همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در دیداری حساس از مرحله گروهی یورو 2024، تیمهای ملی فرانسه و لهستان به تساوی 1-1 دست یافتند. کیلیان امباپه در دقیقه 56 از روی نقطه پنالتی برای فرانسه گلزنی کرد، اما رابرت لواندوفسکی نیز در دقیقه 79 از روی نقطه پنالتی گل تساوی را برای لهستان به ثمر رساند.
در یک بازی نفسگیر و جذاب، تیمهای ملی کرواسی و ایتالیا در گروه B یورو 2024 به تساوی 1-1 دست یافتند. نیکولا ولاشیچ در دقیقه 65 برای کرواسی گلزنی کرد، اما مانوئل لوکاتلی در دقیقه 98 بازی، گل تساوی را برای ایتالیا به ثمر رساند.
در آخرین بازی مرحله گروهی یورو 2024، تیمهای ملی آلبانی و اسپانیا در گروه B به مصاف هم رفتند که در نهایت، اسپانیا با نتیجه 1-0 به پیروزی رسید. فران تورس در دقیقه 13 بازی، تنها گل این دیدار را برای ماتادورها به ثمر رساند.
مجارستان در یک بازی دراماتیک و نفسگیر، با نتیجه 1-0 از سد اسکاتلند عبور کرد و به اولین پیروزی خود در یورو 2024 دست یافت. کوین سوبوچای در دقیقه 10+90 بازی، تنها گل این دیدار را برای مجارستان به ثمر رساند.
در یک بازی حساس و نفسگیر، تیمهای ملی سوئیس و آلمان در گروه A یورو 2024 به تساوی 1-1 دست یافتند. یان زومر، دروازهبان سوئیس، در این بازی درخشش فوقالعادهای داشت و با مهارهای دیدنی خود، مانع از پیروزی آلمان شد. جمال موسیالا در دقیقه 63 برای آلمان گلزنی کرد، اما بریل امبولو در دقیقه 68 بازی، گل تساوی را برای سوئیس به ثمر رساند.
در دهمین گرندپری فصل 75 فرمول یک، به اسپانیا بازگشتیم. با شروع فصل جدید، اتفاقات عجیبتری از همیشه در حال رخ دادن است. در تعیین خط، فراری، مرسدس و مکلارن تیمهای مدعی بودند. در نهایت، نورث از مکلارن به مقام اول رسید و فِرستاپن و دو مرسدس دیگر، او را تعقیب میکردند. مسابقه هیجان زیادی نداشت اما شاهد رقابتهایی بین تیمها بودیم. نبرد مکلارن و راسل با فِرستاپن که از گرندپری کانادا آغاز شده بود، ادامه پیدا کرد و باز هم با پیروزی فِرستاپن به پایان رسید. فراری عملکرد خوبی نداشت و مسابقه چیز خاصی برای تعریف کردن ندارد. ایستگاه بعدی، اتریش.
یک کارآگاه در پی یادداشتی مرموز دربارهی دخترش، تحقیقاتی را آغاز میکند که با کشف یک سینک ظرفشویی با قابلیت دستکاری زمان، به هرج و مرجی عجیب و گیجکننده کشیده میشود.
تیم ملی فوتبال بلژیک در دومین دیدار خود در یورو 2024، با نتیجه 2-0 رومانی را شکست داد و به اولین پیروزی خود در این رقابتها دست یافت. میچی باتشوای در دقیقه 89 و کوین دی بروینه در دقیقه 90+2 برای بلژیک گلزنی کردند.
پرتغال در یک بازی قاطعانه و تماشایی، با نتیجه 3-0 از سد میزبان خود، ترکیه، عبور کرد و به دومین پیروزی خود در یورو 2024 دست یافت. کریستیانو رونالدو، فوق ستاره پرتغال، با دو گل در این بازی، درخشش خود را بار دیگر به اثبات رساند. ژوائو فلیکس، دیگر مهاجم پرتغال، نیز در این بازی گلزنی کرد.
