همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
جورجی، یک دختر 12 ساله ، با خوشحالی در آپارتمان خود در لندن به تنهایی زندگی می کند و آن جا را پر از جادو می کند. ناگهان پدر جدا شده او ظاهر می شود و او را مجبور می کند تا با واقعیت روبرو شود...
وانگ تیمِی که مادر سرپرست خانوار است، شغلش را از دست میدهد و به جای دیگری نقل مکان میکند. در آنجا با همسایهاش، شائویه، دوست میشود. شائویه در ظاهر فردی شاد و بشاش به نظر میرسد، اما در باطن از افسردگی رنج میبرد. در حالی که تیمِی با مشکلات ناشی از روابطش با همسر سابقش دست و پنجه نرم میکند، دوستی آنها عمیقتر و مستحکمتر میشود.
داستان حول زندگی سنت جورج که با نام جورج اهل لد نیز شناخته میشود، میگردد. او یک شهید مسیحی اولیه بود و در ایمان مسیحی به عنوان یک قدیس مورد احترام قرار میگیرد.
پس از حمله تروریستی در محلهی بدنام مولنبیک، دو برادر ناگهان با فرصتی استثنایی و رؤیایی روبهرو میشوند که سرنوشتشان را برای همیشه دگرگون خواهد کرد: یک بختآزمایی برای شرکت در تورنمنتی در لاس وگاس.
همسر تازه منصوب شده و پسر سرکش یک زن، هر کدام به نوعی باعث دوری و رنج او هستند. وقوع یک حادثه ناگهانی، این خانواده شکننده را با تغییرات اجتنابناپذیری روبرو میکند.
دختر سختکوشی به نام مَن برای برآورده کردن آرزوی مادرش و خرید خانهای رو به دریا، در مشاغل باربری کارهای سخت انجام میدهد. ورود ناگهانی یک توله سگ ولگرد به زندگیاش، مسیر او را تغییر میدهد.
در پاریسِ پانزدهم اوت، زنی باید کشته شود و قاتل قصد دارد تا پیش از نیمهشب عمل کند. در این میان، لیزا در آپارتمانش بیدار میشود و متوجه خلوتی خیابانها و گرمای شدید میشود. او به سرعت از رفتن همسرش، والتر، برای دیدار با خانوادهاش مطلع میشود و با تنهایی پیش رویش مواجه میگردد. آیا دو پلیس در این شهر میتوانند از رویارویی با یکدیگر بپرهیزند؟
سارا، مادری خسته از مراقبت فرزندان و دوری همسر، با رفتار عجیب پسرش سیمون پس از گم شدن در ساحل روبرو میشود. وابستگی شدید سیمون به آب، زندگی سارا را تحت تاثیر قرار میدهد تا اینکه پسرش حقیقت را برملا میکند.
در دورانی پر از هرج و مرج و راهزن، پنگ یینان و برادرانش توسط زنی مرموز استخدام میشوند تا عروسی را از یک گروه راهزن بیرحم بربایند. در این ماموریت، پنگ متوجه حضور قاتل خانوادهاش در میان راهزنان میشود و برای انتقامگیری، حملهای خونین را آغاز میکند تا او و دار و دستهاش را نابود سازد.
در بحبوحه هیجان سراسری کشور برای مسابقات فوتبال قهرمانی اروپا و صعود اسپانیا به مرحله یکچهارم نهایی، ریتا، دختر هفت ساله، و لولو، برادر پنج سالهاش، که به یک خانواده کارگر تعلق دارند، در حال گذران زندگی هستند.
ابی برای به دست آوردن پسری که از دوران دبستان عاشقش بوده، یک رقاص محلی به نام سانتا مونیکا را استخدام میکند تا هر آنچه را که در مورد اعتماد به نفس نیاز دارد به او آموزش دهد.
پیر، پدری بیوه، درگیر مشکلاتی است زیرا یکی از پسرانش جذب ایدئولوژی میشود که او درکش نمیکند. تغییر پسرش توانایی پیر را برای حفظ پیوندشان، در پسزمینه فرانسه پس از مه ۱۹۶۸، به چالش میکشد.
در روستایی دورافتاده که از میراث فرهنگی غنی و سنتهای دیرینهای برخوردار است، منجی راستین آن، اودلا مالانّا سوامی، همواره از روستای خود در برابر نیروهای اهریمنی محافظت میکند.
اوا و کارلوس که رابطهشان رو به زوال است، پس از مرگ ناگهانی پسرشان در آمریکا و برای بازگرداندن او، مجبور به ایجاد یک شرکت عجیب میشوند تا پول لازم را به دست آورند.
میمی، نوجوان یتیم با پاهایی که شکل طبیعی ندارند، در یک پیتزافروشی واقع در ناپل مشغول به کار است. در یک روز تقدیرساز، او با کارمیلا، دختری جوان که خود را از نسل کنت دراکولا میپندارد، آشنا میشود. این دو تصمیم میگیرند که با یکدیگر از محیط اجتماعی خود جدا شوند.