همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این فیلم به دنبال کردن لیو مکنیل در پشت صحنه فیلم «پریسیلا» به کارگردانی سوفیا کاپولا میپردازد و مصاحبهها با پریسیلا پریسلی و کیلی اسپینی، لحظاتی با جیکوب الوردی و ویژگیهای خاص فیلمبرداریهای سوفیا کاپولا را به تصویر میکشد.
هفت پزشک که در اورژانس بیمارستان پارکلند حضور داشتند، مشاهدات پزشکی شگفتانگیزی در مورد زخمهای جان اف کندی ارائه دادند. این مشاهدات میتواند به روشن شدن جزئیات ترور جان اف کندی کمک کند...
ترور ، در این برنامه، به موضوعاتی مانند کشیدن اورگانو، صحبتهای صمیمی در مورد مسائل جنسی، تجربه اولین بوچی، نشانههای هشداردهنده قرار ملاقات و بدترین چیزی که میتوان در یک قرار ملاقات سفارش داد، میپردازد...
مستند «چگونه آزاد میشویم» داستان الیزابت اپس را روایت میکند که برای لغو وثیقه نقدی در کلرادو تلاش میکند. او معتقد است که این سیستم ناعادلانه است و افراد فقیر را به دلیل جرایمی که مرتکب نشدهاند، زندانی میکند...
فیلم "پرداخت یا بمیر" به وضعیت نامناسب افراد مبتلا به بیماریهای مزمن در ایالات متحده میپردازد. این افراد به دلیل افزایش قیمت انسولین، در معرض مرگ قرار دارند. این فیلم حقیقت تلخ زندگی با بیماری مزمن در ثروتمندترین کشور جهان را آشکار میکند.
این مستند شامل مصاحبههایی با اعضای خانواده جانی کیش و فیلمهای آرشیوی است که از املاک کیش جمعآوری شده است. این فیلمها بخش زیادی از زندگی جانی کیش را به تصویر میکشند...
مستندی درباره زندگی و حرفه آلبرت بروکس، کمدین و کارگردان آمریکایی. این مستند شامل مصاحبه هایی با چهره های برجسته ای از دنیای سینما و تلویزیون مانند شرون استون، لری دیوید، جیمز ال. بروکس، کانن اوبراین، سارا سیلورمن و جوناه هیل است...
در یک ساعت از کمدی، دینا هاشم در مورد همه چیز از تهدیدهای مرگ و مشکلات وجودی تا مشکلات رابطه، افراد خجالتی و بزرگشدن او به عنوان یک آمریکایی نسل اول اهل عرب صحبت میکند...
گیلرمو دل تورو، رایان جانسون و سایر چهرههای سینمایی به سالن سینمای تاریخی مصر در لس آنجلس نگاهی میاندازند که به شکوه سابق خود به عنوان یک کاخ فیلم بازمیگردد...
در سال ۲۰۰۳، گروه راک بریتانیایی “The Darkness” با تکآهنگ پرفروش “I Believe In A Thing Called Love” دنیای موسیقی را تسخیر کردند. آنها در اوج شهرت از هم جدا شدند و به فراموشی سپرده شدند. حالا پس از ۲۰ سال، داستان خود را روایت میکنند...
روستاییان به مردی که همسر خود را کتک می زند توصیه می کنند که خشم خود را در ارتش تخلیه کند. در آنجا، او باید با تمایلات خشونت آمیز خود که ریشه های عمیق و دردناکی دارند، روبرو شود...
