همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
اریکو، دانشآموزی ساده و کمرو، به آکیرا اومی، پسر محبوب مدرسه، علاقهمند است. اما زمانی که چهره واقعی آکیرا، یعنی شخصیتی دوگانه و زشتکلام، برای اریکو آشکار میشود، اوضاع پیچیدهتر میشود.
افشای یک برنامه نظارتی فوق سری بریتانیا، دومینوها را در فیلمی تاریک و تحلیلی درباره فناوری، حقوق و نژادپرستی ساختاری - و درباره مردی با شجاعت صحبت کردن - فرو میریزد.
این فیلم، سفری خام و جادویی به زندگی فریدا کاهلو، هنرمند برجسته، است. روایت داستان از طریق کلمات خود فریدا در قالب خاطرات، نامهها، مقالات و مصاحبهها انجام میشود. انیمیشنهای شاعرانهای که از نقاشیهای به یاد ماندنی او الهام گرفته شدهاند، به زنده شدن این داستان کمک میکنند.
استیو ترِوینو، کمدین معروف، در این استندآپ کمدی شاد و سرگرمکننده، از زندگی خانوادگی خود صحبت میکند. او از راز موفقیت در ازدواجش تا ساندویچهای اسپاگتی پدرش، به طنز و شوخی میپردازد.
این سفر فرصتی برای آشنایی با تاریخ و فرهنگ ایرلند از طریق بازدید از مکانهای مشهور مانند تولیدکنندگان ویسکی، کارخانه آبجوسازی گینس، قلعه دانسانی و آشنایی با ورزشهای سنتی این کشور است.
فیلم با مرگ دکتر گرو به دست اندروید 17 آغاز میشود. در حالی که دکتر گرو در حال جان دادن است، مشخص میشود که ابرکامپیوتر او هنوز فعال است و در حال ساخت سه اندروید جدید به نامهای اندروید 13، اندروید 14 و اندروید 15 است.
در Qatar Airways Grand Prix of Qatar 2024 که در ورزشگاه لوسیل، قطر برگزار شد، مسابقهای هیجانانگیز و مهم در دنیای موتورسیکلتهای Grand Prix بود. این مسابقه در تاریخ 1 دسامبر 2024 برگزار شد و شامل 57 دور از مدار بینالمللی Lusail با طول 5.419 کیلومتر بود.
شان اومالی، مبارز اهل فلوریدا، در پی اولین دفاع از عنوان قهرمانی خود در دسته بنتام ویت در برابر رقیب دیرینه اش، مارلون "چیتو" ورا است. در دیگر مبارزه مهم این رویداد، بنوا سنت دنیس برای پیشرفت در دسته سبک وزن، داستین پوریه را به مصاف خود میطلبد.
در سال 2003، هشت نفر از اهالی ایالت رود آیلند در ایالات متحده آمریکا، یک آپارتمان پنهانی را در درون یک مرکز خرید پر رفت و آمد احداث کردند و به مدت چهار سال در آنجا سکونت گزیدند، ضمن اینکه تمام رویدادها را ثبت و فیلمبرداری میکردند. این آپارتمان پنهان، که فراتر از یک شوخی ساده بود، به مکانی با ارزش و عمیقاً معنادار برای تمامی افراد مرتبط تبدیل شد.
مدلاین پس از اینکه نامزدش قبل از عروسی او را ترک میکند، برای گذراندن ماه عسل بدون او به آبشار نیاگارا میرود. در آنجا، او دوباره با روحیه ماجراجویانه خود ارتباط برقرار میکند، یاد میگیرد که گذشته را رها کند و عشق جدیدی را پیدا میکند.
تصادفی غمانگیز زندگی کونال و ریوا را نابود میکند. کونال فلج میشود و هر دوی آنها احساس درماندگی و دوری میکنند. آنها برای رهایی از این احساسات، به دنبال آرامش در جای دیگری میروند.
در نیمههای شب، انفجاری مهیب آپارتمانی را لرزاند و جسد سوخته زنی به نام یین چینگ در آن پیدا شد. زنی به نام لام یام که ظاهری شبیه به چینگ داشت، با این حال شخصیتی کاملاً متفاوت و گذشتهای بی ارتباط با او، به طرز شگفتآوری به این ماجرا کشیده شد. نکته جالب این بود که هر دو زن عاشق مردی به نام لو لو بودند. با وجود اینکه حادثه انفجار به نظر میرسید تصادفی باشد، اما پشت آن رازی نهفته بود که ریشه در عشقی پیچیده و ده ساله داشت.
دانشمندان برای درمان یک بیماری خونی با استفاده از نانوتکنولوژی، کوسهای کوچک شده را به بدن بیمار تزریق میکنند. هنگامی که کوسه تهدیدآمیز میشود، تیمی از ماجراجویان برای از بین بردن آن وارد جریان خون فرد میشوند.