در یک بازی جذاب و پرهیجان، تیمهای ملی گرجستان و جمهوری چک در گروه F یورو 2024 به تساوی 1-1 دست یافتند. گرجستان در این بازی با گل دقیقه 45+3 میخائیل میکوتادزه از روی نقطه پنالتی پیش افتاد، اما جمهوری چک در دقیقه 59 بازی با ضربه سر توماس شیک به تساوی رسید.
این داستان دربارهی مرد قدرتمندی است که با سوءاستفاده از تواناییهای خود، به زندگی مردم آسیب میرساند. اما وقتی دختر کسی را که از او دزدی کرده بود میرباید، سرنوشت او به سمت سقوط پیش میرود.
دیدار حساس دو تیم مدعی گروه D، هلند و فرانسه، در ورزشگاه یوهان کرایف آمستردام به تساوی بدون گل انجامید. هر دو تیم در این بازی موقعیتهای گلزنی داشتند، اما نتوانستند از آنها استفاده کنند. ممفیس دیپای و آنتوان گریزمان، ستارگان دو تیم، در این بازی عملکرد موفقی نداشتند.
اتریش در یک بازی تماشایی و پرگل، با نتیجه 3-1 از سد لهستان عبور کرد و به دومین پیروزی خود در یورو 2024 دست یافت. گرگور تراونر، کریستوف بوماگارتنر و مارکو آرناتوویچ برای اتریش گلزنی کردند و کریستوف پیاتک تنها گل لهستان را به ثمر رساند.
اوکراین در یک بازی نفسگیر و دراماتیک، با نتیجه 2-1 از سد اسلواکی عبور کرد و به اولین امتیازات خود در یورو 2024 دست یافت. اسلواکی در نیمه اول با گلزنی رابرت ماک پیش افتاد، اما اوکراین در نیمه دوم با درخشش سرگی شاپارنکو و رومان یارمولچوک، بازی را به سود خود برگرداند.
اعتصاب معدنچیان در سالهای ۱۹۸۴/۸۵، پرتنشترین و خشونتآمیزترین اختلاف صنعتی بود که بریتانیا تاکنون شاهد آن بوده است. فیلم مستند "STRIKE" با استفاده از شهادت شخصی، اسناد دولتی قبلاً مخفی و آرشیوهای دیده نشده، داستان نبرد اورگرِیو را روایت میکند.
اسپانیا و ایتالیا در گروه B یورو 2024 به مصاف هم میروند. اسپانیا در بازی قبلی خود کرواسی را شکست داد و ایتالیا نیز از سد آلبانی گذشت. برنده این بازی شانس زیادی برای صعود به مرحله حذفی خواهد داشت.
«لبخند در انتهای راهرو» با داستان فوجیتو چیوکی شروع میشه، دختر جوانی که دوست داره در آینده مدل بشه و پدرش صاحب یک آژانس مدلینگ تازه تاسیس شده به نام مایل نایژه. از زمان کودکی، رویای چیوکی این بوده که ستاره ی آژانس پدرش باشه و در هفته ی مد پاریس شرکت کنه. با صورتی زیبا و محیطی غنی، اینطور بنظر میرسید که اون در مسیر درستی برای رسیدن به آرزوش باشه، ولی اون خیلی زود در مقابلش مانع غیر قابل عبوری رو پیدا میکنه وقتی که رشد قدش بعد از 158 سانت متوقف میشه؛ قدی که برای یه مدل حرفه ای خیلی کوتاهه. هرچند که برخلاف گفته ی بقیه که میگفتن امکان نداره چیوکی به باور به خودش ادامه داد، ولی وقتی که چیوکی وارد سال آخر دبیرستان شد کم کم اراده اش رو از دست داد. و این همون موقعی بود که چیوکی با سومورا ایکوتو ملاقات میکنه، یه همکلاسی کسل کننده با استعدادی شگفت آور برای طراحی لباس، که اون هم داره کم کم به این تصمیم میرسه که بخاطر شرایط نامساعدی بیخیال آرزوش بشه. اونها باهم دیگه ماجراجویی غیر ممکنی رو برای رسیدن به آرزوهاشون آغاز میکنند.
