همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این فیلم داستان مردی جوان به نام توماس ریچاردسون را روایت میکند که به خانه خود بازگشته است و متوجه میشود که یکی از نزدیکانش توسط گروهی مرموز ربوده شده است. توماس تصمیم میگیرد تا به هر قیمتی که شده او را نجات دهد و به همین منظور به جزیرهای عجیب و غریب که این گروه در آن حضور دارند سفر میکند. اما همانطور که توماس در تلاش است به این گروه نزدیک شود ، رازهای ترسناکی را کشف میکند و این رازها بسیار تاریکتر از تصورات او هستند و…
هنگامی که مردان یک خانواده که در یک مزرعه زندگی میکنند به جنگی بزرگ و مهم در سال 1915 فرستاده میشوند، اعضای خانوادهی آنها میبایست به تنهایی از پس مشکلات زندگی و مزرعه بر بیایند و…
پائولا ماکس یک بانوی بازیگر تئاتر در پاریس هست که روز به روز به شهرت و محبوبیتش افزوده میشود. اما ایا بین تئاتر و رازهای زندگی واقعی اش ارتباطی وجود دارد؟
داستان انیمیشن بر روی یک یتی (موجود افسانهای در کوههای هیمالیا) دانشمند به نام میگو تمرکز دارد که متقاعد شده است موجودات نادری که با نام «پاکوتاهها (انسانها)» شناخته می شوند، واقعاً وجود دارند. بعد از اینکه میگو بصورت اتّفاقی با یک پاکوتاه برخورد میکند، او این موضوع را در میان همنوعان خود مطرح میکند امّا هیچکدام حرفهای او را باور نمیکنند. طولی نمیکشد که میگو تصمیم میگیرد تا به تنهایی به جستجوی پاکوتاهها بپردازد. این موضوع در نهایت باعث میشود تا زندگی آرام و بهدور از دغدغهٔ یتیها به سمت دنیایی پر سروصدا و شلوغ کشیده شود...
این فیلم داستان مردی به نام دل (پیتر دینکلیج) را روایت میکند که در این جهان تنها است. پس از نابودی نژاد بشر، او در شهر کوچک و خالی از سکنه خود زندگی میکند که توانسته در تنهایی این شهر کوچک را به یک آرمانشهر تبدیل کند تا اینکه او گریس (ال فانینگ)، را پیدا میکند که دارای گذشته و انگیزه مبهم و مرموزی است و بدتر از همه اینکه او میخواهد پیش دل بماند و زندگی کند....
نوآ و مایکل تحت مراقبت پرستار جدیدشان به نام لئونور در می آیند اما نوآ به او مشکوک است و باور دارد که او باطن مخرب و شیطانی ایی دارد و سعی دارد تا چهره واقعی او را آشکار کند و…
هنگامی که تروی هالووی از خواب بیدار میشود، درمییابد که اتفاق ترسناکی برایش افتاده است. او در یک فضاپیمای کوچک که با سرعت زیاد به سمت خورشید در حال حرکت هست گرفتار شده است و …
یک مرد به ظاهر بیگناه توسط یک قاتل زنجیره ای ربوده شده است، که او قربانیان را مجبور می کند تا نقش خود را با او عوض کند تا بتواند ضبط، شکنجه و قتل خود را انجام دهد.
مردی به نام ایتو که در گذشته عضو یک گروه خلافکار بوده است، میبایست از کودکی یتیم محافظت کند. اما در این بین او با گروه سابقش مواجه میشود، و به این ترتیب نبردی سخت و نفسگیر در خیابانهای جاکارتا شکل میگیرد و…
داستان درمورد وکیل جوانی هست که در لهستان زندگی میکند و متولد برلین است او در پرونده های پناهندگی مشغول به کار است، و به طور غیر منتظره با پدرش، که میهن خود ترک کرده بود، مواجه میشود و...