جونا مولری استاد دانشگاهیست که هنگامی که متوجه میشود همسرش در تصادفی در هنگکنگ جان باخته دنیا بر روی سرش خراب میشود. با اینکه همسرش شش ماه . آنجا کار و زندگی کرد، فوبیای پرواز جونا هرگز اجازه نداد تا به دیدنش برود.حالا مجبور به ترک زندگی سوت و کورش، باید به آنسوی دنیا سفر کند تا جسد همسرش را شناسایی کند.البته، هنگامی که به هنگکنگ میرسد متوجهِ حقیقت شکهکنندهای میشود و .به درون تار عنکبوتی از توطئه کشیده میشود، آن هم در مکانی بیگانه و غریب
داستان عجیب اما عاشقانه گونگ ما سونگ (چوی جین هیوک) دکتری که از اختلال حافظه رنج میبرد؛ حافظه روز گذشته او راس ساعت دوازده پاک میشود. او با جو گی بوم (سونگ ها یون) آشنا میشود که قبلا یک بازیگر معروف بوده، اما الان دیگه نیست…
اف ال سی ال در اطراف نااتا دور می زند (می چرخد). زندگی او با ورود هاروکو هاروهارا، کسیکه با رد شدن از روی نااتا توسط اسکوتر وسپایش ناگهان به صحنه می آید، مختل می شود. سپس به وی سی پی آر داده و به سرش شراب آبی ریکنبکر 4001 گیتار باس الکتریکی چپ دست که وارونه آویزان شده ضربه وارد می کنند. نااتا با دیدن هاروکو در حالیکه به عنوان خدمتکار در خانه اش کار می کرد متعجب شد. از آن پس روباتهای بزرگ از مدیکال مکانیکا از سرش (مرکزش) بیرون آمدند و باعث ایجاد مشکلات بیشتری برای نااتا و هاروکو شدند. هاروکو از نااتا برای تحقیق در مورد پادشاه دزد دریایی، اتمسک، استفاده می کند که وی را در مقابل مدیکال مکانیکا، هیئت صنعتی یکپارچه قرار می دهد. در همین زمان فرمانده آماراو، نااتا را مشاهده می کند. فرمانده به عشق هاروکو به اتومسک پی برده و مدیکال مکانیکا برای تسخیر کهکشان خارج می شود. مجموع این شرایط باعث درگیری نااتا در جنگ سه جانبه بین هاروکو، آماراو و مدیکال مکانیکا می شود.
این سریال اقتباسی از رمان "ویلیام مکبوث تاکرای" است که در سال 1848 منتشر شد. زنی زیبا و باهوش به نام "بکی شارپ" که همیشه به خاطر فقیر بودن تحقیر شده است، باید از تمام هوش و زیبایی خود استفاده کند تا از سرنوشت کسل کننده اش به عنوان معلمی خصوصی بگریزد...
هان ته هی (جو سانگ ووک) وارث یه شرکت بزرگه یه شوک روانی عمیقی بهش وارد شده برا همین افسرده شده برا اینکه دختری ک دوسش داره رو برگردون پیشش دست ب هر کاری میزنه و تغییرات زیادی میکنه بعد در این بین عاشق سارا (هان یه سئول) میشه و ....
فیلیپ (پارک شی هو) و یول سون (سونگ جی هیو) سرنوشتشون بهم بستگی دارد. طوری که خوشبختی باعث بدبختی دیگری می شود! فیلیپ همه ی خوش شانسی رو برای خودش داره و یک ستاره ی مشهوره. اما همه ی بد شانسی ها برای یول سونه که یک نویسنده است. این نویسنده که میتواند ارواح را ببیند با فیلیپ که میخواهد به عنوان نقش اصلی فیلمنامه اش بازی کند ملاقات میکند و از آن به بعد اتفاقات مرموزی رخ میدهد…
در طی اعزام دولت ایالات متحده (آمریکا) به چوسان در سال ۱۸۷۱ پسری بچه ای از چوسان بوسیله یک کشتی جنگی آمریکایی به آمریکا میره. او به عنوان فردی بالغ و به عنوان یک سرباز آمریکایی مستقر در چوسان، به کشورش برمیگرده…
این سریال در مورد زنی است که سعی دارد خاطراتی را که پس از عمل جراحی پلاستیک صورتش از بین رفته را دوباره بدست آورد. پزشک جراح او هان گانگ وو (کیم جه وون) نیز در این مسیر بهش کمک میکنه…
آیانو هانساکی، دانش آموزِ سال اولی در دبیرستان مقدماتی “کاناگاوا کیتاکوماچی” میباشد، او یک توانایی در بدمینتون دارد که میتواند بدون زحمت از دیگران پیشی بگیرد با این حال اون از بازی کردن در این رشته ی ورزشی اجتناب میکند. اون با “ناگیسا آراگاکی”آشنا می شود، او یک دانش آموزِسال سومی میباشد که شب و روز با این هدف تمرین میکند که بهترین بازیکن در ژاپن شود. او توسط مربی “تاچیبانا کنتارو” تشویق شد ، و توسط باشگاه همکاران حمایت شد ، و توسط رقبای مختلف اخراج شد، این دو، جوانی شان را درگیرِ عشق ورزیدن به ورزش میکنند و خیلی هیجان زده هستند مانند شاتلی که با بالاترین سرعت پرواز میکند