در این برنامه، Jes Tom، Alok، Asha Ward، Chloe Petts، DeAnne Smith، Krishna Istha و Mx. Dahlia Belle فرصت خواهند داشت تا تواناییهای خود را به نمایش بگذارند.
این سریال بر مفصلترین دزدیهای واقعی که در طول تاریخ رخ داده است، متمرکز است، مانند سرقت قطار ویلکاکس در سال 1899 تا دزدی در آستانه بزرگ بوستون در سال 1950.
داستان در چین باستان اتفاق می افته. جنگ همه جا سایه انداخته و مردم دونه دونه دارن میمیرن. شین و هیو دو پسری هستن که به خاطر جنگ یتیم شدن و صبح تا شب توی جنگل تمرین میکنن تا بتونن روزی فرمانده ارتش بشن و این جنگ رو تموم کنن. اما یه روز فرمانده شو بونکون هیو رو میبینه و هیو چشمشو میگیره . به اون اجازه میده که به عنوان کلفت توی قصر خدمت کنه. اما بعد توی قصر درگیری ای پیش میاد و هیو زخمی میشه و فرار میکنه و نقشه ای رو به شین میده و ماجراجویی شروع میشه
داستان درباره کویو (Kōyō Kotesashi)، یه پسر جوونه که میخواد دکتر ورزشی بشه. اون تو دبیرستان دانشگاه سیها، که به خاطر تیمهای ورزشی قویش معروفه، متخصص ماساژ میشه.
یک روز یک ویروس ناشناخته روی زمین ظاهر میشه و دنیا به فاجعه کشیده میشه. حیوانات آلوده تبدیل به هیولاهای ترسناک و وحشی میشن. وقتی که بشریت با نابودی مقابله میکنه، دیوارها و شهرهایی رو میسازن که از بازمانده انسانها محافظت کنه.
شی هائو یک نابغه موهبت داده شده از سوی بهشت است که در دنیای بی همتایی که قبیله ها برای بدست آوردن قدرت بایکدیگر می جنگند در فقر به دنیا آمده است، هرچند قبیلهاش گذشته مرموزی دارند اما تمام تلاش خود را برای تبدیل شدن او به فرد نابغه ای که در تقدیرش است می کنند، ماجراهایی که با جنگیدن با هیولاها و افراطی های پلید و کشمکش بر سر قدرت با قبیله های دیگر دارد باعث می شود تا او سر از سرزمین های ناشناخته در آورد، تا تبدیل به شخصیتی شود که حقیقتا می تواند دنیا را تکان دهد.
Nana Futami، مانگاکای تازهکار، در یک دفتر نشر پر از شخصیتهای عجیب و دوستداشتنی کار میکند. با حمایت ویراستار و دستیارش، او تلاش میکند تا مانگای شوجوی موفقی خلق کند. اما خیالپردازیهای شدیدش باعث بروز موقعیتهای طنزآمیز و احساسی در محیط کار میشود. این انیمه نگاهی گرم و انسانی به دنیای خلق مانگا دارد.
لونا ایشیکاوا (Luna Ishikawa) یک خونآشام تاریک و مرموزه—یا حداقل دوست داره همکلاسیهای جدیدش اینطور فکر کنن. واقعیت اینه که، هرچند ممکنه یکی از اون خونآشامهای نهچندان افسانهای باشه، واقعاً به هیاهوش نمیرسه. قدش کوتاهه و دستوپاچلفتیه، و حتی نمیتونه خون درست بمکه! پس وقتی همکلاسیش تاتسوتا اوتوری (Tatsuta Ootori) مشکل کوچیک «نوشیدن»ش رو کشف میکنه، نمیتونه کمک نکنه. آیا میتونه لونا رو از اون حیوان کوچولو و ترسویی که هست به یک موجود ترسناک شب تبدیل کنه؟!
به فارسی : "مستاجر عمارت وایلدفل" (برگرفته از رُمان "آن برونته" شاعر و نویسندهٔ انگلیسی با همین نام) سریال در مورد یک بازیگر زن مرموز به نام "تارا فیتزجرالد" است که به همراه پسره جوانش به عمارت قدیمی وایلدفل (قرن نوزدهم - مربوط به دوره ملکه الیزابت) راهی میشوند ، تارا تصمیم دارد که به همراه پسرش در آنجا تنها زندگی کند ، ولی همسایه های تارا قصد دارند تا او را تنهایی در بیارند..
