همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
چند نوجوان کنجکاو به همسایهشان که یک پلیس است مشکوک میشوند و فکر میکنند که او یک قاتل سریالی است. آنها در طول تابستان برای جمعآوری مدارک تلاش میکنند، اما هر چقدر که به حقیقت ماجرا نزدیکتر میشوند وضعیت نیز خطرناکتر میشود و…
در دهه 1940، حمله ژاپن به پرل هاربر، روحیه آمریکایی ها را نابود کرد. رئیس جمهور ایالات متحده، فرانکلین روزولت، تصمیم گرفت که همه چیز را به بمباران توکیو بسپارد و امید مردم را بالا ببرد. جیمز دوولیتل، معاون کل قوا ارتش، توسط یک ناو هواپیمابر عظیم این عملیات را با موفقیت انجام داد. با این حال، پس از اتمام مأموریت ها، خلبانان هنگام بمباران به دلیل کمبود سوخت، در مناطق ساحلی نزدیک ژجیانگ فرود آمدند و به دنبال نجات بودند. یک خلبان جوان به نام جک ترنر توسط یک بیوه جوان به نام یینگ نجات یافت، یینگ خلبان آمریکایی زخمی را در خانه اش مخفی کرد. علیرغم داشتن توانایی ارتباطی به صورت گفتاری، آنها برای یکدیگر سکوت کردند و یک داستان عاشقانه بینشان آغاز شد...
یک بازیگر قدیمی پس از پشت سر گذاشتن یک حملهی قلبی مجبور میشود در یک ماجراجویی هیجانانگیز ، همراه با پسر سرد مزاج خود از یک سمت کشور به سمتی دیگر سفر کند و…
داستان فیلم از یک شهر کوچک به نام واردنکلیف آغاز میشود ، جایی که اسلپی دوباره زنده شده است و قصد دارد در شب هالووین نقشههای شوم خود را عملی کند. اما در این بین چند نوجوان ماجراجو پی به نقشههای اسلپی میبرند و سعی در متوقف ساختن او و هیولاهای ترسناکش میکنند و…
زنی که مشکلات زیادی داشته و تبدیل به انسانی گوشه گیر شده است از طرفی از سمت خانواده زورگویش مورد سوء استفاده قرار می گیرد و از طرفی دیگر وارد رابطه با شخصی می شود که مظنون به انجام قتلهایی بی رحمانه است.
زنی به تنهایی در حوالی روستایی در روسیه زندگی میکند. روزی بسته مرجوعی به دستش میرسد که آن را برای شوهر زندانی خود فرستاده بود. او تصمیم میگیرد خود به سمت آن زندان دورافتاده برود تا علت این موضوع را متوجه شود.
این فیلم که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده داستان زنی به نام “آنه” را روایت میکند که در میان یک دوستی طولانی مدت با “دانکن” مردی بی بخار که طرفدار وسواسی “تاکر کرو” یک موزیسین مشهور سبک راک میباشد گرفتار شده است…
مردی که تصمیم گرفته بر شیطان غلبه کند وارد عمل میشود و پس تلاش های فراوان شیطان را دور از مردم و در خانه خود زندانی میکند به این ترتیب آرامش و صلح بین مردم برقرار میشود و همه چیز به خوبی پیش میرود تا زمانی که یک دختر افسرده و نا امید به طورصورت تصادفی باعث میشود شیطان دوباره آزاد شود و...
نویسنده ای به نام راشل چندین بار تحت درمان های باروری برای باردار شدن قرار می گیرد، و سعی میکند ازدواج خود را حفظ کند. اما این کار امکان پذیر نمیشود و پزشک پیشنهاد دیگری به آنها میدهد که باعث میشود زندگی آنها را تحت شعاع قرار گیرد و...
