همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در سواحل دریاچه ژنو، نوجوان مارگو با یک کودک ۷ ساله تحت سرپرستی و یک ماهیگیر جوان سی و چند ساله آشنا میشود. این سه نفر خود را درگیر جاذبه، ناامیدی و میل به فرار مییابند.
شیائو مای ناشنوا و دخترش مومو، تکیهگاه اصلی یکدیگرند. مومو به عنوان رابط پدرش با دنیای بیرون عمل کرده و در تأمین معاش او یاری میرساند. با این حال، با بزرگتر شدن مومو و نیاز به ورود او به دنیای شنوندگان، زندگی مشترک آنها در آستانه تغییر است. در همین حین، یک باند تبهکار که ناشنوایان را هدف قرار میدهد، شیائو مای را نشانه میگیرد. شیائو مای برای محافظت از دخترش، ناگزیر وارد دنیای جرم و جنایت میشود.
وقتی یک نویسنده تنها یک سگ گریت دین را که متعلق به دوست فوت شدهاش بوده به سرپرستی میگیرد و با آن پیوند برقرار میکند، کمکم با گذشتهاش و زندگی خلاقانه درونی خودش کنار میآید.
مادری تنها با زنجیرهای از بدبیاریها روبرو میشود. این حوادث او را به سمتی سوق میدهند که هرگز انتظارش را نداشته است؛ به طوری که درگیر وضعیتی پیچیده و ناخواسته میشود. در این میان، او خود را در کانون اتهامات جامعهای میبیند که نسبت به او بیتفاوت است.
فیلم دربارهی مادری به نام دنیز است که دختر ششسالهاش، جمره، به بیماری لاعلاجی مبتلا میشود. دنیز که جمره را به تنهایی بزرگ کرده است، سعی میکند پیش از مرگ دخترش، آخرین خواستههای او را برآورده کند.
لیلیا کاپیسترانو به دنبال انتقام از گیلی وگا، میلیاردر مشهوری است که دخترش را به قتل رسانده است. او با تغییر چهره و با نام "اوا کاندلاریا"، خود را به مهمانی گیلی وگا میرساند تا نقشه انتقام خود را عملی کند.
افسر دوبی پس از حملهی ۲۰۰۱ به پارلمان، با یک تحقیق دو ساله، غازی بابا را به عنوان مغز متفکر شناسایی و راه را برای بزرگترین عملیات ضدتروریستی هند هموار میکند.
رنجان، جوان عاشقپیشهای از بنارس، برای ازدواج با تیتلی شغلی دولتی میگیرد، اما با فراموش کردن نذرش به لرد شیوا، گرفتار میشود تا نذرش را ادا کند. این ماجرا، داستانی طنزآمیز از عشق، سرنوشت و نجات را روایت میکند.
سال ۱۹۴۰. خدمه زیردریایی لهستانی در تاریکی زیر آب، با وجود همه مشکلات، در حال نبرد هستند: حملات دشمن نامرئی، حس تنگنا، خستگی خودشان، اشتباهات و شکستها.
دونگنان، کارمند ۵۸ ساله یک رستوران، به دلیل کمکاری و غرور، پس از سالها کار، به سمت نگهبانی تنزل رتبه یافته است. او در خانه نیز با همسرش درگیر است و مورد بیتوجهی خانوادهاش قرار دارد.
فردی در جستجوی رازهای گذشتهاش، پرستاری نوجوانی را به عهده میگیرد که در حال تغییرات مرموزی است. خانواده نوجوان به شدت با این تغییرات مخالفند و میخواهند جلوی آن را بگیرند.
دو برادر متمدن در ایستگاه قطاری در هند، شاهد دزدیده شدن نوزادی از مادری فقیر میشوند. برادری که حس وظیفه بیشتری دارد، دیگری را قانع میکند تا به مادر کمک کرده و برای پیدا کردن نوزاد، وارد تحقیقاتی خطرناک شوند.
"رز" یادآور تاثیرگذار برخی از وقایع دلخراشی است که قرن را شکل دادند. متأسفانه امروز نیز با تشدید تنشهای نژادی و رواج اتهامات یهودیستیزی، این اثر همچنان مرتبط باقی مانده است.
جوانا صاحب کسبوکار خانوادگی فرآوری سنگ شده است. او با وجود ارتباط نزدیک با مادر و دخترش، آلیدا، نمیتواند با آنها رابطهای کاملاً صمیمانه و شفاف داشته باشد.