همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
شیوع گسترده بیماریهای مقاربتی در میان دانشآموزان دبیرستانی شهر هالیفکس، باعث نگرانی شدید شده است. هانا ووگِل و مادرش به دنبال یافتن علت این مشکل هستند.
پاییز 1944، استونی. ده ها هزار نفر از ترس نزدیک شدن به خط مقدم میهن خود را ترک می کنند. برخی از روستاهای ساحلی کاملاً خالی مانده اند. زن جوانی با چشمان بزرگ خاکستری از قایق پیاده می شود. ایتلا آخرین قایق را ترک می کند، بنابراین آخرین فرصت خود را برای فرار از دست می دهد...
نویسندهٔ جوانی به نام «آرتورو باندینی» (کالین فارل) و «کامیلا» (سلما هایک)، پیشخدمتی مکزیکی، از همان نخستین ملاقات به هم علاقهمند میشوند ولی «باندینی» قدر نمیشناسد و با او رفتاری توهینآمیز دارد و سرانجام نیز رهایش میکند و با «ورا ریوکین» (آدینا منزل)، زنی متزلزل رابطه برقرار میکند...
داستان در دهه 1930 شانگهای اتفاق می افتد، جایی که یک دیپلمات نابینا آمریکایی با یک پناهجوی جوان روسی که برای حمایت از اعضای خانواده اشرافی شوهر مرده خود مشاغل عجیب و غریب و گاهی غیرقانونی انجام می دهد، رابطه برقرار می کند...
هشت دانش آموز دبیرستانی بی خبر در یک مدرسه شبانه روزی شیک، که از انجام بازی های دروغ لذت می برند، با وحشت رو به رو می شوند و می آموزند که هیچ کس دروغگو را باور نمی کند - حتی وقتی آنها حقیقت را می گویند...
پسر نوجوانی از خواب بیدار می شود و خود را در قطار می بیند. او به طور مبهم به یاد می آورد که در یک سفر کلاسی بود که اتفاق وحشتناکی رخ داد، و او یکی از معدود بازماندگان است...
یک مرد باید بین قلب و حرفه اش یکی را انتخاب کند. بر اساس داستان واقعی Sugar Valentine، یک دلال محبت که از بازی ناامید می شود. حالا او باید با بزرگترین چالش خود یعنی عاشق شدن روبرو شود...
صاحب یک اغذیه فروشی یهودی در کلیولند 24 ساعت باز می ماند تا بتواند به نسل جدیدی از مشتریان هیپی/دوچرخه سوار پاسخ دهد، اما برخی از اهالی محله آن را تایید نمی کنند و یک جنگ آغاز می شود...