همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان دختری به همین نام در ایران است که در یک روستا زندگی میکند ولی در رویای فضانورد شدن است. او با دیدن انوشه انصاری در تلویزیون در عملی کردن رویای خود جدی تر میشود و...
"هلینور" سی ساله هنوز با مادر خود زندگی کرده و روزهایش را صرف خوشگذرانی می کند.دختری به او علاقه مند است اما او سعی می کند از تعهد دور باشد."لولا" مربی موسیقی مادرش برای کریسمس به خانه آنها می آید.در شب سال نو او رازی را متوجه می شود و...
از 40 کارگردان بین المللی درخواست می شود با استفاده از اولین دوربین فیلمبرداری که توسط "برادران لومیر" ساخته شده و تحت شرایطی شبیه به سال 1985 فیلمی کوتاه بسازند...
"ایزابت" همسر بددهن و الکلی خود "رولف" را ترک کرده،چمدانش را بسته،و به همراه فرزندان خود به خانه برادرش "گوران" می رود.او در شهرکی زندگی می کند که سن مردم آن بین 25 تا 35 سال است.اتفاقاتی که در این شهر به وقوع می پیوندد نه تنها بر روی اعضای خانواده بلکه بر روی دیگران نیز تاثیر می گذارد...
آستریکس کوچک به همراه اوبلیکس، آخرین جنگجویان آزاد روستای "گاول" پس از حمله ی روم، ماموریت دارند یک بشکه ای که حاوی مواد جادویی است را به دست پسر عموی آستریکس که می خواهد با ارتش روم بجنگند، برسانند.
آلمان، سال 1945، با پايان جنگ جهاني دوم، «لئوپولد کسلر» (بار)، جوان آلماني تبار، از امريکا به زادگاه اجدادي خود باز مي گردد. عموي «لئو» (ياگارت)، او را به عنوان مأمور قطار به کار مي گمارد و خيلي زود «لئو» با «کاتارينا» (سوکووا)، دختر رئيس راه آهن، آشنا مي شود و ازدواج مي کند. در حالي که پس از چندي نازي هاي متعصب، که کماکان به خرابکاري ادامه مي دهند، از «لئو» مي خواهند تا با جاسازي بمبي در قطار، آن را منفجر کند...
"کریستن" برای دنبال کردن رویای حرفه ای خود مزرعه خانوادگی در جزیره ای کوچک را ترک کرده و به کپنهاگن می رود.وقتی پدرش از دنیا می رود او به مزرعه که تغییر زیادی نکرده بازمی گردد.او یک آگهی در روزنامه منتشر می کند تا برای اداره مزرعه و مراقبت از برادرش کمکی دریافت کند و...
لئو و لوئیس زن و شوهری جوان هستند که در شهر کپنهاگن زندگی می کنند. لئو اغلب با دوستانش بیرون می رود در صورتی که لوئیس بیشتر در خانه می ماند. اما زمانی که لوئیس به لئو می گوید که حامله است، لئو از او دلسرد می شود و فاصله می گیرد. روز به روز خشم و عصبانیتش علیه لوئیس بیشتر می شود تا اینکه...
"لارس" عضو سابق ارتش دانمارک به همراه "جیمی" وارد یک گروه نئونازی می شوند.تغییر رابطه آنها از دشمنی به دوستی و در نهایت علاقه به خوبی پیش می رود تا اینکه این رابطه آشکار می شود و...