادن ده دقیقه به انجام کاری نو و متفاوت، قادر است سرنوشت یک عمر را تغییر دهد. این حقیقتی است که بیانکا در گرماگرم بحران معنای زندگی خود به آن پی خواهد برد.
در سال 1985، بیل فارلون، پدری فداکار، اسرار آزاردهندهای را که در صومعه محلی پنهان شده بود، کشف میکند و حقایق تکاندهندهای را درباره خودش آشکار میسازد.
مردی به گروه مخفیای میپیوندد که رهبران فراری یک رژیم را تعقیب میکنند. ماموریت او را به فرانسه میکشاند تا فراری سابق خود را برای یک رویارویی سرنوشتساز تعقیب کند.
داستان حول محور خانوادهای میچرخد که مالک و گرداننده کارخانهای نساجی در زمینه تولید پشم بیشو هستند. این کارخانه در ناحیه بیشو قرار گرفته که شهر ایچینومیا در استان آیچی را در بر میگیرد. این منطقه در سطح بینالمللی به عنوان یکی از سه قطب بزرگ تولید منسوجات پشمی شهرت دارد.
دِوِن کوری، آرایشگر مشهور، با استفاده از فعالیتهای غیرقانونی، زندگی تجملاتی دارد و همزمان با چالشهای خانوادگی، عاطفی و خطرات زندگی جنایی دست و پنجه نرم میکند.
لیدیا در حالی که باردار تنها فرزندش والریا بود، توانست از دیکتاتوری ستمگر آرژانتین به اسپانیا فرار کند. ۳۶ سال بعد، او توسط سیستم قضایی آرژانتین احضار میشود تا در پروندهای که منجر به تبعیدش شد، شهادت دهد.
سه برادر در غرب آمریکا، همزمان با شب آغاز برداشت محصول، برای دیدن جسد جادوگری که دوستشان او را دفن کرده بود، راهی میشوند. آنها ناخواسته به جسد بیاحترامی میکنند و متوجه میشوند تنها راه رفع نفرینی که خانوادهشان را تهدید میکند، سوزاندن جسد پیش از طلوع خورشید است.
دو کودک ایتالیایی به نامهای کارمین و سلستینا، پس از جنگ جهانی دوم، برای یافتن زندگی بهتر، مخفیانه به آمریکا مهاجرت میکنند و پس از گذراندن سختیها، در نهایت شهر جدید را خانه خود مییابند.