سری جدیدی از انیمه Beyblade بانام Beyblade Burst GT (Gachi) از کانال یوتیوب CoroCoro به صورت هفتگی پخش میشود. این سری از یه شخصیت جدید با موهای بلوند کوتاه به تصویر دراومد.
بخش شرقی شیجوکو وارد (Shinjuku ward) ناحیه پر از نو نئونی کابوکیچو دراز به دراز مرکز این شهر پر هرج و مرج کشیده شده است. جایی که روشنایی قوی ای باشد، سایههایی عمیقی هم خواهد بود. داستان، یک شب که قتلی عجیب و مسلم اتفاق می افتد شروع میشود. دلهره؟ یا خنده دار؟ نمایشی غیر قابل تشخیص در حال شروع است...
سِری کیوکی تمام تلاشش اینه که یه زندگی روزمره عادی مدرسهای داشته باشه، اما بجاش میشه دستیار یه همکلاسی عجیب غریبش به نام کابوتو هانادوری. کابوتو یه دبیرستانی توهمیه که خیال میکنه یه شوالیه در سفره که ادعا میکنه با برداشتن چشمبندش یه شخصیت تاریکی از خودش آزاد میشه که بهش مایکل آفِنبارونج دانکِلهایت میگه. سِری مصممه که تسلیم خواستههای کابوتو نشه، اما عمل کردنش سختر از چیزیه که بنظر میاد.
داستان این سریال درمورد دختر بچهای پنج ساله است که یک سال بعد از تولدش پدر و مادرش را از دست داده و عمهاش سرپرستی او را بهعهده میگیرد. در واقع داستان از روزی شروع میشود که عمه «دتا» کاری در شهر فرانکفورت پیدا کرده و دیگر نمیتواند از «آدلاید» که همه او را هایدی مینامند نگهداری کند بنابراین تصمیم میگیرد که او را به نزد پدربزرگش که تنها فامیل اوست ببرد تا او مسئولیت سرپرستی از هایدی را به عهده بگیرد.
دنیا توسط ارواح، گابلین ها و بقیه موجودات عجیب الخلقه حکمرانی میشه. انسان ها مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. روزی یک گالم و یک انسان دختر تنها همدیگه رو میبینن. این داستان عضوی از یک نژاد تخریب شده و یک نگهبان جنگله. این انیمه داستان سفرهایی که این دختر و پدر با همدیگه دارن رو روایت میکنه.
این ناول داستان ریچارد راناشینا دورپیان، یه ارزیاب جواهرات بریتانیایی خوشتیپ، و سیگی ناکاتا، یه دانش آموز ژاپنی پر جنب و جوش رو دنبال میکنه. در این پرونده های دو نفره ی مرتبط به جواهرات، دیدگاه های روانشناختی صاحبشون که توی الماسشون نهفته، فاش میشه.
آساکوسا میدوری قصد ساخته انیمه داره، ولی اون برای برداشتن قدم های اول اینکار زیادی ناامیده. تا اینکه اون یک روز به طور اتفاقی با میزوساکی سوبامه، یه دختر اجتماعی آینده دار که آرزوی انیماتور شدن داره آشنا میشه. اونها به همراه دوست پول پرستشون، کاناموری سایاکا، کم کم برای تبدیل «دنیای خارق العاده ـشون از رویا به واقعیت قدم برمیدارند!
"کاروتا" یک بازی کارتیه که در اون شرکت کننده ها باید با به خاطر سپردن شعرهای نوشته شده روی کارتها، با سرعت زیاد و با عکس العمل مناسب، کارت مورد نظر رو بردارند. در نتیجه علاوه بر حافظه ی قوی، انعطاف بدنی هم نقش موثری در این بازی داره.بزرگترین رویای دختری به اسم “چیهایا” اینه که روزی خواهر بزرگترش رو به عنوان بهترین مدل ژاپن ببینه. اما یک روز پسری به اسم “آراتا” به اون میگه که، رویای هر فرد باید برای خودش باشه و هر کس برای رسیدن به رویای خودش باید تلاش کنه. “چیهایا” که از انعطاف بدنی خوبی برخورداره، متوجه میشه که به بازی “کاروتا” علاقه پیدا کرده و به همراه “آراتا” و دوست قدیمیش “تایچی” سعی میکنه توی این بازی پیشرفت کنه.