این یه کمدی اکشن معرکه است، داستان ما با جوانی به اسم سایتاما شروع میشه یک "حد وسط" با یک زندگی ساده، سری کچل، و هیکلی نا میزون !!! ولی اون طوری که شما فکر می کنید اون یه آدم عادی نیست اون یه ابرقهرمانه که وظیفه ی سنگین نجات دنیا را به عنوان بخش سرگرمی و در اوقات فراغت زندگیش به دوش داره و البته تو این سرگرمی با مشکل بزرگی رو به رو شده... هر موجودی در مقابلش قرار می گیره با یک مشت و فقط یک مشت از پا درمیاد و اون داره از این قضیه دیوانه میشه!!! با این وجود تسلیم نمیشه و امیدوار ادامه میده تا بلاخره روزی حریفی پیدا کنه تا اون را به چالش بکشه و تو این راه با قهرمان های دیگه ای آشنا میشه و یه داستان کمدی با کلی حادثه ی غافلگیر کننده رغم می خوره!.....
زوجدرمانی دنیایی پنهان را آشکار میکند: روابط دیگران. این سریال، به دور از کاریکاتورهای رئالیتیشو، یک مستند واقعی است که بینندگان را به تجربهای اصیل و عمیق از درمان هفتگی با چهار زوج میبرد.
وقتی بهترین دوست ساتو، هیمه، به او می گوید که او در حال حرکت است، او تصمیم می گیرد دنبال کند. پس از بهم ریختن عروسی او در دنیایی دیگر، او به عنوان داماد به پایان می رسد که ناگهان او را می بوسد. Prophecy بیان می کند که سرنوشت شوهرش به عنوان پادشاه حلقه خواهد بود: قهرمانی با قدرت بسیار زیاد که جهان را از دست پادشاه ابیسال نجات خواهد داد.
سمارا «سم» یانگ (Samara “Sam” Young) یک توسعهدهنده تو لسآنجلس هست که داره با اولین بازی ویدئوییش، رومینیت (Ruminate)، به آرزوهاش میرسه. البته تا وقتی که یک استریمر محبوب به بازی یک نقد خیلی تند میده. بدتر از اون، سم متوجه میشه که این منتقد دردسرساز حالا همسایه جدیدشه!
رایان سرهانت، غول املاک و مستغلات، یکی از بزرگترین شرکتهای نیویورک را رهبری میکند و ضمن رسیدگی به گرانترین لیستهای املاک، نمایندگان خود را به سمت عظمت سوق میدهد.
سریال کنسرت تیلور سویفت، جادوی تور رکوردشکن او را به تصویر میکشد، لحظات پشت صحنه و اجراهای ویژه با دیگر هنرمندان را به تصویر میکشد، در حالی که بینشهای شخصی خود را از نزدیکترین اطرافیانش به اشتراک میگذارد.
هر 1000 سال ، شورای خدایان برای تصمیم گیری در مورد سرنوشت بشریت گرد هم می آیند. پس از 7 میلیون سال تاریخ بشر ، خدایان به این تصمیم رسیدند که انسان قابل جبران نیست و باید منقرض شود.
نیرلند یه پارک موضوعی داری هوش مصنوعیـه، جایی که رویا ها، امید ها و علم با هم عجین میشن. ویوی به عنوان اولین هوش مصنوعی انساننمای مستقل به عنوان هوش مصنوعی قالب در تاسیسات عمل میکنه. اون برای انجام ماموریتش که خوشحال کردن همه به وسیله آهنگه، اون به اجرا کردن روی صحنه با تمام قلبش ادامه میده. ولی پارک موضوعی هنوز از لحاظ محبوبیت کمبود داشت. یک روز یک هوش مصنوعی به اسم ماتسوموتو جلوی ویوی ظاهر میشه و توضیح میده که در زمان سفر کرده و از 100 آینده اومده و ماموریت داره تا تاریخ رو درست کنه و به کمک ویوی از جنگ میان بشریت و هوش مصنوعی که صد سال دیگه رخ میده جلوگیری کنه. چه آیندهای انتظار این دو هوش مصنوعی با ماموریتهای مختلف رو میکشه؟ این داستان هوش مصنوعیایه که هوش مصنوعی رو از بین میبره. سفر صد ساله هوش مصنوعی خواننده اپرا، ویوی اینجا شروع میشه.
لونیا (Lunia)، دختر ناخواسته و تحقیرشدهی یک خانواده اشرافی، با ازدواج با دوک نفرینشده، هادس کرونوا (Hades Khronoa)، از سرنوشت تلخش فرار میکنه. اما بعد از فقط یک شب سرد و بیعشق، بدون هیچ اثری غیبش میزنه، در حالی که نمیدونه داره بچههای هادس رو حمل میکنه. هفت سال بعد، هادس مصممه که لونیا رو برگردونه و پیداش میکنه... همراه با بچههایی که هیچوقت نمیدونست وجود دارن. حالا که رازها یکییکی رو میشن و احساسات دوباره شعلهور میشه، آیا این زوج شکسته میتونن گذشته رو باز کنن و با هم به آینده نگاه کنن؟