همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
آنتوان بسون که زنش میریام از او طلاق گرفته یک مرد خوب است. او مسئول حراست یک بیمارستان است و از سوی همکاران و رئیسش مورد احترام قرار میگیرد. علاوه بر این او پدری نمونه و دوستی خوب برای پسر یازده ساله هست. او تصمیم میگیرد به شهری که همسر و دخترش در آن زندگی میکنند نقل مکان کند، و از همینجا مشکلاتش شروع میشود و...
یک دانش آموز سال آخری به نام الکس لاینی با نوری اسرارآمیز مواجه می شود که باعث می شود او توانایی های خطرناک و ماوراطبیعه به دست بیاورد اما او به یاد نمی آورد که چه کسی است یا چگونه قدرت ها را به دست آورده است و…
یک زوج نیویورکی که از دوران کالج با یکدیگر آشنا شده و حالا در انتظار تولد اولین فرزندشان هستند، با اتفاقاتی مواجه می شوند که مسیر زندگی شان را تغییر می دهد و...
بلیچ ماجراهای پسری دبیرستانی به نام ایچیگو را دنبال میکند که توانایی دیدن ارواح را دارد. زندگی وی پس از برخورد با یک شینیگامی یا روح مرگ به کلی دگرگون میشود. او پس از بدست آوردن قدرتی عجیب میتواند از شهر کاراکورا در مقابل نیروهای پلید محافظت کند و…
داستان درباره اشرف مروان تاجر و میلیاردر اهل مصر و همسر یکی از دخترهای جمال عبدالناصر است. او ارتباطات سیاسی زیادی داشت و برای سازمان های جاسوسی دشمنان ملتش کار میکرد.
یک گروه متشکل از 5 زن به جنگل میروند تا تولد یکی از دوستانشان را جشن بگیرند و در جنگل اردو بزنند، اما آنها نمیدانند که این جشن قرار است به کابوسی برای آنها تبدیل شود...
زمانی که سایمون فین پسر نوجوان خود را به نام فین را به ورمونت می برد تا به فلیپ در یک مزرعه کمک کند با روح خبیث مالک قبلی مزرعه رو به رو می شوند و هر چه بیشتر تلاش می کنند آن روح قدرتمندتر می شود و…
داستان این فیلم در جزیرهی سومبا در شرق کشور اندونزی روی میدهد و دربارهی فردی مرموز به نام مارلینا میباشد که وقتی خانهاش مورد حملهی سارقان قرار میگیرد ، سردسته گروه دزدان را به قتل میرساند و خود برای فرار راهی سفری نامعلوم میشود و…
یک پسر نوجوان به نام سباستین تمام عمر خود را با مادربزرگش گذرانده است و با دنیای اطرافش آشنایی ندارد. اما پس از آشنایی سباستین با پسری عجیب و غریب که عمل پیوند قلب انجام داده است، زندگی او در مسیری متفاوت قرار میگیرد و…
یک تاجر به نام ساموئل تصمیم میگیرد تا به غرب وحشی سفر کند و فعالیتهای اقتصادیش را در میان کوهها دنبال کند. همچنین در این بین ماموریت شخصی مهمی را نیز انجام دهد. اما…
یک گروه از دانشمندان ماجراجو آزمایشاتی روی فضا و زمان انجام میدهند و در حین این آزمایشات عجیب و غریب تغییراتی را در جهان ایجاد میکنند که عواقب زیادی را در پی دارد و…
وقتی پسر یک قاضی موفق توسط دو پلیس کشته میشود و سیستم قضایی آن ها را آزاد میکند کاراگاهی کارکشته مدارکی محکوم کننده علیه دو افسر پیدا میکند قاضی با پدری دیگر که فرزند خود را از دست داده است تیمی تشکیل میدهند تا قانون را در دستان خود بگیرند...
داستان درباره ی دختری 18 ساله به نام ماریا است. ماریا یک همزاد شیطانی دارد که در آینه ها او را مشاهده میکند. اما بزودی وقوع رخدادهایی اوضاع را برای ماریا دشوار میکند…
داستانی در مورد کشمکش های نظافتچی های یک شرکت امنیتی و معاملاتی که نظافتچی های آن بعد از مدتی با استفاده از اطلاعاتی که کسب می کنند، قصد دارند پول خود را روی یک سهام سرمایه گذاری کنند و ...