پارک سائه روی (پارک سئو جون)، جوانیست که در در روز اول مدرسه، همکلاسی خود جانگ گئون وون (اهن بو هیونگ) را که درحال قلدری برای دیگر دانش آموزان بود، کتک میزند. از طرفی مدیر همان مدرسه و رئیس رستورانی که پدر پارک سائه روی در آن کار میکند، پدر جانگ گئون وون است. او از پارک سائه روی میخواهد از پسرش عذرخواهی کند اما او قبول نمی کند به همین خاطر او را از مدرسه و پدرش را از رستوران اخراج می کند. کمی بعد پدر پارک سائه روی در تصادفی با جانگ گئون وون کشته می شود و پارک سائه روی نیز از روی عصبانیت جانگ گئون وون رو کتک میزند و کمی بعد دستگیر شده به زندان می افتد. بعد از آزاد شدن از زندان پارک سائه روی تصمیم میگیرد از خانواده جانگ، با راه اندازی رستوران خودش در ایتوان سئول، انتقام بگیرد …
اوه هیون جه (Jang Hyuk) کاراگاه با سابقه ایست که با مهارت فوق العاده خود، بسیاری از پرونده ها را تاکنون حل کرده است اما به یکباره زندگی او با کشته شدن نامزدش توسط یک قاتل سریالی نابود شده و بعد از آن افسرده و خانه نشین میشود. از طرفی ، چا سو یونگ (Soo young) افسر پلیس یک روستاست اما به خاطر نشان دادن مهارت های خود و همچنین توانایی اش در به خاطرسپردن هرآنچه که دیده، به عنوان کاراگاه تازه کار انتخاب میشود. تا اینکه به طور غیرمستقیم و اتفاقی با اوه هیون جه همکار میشود…
افرادی وجود دارند که می توانند به ذهن دیگران نفوذ کرده و حافظه شان را کنترل کنند. از این قدرت برای از بین بردن اسرار و یا بدتر از آن برای قتل به کار گرفته می شد. پتانسیل قدرت گفته شده به اندازه ای قوی هست که ذهن افراد را نابود کند، ولی می تواند نتیجه معکوس داده و قلب خودشان را نابود کند. برای مقابله با این، از زنجیر استفاده می شود تا از قلب های ضعیف و خطرناکشان محافظت کند. به خاطر بالا رفتن ترس و تحقیر فرد، آنها نهایتا "پت" یا حیوان خانگی نامیده شدند.
کانگ سان هیوک (Park Hae-Jin) جوان خوشتیپ و زیباییست که در گروه امداد و نجات کار میکند و کودکی خود را به یاد نیاورده و آرزو دارد که دارایی هایش به پیش از 5 میلیون دلار برسد ، از طرفی جانگ یونگ جائه (Jo Bo-Ah) پزشک زیباییست که به یک جنگل مرموز فرستاده شده و سعی میکند تا درد و مشکلات مردم آن جنگل را برطرف کند ، طی اتفاقی آن دو در جنگل بایکدیگر ملاقات کرده و مجبور میشوند باهم زندگی کنند و…
داستان گروهی از زنان و مردان ارتش آمریکا که در پایگاهی در افغانستان خدمت می کنند، آنها از نژاد و قومیت های متفاوتی هستند ولی در کنار هم با مشکلات مبارزه می کنند .
کیم تائه پیونگ (Taec Yeon) مردی خوش قلب و خوشتیپ و مهربانیست که با نگاه کردن در چشم دیگران ، میتواند زمان مرگ آن ها را بفهمد ، اما یک روز پس از آشنایی با جون یانگ (Lee Yeon Hee) کاراگاهی که در ایستگاه پلیس یونگسان فعالیت می کند ، متوجه میشود که نمیتواند زمان مرگ او را ببیند ، طی اتفاقی آن دو بایکدیگر در پرونده یک قتل همکار میشوند و سعی میکنند تا آن موضوع را حل کنند…