همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان دربارهی هیپو، نوجوانی با رفتارهای خاص، و خواهر ناتنی مجارستانیاش، باترکاپ است که در اواخر دههی نود میلادی در آمریکا، در زیر سایهی مادری با سابقه دستکم یک بار بستری شدن در آسایشگاه روانی، با دشواریهای دوران بلوغ دست و پنجه نرم میکنند.
پارتنوپه، که در سال ۱۹۵۰ در نزدیکی ناپل و در دریا زاده شد، زیبا، معماگونه و خردمند است. او آشکارا مورد توجه بسیاری قرار میگیرد. با این وجود، زیبایی هزینهای نیز دارد...
وقتی یک معشوقه کتک خورده با همسایهاش ملاقات میکند، میداند که او بهترین نقشه فرار برای او خواهد بود. اما همه چیز وقتی که نقشه آنها برعکس میشود، به هم میریزد.
میا که پس از یک تصادف دچار فراموشی کامل شده، در دوران نقاهت تحت مراقبت خانوادهاش، فلاشبکهایی از دختر دومش را تجربه میکند، در حالی که هیچکس دیگری وجود این دختر را باور ندارد.
کت، دیجی زیبایی است که عاشق دنیزی میشود که روابط مت.عددی دارد. داستان حول محور این پرسش میچرخد که آیا کت میتواند این شرایط را بپذیرد یا دنیز برای حفظ رابطه با کت، تغییر خواهد کرد.
یک افسر زن که برای اینترپل کار میکند پس از اینکه متوجه میشود دزد هنری که به دنبال او بوده معشوق سابق او است، نقشهای برای دستگیری او در حین ارتکاب جرم طراحی میکند...
ناستاسیا ژنرالووا، ژیمناستیککار سیاهپوست، که توسط مادر سفیدپوست روسی خود بزرگ شده است، در تلاش برای رسیدن به آرزوهای المپیک خود و کاوش در میراث دوگانه خود، تنها ژیمناستیککار ریتمیک سیاهپوست تیم ملی آمریکا است.
فیلم «جایی که درختان زیتون میگریند» مقاومت فلسطینیان در برابر اشغالگری اسرائیل را نشان میدهد و به موضوعات فقدان، رنج و تلاش برای دستیابی به عدالت میپردازد.
گروهی از گرگینهها که به «سگهای جهنمی» معروف هستند، جنگی پنهانی را علیه گروهی از شکارچیان متعصب گرگینه به نام «گلولههای نقرهای» آغاز میکنند. سگهای جهنمی و گلولههای نقرهای در ظاهر به عنوان دو گروه رقیب موتورسوار برای دنیای خارج جلوه میکنند.
این قطعه موسیقی با الهام از ورزشکاران، به دنبال کشف ریتمهای مشترک در موسیقی و ورزش است و نشان میدهد که ریتم یک عنصر بنیادی و مشترک در همهٔ ابعاد زندگی است.
یک زندانی سابق از زندان زودتر از موعد آزاد میشود، فقط برای اینکه مجبور شود به یک واحد مخفی شش نفره بپیوندد و در اولین روز حضورش، پنج نفر دیگر از اعضای واحد کشته میشوند. حالا او باید با مردانی که وظیفه جاسوسی از آنها را داشت، روبرو شود.
دو زوج که هر دو دوباره ازدواج کردهاند و از طریق ازدواجهای قبلیشان با یکدیگر ارتباط دارند، زندگی را به عنوان یک خانوادهی ترکیبی هماهنگ پیش میبرند، تا اینکه یک افشاگری تهدید میکند که روابط متعادل و دقیق آنها را از هم بپاشاند