همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
جسیکا، زن جوانی که در یک عتیقهفروشی کار میکند، احساس بیهدفی میکند. زندگی او با یافتن گردنبندی مرموز که شبیه یادگاری مادر مرحومش است، دگرگون میشود. جسیکا برای کشف ارتباط این گردنبند با گذشته خانوادگیاش، با ...
گروهی از دوستان در یک سفر شکار به طور تصادفی زنی را زیر می گیرند که کیفی پر از پول حمل می کند. وفاداری آنها زمانی مورد آزمایش قرار می گیرد که مردی عجیب در خانه آنها را می زند.
در جهانی که خون خونآشامها برای تولید مواد مخدر مورد استفاده قرار میگیرد، دو نوجوان نگونبخت که از دست یک دلال بیرحم و خطرناک در حال فرار هستند، به خانهای متروک وارد میشوند و در آنجا با دختری روبرو میشوند که به خواب عمیقی فرو رفته و در جایی محبوس شده است.
سوکیانگ، دختری علاقهمند به شنا، پس از آمدن به روستا، با وو-جوی اسرارآمیز آشنا میشود. پس از آنکه وو-جو او را از خطر غرق شدن نجات میدهد، پیوند عمیقی بین آنها شکل میگیرد. با این حال، مسیر زندگیشان از هم جدا میشود
الکس و ماریا، یک زوج جوان و موفق، در حال برنامهریزی برای بچهدار شدن هستند. اما این کار برای آنها ساده نیست، زیرا هر دو غرق در شغل و استرسهای روزمره خود هستند.
دختری که والدین خود را از دست داده است، از یک آیین شیطانی رهایی مییابد و به مؤسسه سنت کاترین که پناهگاهی برای جوانان بیسرپرست است، منتقل میشود. او در این مکان، ضمن فراگیری مهارتهای تازه، باید با اهریمنهایی که او را دنبال میکنند، مقابله کند.
جوبا و کوینسی، زوج ثروتمند بروکلینی که به خیریه اهمیت زیادی میدهند، با چالشی از سوی دوستی روبرو میشوند که نوعدوستی آنها را زیر سوال میبرد. این چالش منجر به پذیرش دعوتی میشود که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
دنی، سربازی بیخانمان، در دوبلین با ویل، نوجوانی فراری از یک باند مواد مخدر، ملاقات میکند. این دیدار هر دو را به رویارویی با گذشته و مقابله با مشکلات زندگی وامیدارد.
وقتی یک نویسنده تنها یک سگ گریت دین را که متعلق به دوست فوت شدهاش بوده به سرپرستی میگیرد و با آن پیوند برقرار میکند، کمکم با گذشتهاش و زندگی خلاقانه درونی خودش کنار میآید.
لیلیا کاپیسترانو به دنبال انتقام از گیلی وگا، میلیاردر مشهوری است که دخترش را به قتل رسانده است. او با تغییر چهره و با نام "اوا کاندلاریا"، خود را به مهمانی گیلی وگا میرساند تا نقشه انتقام خود را عملی کند.
زی، ملقب به "ملکه مرگ"، قاتلی بیرحم و مزدور است که شهرت او زبانزد خاص و عام است. اما زمانی که از به قتل رساندن زنی نابینا سر باز میزند، در گردابی از شکار و تعقیب گرفتار میشود. همکاران جنایتکارش برای انتقام به دنبال او هستند و یک کارآگاه مصمم نیز در پی دستگیری اوست.
فردی در جستجوی رازهای گذشتهاش، پرستاری نوجوانی را به عهده میگیرد که در حال تغییرات مرموزی است. خانواده نوجوان به شدت با این تغییرات مخالفند و میخواهند جلوی آن را بگیرند.
جوانا صاحب کسبوکار خانوادگی فرآوری سنگ شده است. او با وجود ارتباط نزدیک با مادر و دخترش، آلیدا، نمیتواند با آنها رابطهای کاملاً صمیمانه و شفاف داشته باشد.