همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
برنده 1 جایزه گلدن گلوب. همچنین دریافت 2 جایزه دیگر.
"چارلز" مجرمی که دهه هفتم عمر خود را میگذراند و به تازگی از زندان آزاد شده، نقشه ی همسرش برای ادامه یک زندگی متوسط آبرومندانه ی آرام و بی دغدغه را رد میکند. او از هم سلولی خود، "فرانسیس" درخواست کمک میکند تا اینکه ...
"برایس" بازگشته ، ولی دنیا تغییر کرده است و تنها دوستش"ماریوس" احتیاج به کمک دارد ، پس او تصمیم میگرد تا برای کمک به ماریوس به آن سوی جهان سفر کند ولی ...
داستان زندگی چندین شخصیت مختلف در طول بیست سال در فرانسه قرن نوزدهم، بوسیله متهمی سابقه دار به نام "ژان والژان" که تحت تعقیب بازرس پلیس "ژاور" است به هم گره می خورد و...
فیلم داستان دو کودک است که به دنبال پدر خود که قرار بود در آلمان زندگی کند می گردند.علاقه شدید آن دو به این پدر آنها را به مرزهای بین کودکی و نوجوانی می برد...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 20 جایزه و نامزد دریافت 13 جایزه دیگر.
پراگ. «فرانتيشک لوگا» (از دنيک سوراک) که زماني ويولن سليست معروفي بوده و حالا کارش به نوازندگي در مراسم ترحيم و خاک سپاري ها کشيده شده، ناچار مي شود سرپرستي کودکي پنج ساله به نام «کوليا» (شاليمون) را به عهده بگيرد…..
دزدی بنام “ادی چاپمن” در طی جنگ جهانی دوم اقدام به چندین سرقت موفق میکند تا سرانجام دستگیر می شود و به زندان می افتد و تصمیم میگیرد برای آلمانیها جاسوسی کند …
"فی گریم" توسط یک مامور سی آی ای مجبور می شود دفترچه ای که متعلق به همسر سابق و فراری اش است را پیدا کند.دفترچه حاوی اطلاعاتی است که انتشار آنها موجب به خطر افتادن امنیت آمریکا می شود."فی" برای بدست آوردن آن عازم پاریس می شود...
چاد،سال 2006.پس از چهل سال جنگ داخلی رادیو اعلام می کند دولت جنایتکاران جنگی را مورد عفو قرار می دهد."گومار آباتچا" که پس از شنیدن این خبر خشمگین شده،به نوه شانزده ساله خود "اتیم" فرمان می دهد مردی که پدرش را کشته پیدا و به قتل برساند...
"ماتکو" با پسر هفده ساله ي خود، "زاره" در کنار دانوب زندگي مي کند. او پس از يک بدبياري تجاري، به آدم تبهکار و پولداري به نام "دادان"بدهکار مي شود. «دادان» خواهري به نام "آفروديتا" دارد و مي خواهد او را شوهر بدهد. «ماتکو» و «دادان» قرار مي گذارند که «زاره» با «آفروديتا» ازدواج کند. اما «زاره» به دختر ديگري دل بسته است و «آفروديتا» هم منتظر مرد رؤيايي خويش است...