داستان فیلم در مورد رهبر نیروهای ویژه به نام Axe می باشد که تصمیم میگیرد دوران بازنشستگی خود را در جنگل های دور افتاده ی آسیا سپری کند و با شرایط زندگی در این مکان کنار بیاید. هنگامی که یک پدر نا امید از او می خواهد که دختر ربوده شده اش را پیدا کند، Axe تصمیم می گیرد دوران بازنشستگی خود را به پایان برسد و به عنوان آخرین ماموریتش این دختر جوان را نجات دهد. او تیم قدیمی خود را دوباره دور هم جمع می کند و با هم به سراغ آدم ربایان می روند تا دخترک ربوده شده را به پدر و مادرش بازگردانند و…
آجاتاشاترو تمام دوران زندگی را در محلهای کوچک در بمبئی به سر برده و مردم را با جادوهای خیابانی و شیرینکاری سرگرم کرده است. او سفری را برای یافتن پدر گمشده اش آغاز میکند، اما در یک ماجراجویی بیپایان گیر میافتد و…
هشت نفر از دانش آموزان کالجی بصورت خودجوش در نیمه های شب با یک قایق بادبانی متعلق به مدیر عامل یک شرکت بیوتکنولوژی که پدر یکی ار این هشت نفر می باشد برای تفریح و گردش روانه دریا می شوند. بطور مرموزی سمت و سوی سفر تغییر می کند، موتور قایق و رادیو از کار می افتد و در همان زمان، چیزی عجیب بر روی قایق بادبانی که همان مسافر نهم می باشد پدیدار می شود. آنها به یک جزیره تاریک رانده می شوند، آن جزیره خانه آن موجود عجیب غریب می باشد که …
"ریچارد گر" در این سریال ایفاگر نقش "مکس"، یک تاجر آمریکایی و مسئول یک نشریه در شهر لندن و "هلن مککوری" ایفاگر نقش "کاترین"، همسر سابق وی است. "بیلی هاول" نیز در نقش پسر 30 سالهی آنها "کیدن" می باشد که دفتر روزنامه اختصاصی "مکس" در انگلستان را میچرخاند و قرار است همانند پدرش در مسیر موفقیت گام بردارد...
داستان کمدي حول "يونومي کوبني" ميچرخد که در روز تولد 16 سالگياش ناگهان متوجه ميشود که نامزد "ميتسومينه هاکويا"، پسري همسن و سال خودش است. "هاکويا" از حومهي شهر نقل مکان کرده تا با او زندگي کند و خواهر کوچک دبستانياش را نيز با خود ميآورد. نفر بعدي ديگر خواهرش است که دو سال از کوبني بزرگتر ميباشد. داستان حول اين چهار نفر به عنوان "زوج" و "خواهرشوهران" ميچرخد.
“یوما” و “هوتارو” از بچگی با هم دوست صمیمی بودن و طبیعیه که برای مشورت درباره مشکلاتی که با دوست پسران خودشون دارن به سراغ همدیگه بیان. ولی قضیه از جایی پیچیده میشه که هوتارو و یوما به تمرین رفتاری که باید با دوست پسران خودشون داشته باشند مشغول میشن و همین جرقه خاصی رو بین اونا روشن می کنه و متوجه این میشن که بیشتر از علاقه به دوست پسرانشون به همدیگه علاقمند هستند.
کانگ جون (جو جی هون) در ادامه تحقیقاتش برای نجات خواهزاده خود با حوادث عجیب و انسان های با قدرت ماورا طبیعی روبرو میشود. او در این مسیر با همکاری شین سو یونگ (جین سه یون) در تلاش است تا حقیقت قدرت های ویژه ای که از طریق اشیاء و آیتم شکل میگیرند را پیدا کنند…
این سریال در مورد دو وکیل کاملا متفاوته. گو ته ریم (جین گو) یک وکیل مغروره که میدونه چطور با قانون بازی کنه تا توی کارش همیشه برنده باشه. برای او از دست دادن حتی یک پرونده هم غیرقابل تصوره! در مقابل سو جه این (سو یون سو) یک وکیل تازه کاره و به عدالت اعتقاد زیادی داره. او تصمیم میگیره با گو ته ریم کار کنه…
آشیا هفت روز اول مدرسه رو توی درمانگاه بستری بود ، سرما نخورده بود ، یوکایی بهش چسبیده بود . اخر سر دید اگر همین طور ادامه پیدا کنه زندگیش نابود میشه ، رفت سراغ صاحب یک اتاقک چای ( مردی عبوس به نام مونونوکان ) که کارش مدیریت کردن یوکایی ها بود و آنها را از این جهان به جهان دیگه می فرستاد.