خلاصه داستان: لی را ال (Seo Yea Ji) از پدری نابغه و مادری زیبا متولد شده. پدر او در کودکی میمیرد و خانوادهش خیلی زود نابود می شود. لی را ال تصمیم میگیرد از افراد قدرتمندی که مسئول مرگ پدرش بودند انتقام بگیرد و خود را برای سیزده سال آینده آماده میکند. او با کمک سو یون پیونگ (Lee Sang Yeob) نقشه خود را اجرا میکند و از کانگ یو گیوم (Park Byung Eun) که هدفش بوده، درخواست طلاق به همراه 2 تریلیون وون می کند…
اوونو آکیرا، یک کارگر عادی حین وارد شدن به کاراکتری که به عنوان ارباب شیطانی در یک بازی شناخته می شود، به دنیای دیگری منتقل می شود.آنجا، او دختری با پای از کار افتاده می بیند و سفر آن ها با هم شروع می شود، اما هیچ راهی وجود ندارد که دیگران ارباب شیطانی را با این قدرت زیاد تنها بگذارند. او به وسیله کشور ها و مقدسانی که می خواهند ارباب شیطانی را نابود کنند هدف قرار می گیرد، و هر جایی که بروند آشفتگی به بار می آید. ارباب شیطانی در بیرون، فردی معمولی در درون، نوعی فانتزی سوئ تفاهمی.
همان طور که جهان در آستانه انقلاب صنعتی پیش می رفت ، هیولاهایی پدیدار شدن که شکست دادن آنها به نظر غیر ممکن می رسید مگر زمانی که قلبشان از بین می رفت ولی این قسمت از بدنشون با لایه ضخیمی از اهن پوشیده شده بودو دسترسی به ان به سادگی امکان پزیر نبود ، از ویژگی های دیگر این موجودات می توان به آلوده کردن بدن انسان های عادی اشاره کرد و این که نامی که مردم برای انها گذاشته بودند کابانه بود . در جزیره هینوموتو واقع در شرق دور پناهگاه انسان ها قرار گرفته بود که وسایل مورد نیاز برای انسان ها از طریق یک خط آهن فراهم میشد ، در ایستگاه آراگانه پسری به نام هایاجیرو ایکما زندگی می کرد که موفق به ساخت سلاحی برای نابود کردن هیولاها به اسم تسورانوکی زتسو شد ، در روزی که ایکما منتظر امتحان کردن سلاح خود بود با دختری به اسم مومی رو به رو شد که کارش بررسی منظقه از عدم وجود کابانه بود و وقتی دختر می بینه که ایکام از کنترل خارج شده می خواد متوقفش کنه که می بینه همه کارکنان قطار آلوده شدن و یک حمله ناگهانی از طرف کابانه ها شکل گرفته و این جاست که شانس بزرگی برای ازمایش سلاحش پیدا می کنه.
سریال The Outsider اقتباسی از رمانی به همین نام اثر استیون کینگ است که داستان رالف اندرسون را دنبال میکند که قصد دارد تا در مورد جسد متلاشی شده یک پسر ۱۱ ساله بهنام فرانکی پترسون که در جنگلهای جورجیا پیدا شده، تحقیق کند. شرایط اسرارآمیز پیرامون این جنایت هولناک و همچنین هنوز داغدار بودن اندرسون از مرگ پسرش، باعث میشود تا یک محقق خصوصی در مورد این جنایات بهنام هالی گیبنی برای تحقیق روی این پرونده اضافه شود و او امیدوار است تا گیبنی از تواناییهای غیر قابل توصیف خود برای حل این پرونده بهره ببرد
این مجموعه با الهام گرفتن از بازیهای ویدیویی فانتزی و تاریک Castlevania که اتفاقات آن در قرون وسطی جریان دارد، داستان آخرین بازمانده خاندان بدنام بلمونت را روایت میکند که در تلاش است تا از نابودی اروپای شرقی توسط ارتشِ دراکولا جلوگیری کند.
