همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان زن خانه داری به نام نورا که پس از اینکه پسرش در دزدی پمپ بنزین دستگیر می شود، تمام تلاشش را می کند تا به او کمک کند، زیرا او همچنان در زندان در انتظار محاکمه است...
سیمون و هلن با هم در پاریس زندگی می کنند، آنها تصمیم می گیرند زیرزمین ساختمان خود را بفروشند. مردی که آن را میخرد، گذشته پر دردسری دارد و زندگی این زوج زیر و رو میشود...
این مستند وجود خطرناک پلنگ های برفی و توله هایشان را که کمتر از یک سال سن دارند، در دره ای با زیبایی خیره کننده با تنوع خیره کننده ای از حیات وحش حیوانات دنبال می کند...
داستان گروهی از ساکنان حومه شهر که وقتی یک شورش اندرویدی باعث میشود روباتهای خانگی خوشنیتشان آنها را برای امنیت خودشان قفل کنند، در تلاش می باشند که ...
یک خواننده ی فراموش شده در کارخانه ای کار می کند. او عاشق یک بوکسور جوان و پرانگیزه شده و آن ها تصمیم می گیرند با کمک یکدیگر او را به عرصه ی خوانندگی بازگردانند...
چیزی که نیکلاس بیشتر از همه دوست دارد، بازی با گروه دوستان مدرسه راهنماییش است. آنها همه نوع ماجراجویی را با هم دارند و زندگی نمی تواند خنده دارتر از این باشد. وقتی پدرش ترفیع میگیرد و اعلام میکند که خانواده در حال نقل مکان به جنوب فرانسه هستند، دنیای او از هم میپاشد...
این فیلم سوفی و نیکلاس را دنبال می کند که از پایتخت برای شروع یک زندگی جدید نقل مکان می کنند، اما وقتی پسرش از بازی با پسر همسایه جدیدشان برمی گردد، متوجه می شوند که او علائم عجیبی روی پشتش دارد و به همسایه های خود مشکوک می شوند...
در این برنامه گروهی از شهروندان دیدگاه های خود را در مورد نظم اجتماعی و مشروعیت استفاده از نیروی خشن پلیس زیر سوال می برند و با آن به مقابله می پردازند...
در سال 1983، لهستان کمونیست با پرونده دانش آموز دبیرستانی "گرژگورز پرزمیک" که توسط پلیس تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفت، تکان می خورد. تنها شاهد ضرب و شتم دشمن شماره یک دولت می باشد که ...
میشل فقط رویای موتورسواری را در سر می پروراند و با پسر بزرگش، لئو، و دوستانش رفت و آمد می کند. در 50 سالگی، او باید با بچهای که به تازگی از همسر سابقش به دنیا آمده است کنار بیاید و تلاش میکند تا اشتباهات مشابهی را تکرار نکند، در حالی که سعی میکند پسر خوبی باشد...
در دهه 1950، زن جوانی کوه های سوئیس را به سمت سواحل بیروت ترک می کند و در آنجا عاشق یک اخترفیزیکدان دمدمی می شود. این زوج در خوشبختی زندگی می کنند تا زمانی که جنگ داخلی وجود صلح آمیز آنها را تهدید کند...
سوفی علیرغم عدم صلاحیت برای ناشر کتاب کمیک ، در آنجا مشغول به کار می شود. با این حال، امنیت او زمانی که از دوستش ( پدر فرزندی که او حامله است) ، جدا می شود، تهدید می شود...