اوه یئون-سئو یک بازیگر زیباست اما در بازیگری استعداد ندارد. حتی با قرار گرفتن نام اش در کنار نام پسر یکی از خانواده های چایبول رسوایی به بار می آورد. سپس نقش دستیار یک وکیل به او پیشنهاد می شود اما برای بازی در این نقش باید در کنار وکیلی به نام جونگ-راک فعالیت کند. گرچه جونگ-راک از این موضوع راضی نیست اما موافقت می کند.
موجودات پرنده مرموز تحت عنوان، "زای" ناگهان پدیدار میشوند، و به منظور مقابله با این موجودات، بشریت دست به تولید نوعی تجهیزات پرنده، به نام "دختران(فرزندان دختر)" میزند، و همچنین یک مکانیزم مبارزه خودکار بنام"آنیما"، که به شکل دختران انساننما هستند. تمرکز داستان بر روی یک مرد جوان بنام "کِی ناروتانی"، کسی که مشتاق به پرواز در آسمان و یک آنیما، دختری بنام "گریپن" که گمان میرود برگ برنده بشریت باشد است.
جو دول هو (پارک شین یانگ) دادستان میشود تا موقعیت اجتماعی بهتری داشته باشد، اما نمی تواند از فساد محل کارش چشم پوشی کند. گزارش این فساد؛ باعث از دست دادن همه چیزش می شود. او زندگیش را از نو می سازد و به عنوان وکیل در دفتر حقوقی منطقه ای کوچک کار می کند و سخت تلاش می کند تا وکیلی متعهد به عدالت باشد و از فقرا و بی گناهان محافظت کند…
چا وو هیوک (پارک شی هو) یک دادستانه که از خبرنگاری در یک روزنامه کار خود را آغاز کرده. وقتی پدرش در یک حادثه نامشخص میمیره و مادرش هم خودکشی میکنه زندگیش دگرگون میشه. او حالا تمام تلاشش رو برای برملا کردن حقیقت و گرفتن انتقام میکنه…
کیم هه جا امیدوار است گوینده شود. او صادق است و شخصیت مثبتی دارد اما ناگهان به یک زن ۷۰ ساله تبدیل میشود که قابلیت دستکاری در زمان دارد.لی جون ها میخواهد یک خبرنگار شود. او برای رسیدن به آرزویش سخت تلاش کردهاست، اما اکنون با ناامیدی زندگی میکند. او با کیم هه جا آشنا میشود.
کیم بو می (لی یو ری) یه مجری اخبار تلویزیونیه که فقط به خودش اهمیت میده. لی بوم یه زمانی بازیگر محبوبی بوده ولی الان یک همسر خوب و قانون منده که فقط به خانواده اش اهمیت میده. به طریقی بدن این دو نفر با هم جابجا میشه و این شانس به اونها داده میشه تا تجربه جدیدی رو کسب کنند و…
هاسومی کیوکو یک وکیل است که وقتی مادرش فوت کرد، کار خود را ترک کرد. شوهرش یک دادستان نخبه است که به عنوان رهبر یک اداره تحقیقات ویژه در دادسرای منطقه توکیو کار می کند. با این حال، وی به فساد متهم شده و دستگیر شد. زندگی کیوکو به عنوان یک "همسر خوب" شروع به تغییر می کند. برای محافظت از فرزندانش، تصمیم می گیرد دوباره به عنوان یک وکیل کار کند. او به طور موقت در یک دفتر حقوقی استخدام شده است و برای اولین بار در طی 16 سال به عنوان وکیل کار می کند.
سریال بر روی رابطه خطرناک بین استاد دانشگاه به نام "لی" و دانشجو او "رز" تمرکز دارد. اما پس از یک سری رویدادها، همه چیز بین این دو منجر به رابطه ای مرگبار می شود ...
پونگ سانگ (یو جون سانگ) مردی میانسال و تنهاست که هیچوقت نتوانسته برای خودش زندگی کند. او تاکنون از 4 خواهر و برادر کوچکترش نگهداری کرده است و آن ها را از نظر مالی تامین کرده است. آیا او بالاخره می تواند در زندگی اش به شادی برسد؟