«اوکابه رینتورو» ملقب به دانشمند دیوانه با کمک «ایتارو» و «مایوری» دو تا از دوستان نزدیکش، تصادفاً به اختراع مهمی دست پیدا میکنن: میتونن به گذشته ایمیل بفرستن و اونو تغییر بدن اما نتایج کار به این سادگی قابل بررسی نیست چون فقط اوکابه تغییرات زمان رو یادشه …
داستان این انیمه درباره ی پسری به اسم ناناسه هاروکا است که همیشه عاشق اب و شنا کردنه . قبل از فارق التحصیل شدن از دبستان اون به تیم شنای مدرسه شون ملحق میشه و با سه تا دیگه از هم تیمی هاش به اسم های تاچیبانا ماکوتو ، هازوکی ناگیسا ، ماتسوکا رین توی این مسابقات شرکت میکنن . اونها برنده این مسابقه میشن و بعد از این مسابقه هر کدوم از اونها راه خودشون رو میرن زمان میگذره و اونها وارد دبیرستان میشن یه روز رین جلوی هاروکو ظاهر میشه و اونو به یه مسابقه دعوت میکنه . هاروکو شکست میخوره و وقتی قدرت باور نکردنی رین رو می بینه میره و دوباره دوستای خودش رو پیدا میکنه و یه عضو جدید به اسم ریوگازاکی ری رو هم به تیم شنا میاره و تیم شنای مدرسه ایواتوبی رو تشکیل میده با این هدف که رین رو شکست بده.
“دﻧﺪی ﻓﻀﺎﻳﻲ”، ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﻲ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻓﻀﺎ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ! اﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮاﺟﻮیِ ﺧﯿﺎﻟﺒﺎف ﺑﺎ ﻣﻮھﺎی ﭘﻔﻲ ﺷﮑﻞ ﺧﻮد ﺳﺮاﺳﺮ ﮐﮫﮑﺸﺎن را ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﭘﯿﺪا ﮐﺮدن ﻓﻀﺎﻳﻲ ھﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎل ﮐﺴﻲ ﺑﻪ آن ھﺎ ﺑﺮﺧﻮرد ﻧﮑﺮده،ﺟﺴﺖ وﺟﻮ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ. هر گونهی جدیدی که دندی اکتشاف میکند، برای او جایزهی جانانهای به همراه دارد، ولی این خوشتیپ باید سریع عمل کند؛ چون هرکسی که زودتر آن گونهی جدید را پیدا کند، زودتر به پول مورد نظر میرسد. همکارهایی که در این مسیر با دندی همراه هستند، رباتی کوتوله به نام "کیو تی" و "میو"، فضاییای که به شکل گربه است، میباشند. "دندی" شجاعانه مناطق مختلف زیستی مربوط به گونههای متنوع فضایی را اکتشاف میکند. با خوشتیپترین شکارچی فضایی تمام کهکشانها و زمانها، "دندی" در کنار ماجراجوییهایی که در انتهای لبه دنیا به پایان میرسند، همراه شوید.
داستان توی اونیکاوا شکل میگیره، جایی که هاروکا یه تیم والیبال ساحلی رو با کاناتا تشکیل میده. کاناتا که به خاطر قد کوتاهش بیخیال والیبال شده بوده توسط هاروکا قانع میشه که دوباره شانسشو امتحان کنه و با هم به تورنمنت میرن.
این سریال داستان دوبرادر دوقلو میباشد که برخلاف ظاهر شبیه به یکدیگرشان، زندگی کاملا متفاوتی دارند. “هان سوو هو” یک قاضی قابل احترام هست، درصورتی که “هان کانگ هو” یک خلافکار ماهر هست. زمانی که “هان سوو هو” به طور ناگهانی ناپدید میشه، “هان کانگ هو” جای برادر دوقولوش به عنوان قاضی زندگی میکنه و …
گونگ وو جین (یانگ سه جونگ) یه مرد مجرد ۳۰ ساله ست و به عنوان یه طراح کار میکنه. با توجه به آسیب روحی که ۱۳ سال پیش تجربه کرده اون نمیخواد که با دیگران رابطه ای داشته باشه. وقتی که وو سوری (شین هی سان) ۱۷ ساله بوده به کما میره و ۱۳ سال بعد از کما به هوش میاد. سن روحیِ اون هنوز هم ۱۷ ساله هست اما حالا ۳۰ سالش شده. گونگ وو جین و وو سوری عاشق و گرفتار هم میشن.