وقتی که کوچیک بود، میرا کینوهاتا در اردوگاهی در شهر با پسری به اسم آئو ملاقات کرد. میرا فهمید که ستاره ای همنام با خودش وجود داره ولی ستاره ای به اسم آئو وجود نداره. اون دو به هم قول دادند که روزی آسمانها رو باهم دیگه اکتشاف کنند و ستاره ای رو پیدا کنند و اون رو همنام با آئو نامگذاری کنند. چندین سال بعد میرا در دبیرستان «هوشیزوکی» ثبت نام میکنه و تصمیم میگیره که به باشگاه ستاره شناسی ملحق بشه تا به قولش عمل کنه. ولی اون متوجه میشه که قراره باشگاه ستاره شناسی با انجمن تحقیقات زمین شناسی ادغام بشه تا باشگاه علوم زمین رو تشکیل بده. با اکراه، میرا به اتاق باشگاه میره و اونجا با آئو ماناکا ملاقات میکنه، کسی که بهش قول داد تا با هم دیگه آسمان هارو اکتشاف کنند، و وقتی که میفهمه اون یه دختر بوده شوکه میشه!
برخورد یک آشپز جوان با استعداد با دختری گرسنه که در آشپزخانه او ظاهر شد، زندگی عادی او را برای همیشه تغییر می دهد. دورا، یک روح احضار شده و یک الهه واقعاً زیبا، اکنون او را استاد می نامد. با این حال، او به هیچ وجه علاقه ای ندارد و تمام تلاشش را می کند تا از چهره شبح وار دور شود. همانطور که سرنوشت می خواهد، زمانی که او به طور تصادفی یک احضار کننده می شود، دیگر راه برگشتی در زندگی وجود ندارد.
کمال یک مهندس معدن جوان و فقیر است . برای به دست آوردن روزی خودش ، به همراه کارگرانش ، در اعماق زمین در حال تلاش و جدال است . کمال فقیر است ولی غرور زیادی داره . یک روز دختری به اسم نیهان رو از خطر غرق شدن نجات میده . به این ترتیب با او آشنا میشه و زندگیش تغییر میکنه . بعد از این تغییر بزرگ او مجبور به ترک استانبول میشه و در جایی دیگر ، در یک معدن مشغول به کار میشه . یک روز فاجعه ای در معدن برای او و کارگرانش رخ میده . سال ها بعد از این اتفاق او …
در طول قرن ها، oni (شیاطین فولکلور ژاپنی با نام مستعار) شهرت بسیار بدی پیدا کرد. اکنون این سه بچه آنی پرقدرت - تسوتسوجی آفتابی، تسویوکوسا خنک و هیماواری پر سر و صدا - هستند تا روابط انسان و اوی را از طریق عشق، دوستی و زیرشلواری فوقالعاده بهبود بخشند!
کمدی ماجراجویی فانتزی با یک روحانی جن تاریک که بیش از حد روی مهارتهای توهینآمیز او سرمایهگذاری میکند و همراهش، شمشیرزنی که مجبور است شیطنتهای او را تحمل کند.
در سال 2061 میلادی، ژاپن پادشاهی خودش رو از دست داده. ژاپنیها روزهای خودشون رو به عنوان شهروندهای مظلوم میگذرونن بعد از این که طبقه بندی شدن و توسط 4 فرقه اصلی حکمرانی میشن. یک روز آمو شیبا، پسری که عاشق وسایل مکانیکیه، گای رو میبینه که یک هوش مصنوعیه. این برخورد باعث میشه که آمو شیبا وارد نبردی بشه که ژاپن رو پس بگیره.
میوکی شیروگانه که به خاطر این که بالاترین نمرات کشور رو داشته یه نابغه به حساب میاد، رئیس شورای دانش آموزی آکادمی شوچین میشه و در کنار معاون زیبا و ثروتمند، کاگویا شینومیا کار میکنه. دانش آموزای اطرافشون بهشون میگن که در کنار همدیگه به یه زوج رومانتیک خیلی خوب تبدیل میشن. با این حال، حقیقت اینه که بعد از این که مدت زیادی رو با هم گذروندن، واقعا به هم احساساتی پیدا کردن: ولی هیچکدومشون حاضر نمیشه اعتراف کنه. ولی چون پای غرورشون وسطه جفتشون هدفشون اینه که از زبون همدیگه احساساتشون رو بیرون بکشن. حالا مبارزه عاشقانه ـشون شروع میشه!