داستان فیلم ترسناک "مدرسه" در مورد پزشکی می باشد که به دنبال پیدا کردن پسر گم شده اش است. او ناگهان در یک مدرسه رها شده از خواب بیدار می شود. دکتر "امی" برای اینکه حقیقت گم شدن پسرش را کشف کند می بایست با وحشت های ماوراء الطبیعه و همچنین شیاطین درونی خود مبارزه کنند…
یک خانوادهی بیگانه به وسیلهی ماشین کاروان خود سفری به بیابان را آغاز میکنند. اما آنها خیلی زود متوجه میشوند که این ماشین کاروان رازهای زیادی را در خود پنهان کرده و رفته رفته سعی میکند تا آنها را یکی پس از دیگری نابود کند و…
هنگامی که ازدواج یک قاضی سرشناس فرو میپاشد، وی باید دربارهی پروندهای که در آن یک پسر جوان به نام آدام، اهدای خون را به دلایل نامعلوم قبول نمیکند، تصمیم بگیرد…
بچه جدید Keiichi Maebara در دهکده آرام Hinamizawa در حال اقامت در خانه جدید خود است. او به سرعت با دختران مدرسه اش دوست می شود ، زمان جشنواره بزرگ سال رسیده. اما چیزی درباره این شهر منزوی "درست" به نظرنمی رسد و احساس ترس او همچنان در حال رشد است. این دهکده کوچک چه رازهای تاریکی را می تواند پنهان کند؟
داستان در آکادمی شیومی که یک آکادمی بزرگ و معتبر با یک دایتوشوکان (کتابخانه ی به معنی واقعی بزرگ) است که با کتابخانه ی ملی ژاپن رقابت می کند. به عنوان عضو کلوپ کتابخانه، کیوتارو کاکی به دایتوشوکان می ره تا از کتاب خوندن لذت ببره. بعدش اون از طریق تلاش برای پیدا کردن چوپان که گفته می شه آرزوی مردمُ برآورده می کنه دختر سال دومی به نام سوگومی شیراساکی رو ملاقات می کنه. در نهایت دختران زیادی به لطف چوپان به کلوپ ملحق می شن.
این قهرمانان هستند که از تعادل دنیا محافظت می کنند، شهاب سنگی برفروخته و سرخ رنگ در یکی از همین دنیاها به نام نئو ورلد سقوط می کند. جوانی که حافظه اش را ازدست داده و خود را ووکانگ معرفی می کند در نقطه سقوط ظاهر می شود. هرج و مرجی که با این حادثه آغاز شده به تدریج به دنیاهای دیگر گسترش پیدا می کند. در همان زمان، ژوگ لیانگ از طریق طالع بینی متوجه آمدنه یک فاجعه می شود. او به همراه متحدش، لیو بی و ووکانگ برای نجات جهان از این بحران وارد عمل می شوند. هنگام ملاقات با قهرمانان ووکانگ چه فکری در سر دارد؟ آیا این پسر به دنبال صلح است یا فاجعه؟
داستان این سریال درباره ی افسر پلیسیه که به یک گروه خلافکار در زمینه ی قاچاق مواد مخدر نفوذ میکنه تا مدارکی برای دستگیر کردنشون پیدا کنه. یون سو مین (نام گیو ری) که تصمیم گرفته قاتل دوستش رو پیدا کنه عاشق رئیس گروه قاچاقچی ها جانگ شی هیون (جانگ کیونگ هو) میشه که در قتل دوستش نقش داشته...
این داستان در اواخر دوره ی گوریو و اوایل دوره ی چوسان اتفاق می افتد، وقتی دو دوست بخاطر اختلاف نظر درباره کشور خود، دشمن یک دیگر میشوند. سو هوای فرزند فرمانده سو گئوم میباشد . وی جنگجوی ماهریست که در مقابل بی عدالتی سکوت نمیکند. او زندگی بسیار سختی دارد اما با این حال بازم لبخند میزند. از طرفی نام سان هو فرزند زنی از طبقه پایین، فردی باهوش و با استعداد میباشد که سعی میکند تا امتحان خدمت سربازی را قبول شود کسی که رویایش را بخاطر رسوایی فساد پدرش از دست داده حالا نیز به علت یک سوتفاهم وارد یک درگیری با سو هوای میشود…
اون روز هم مثل بقیه روز ها فقط یه روز عادی بود. «آکیرا شیرویاناگی» که یک دانشآموز دبیرستانیِ عاشق بازی و کونپِیتو بود، توسط دختری اسرارآمیز که خود را «میون» مینامید، در وسط یک میدان نبرد کشیده میشود. آکیرا تصمیم میگیرد با نیرویی که به او اعطا شده و قدرت های ذهنی خارق العادهاش این بازی را به سرانجام برساند و پیروز میدان شود. نبرد استراتژیک جدیدی در شرف آغاز است.
هاشیبا کیوکا یک برنامهنویس بازی ۲۸ سالهست. با ورشکسته شدن شرکتش و در نتیجه از دست دادن شغلش، اون به شهر زادگاهیش برمیگرده. با دیدن موفقیت بازیسازهای همدورهی خودش، در حالی که پریشان حال روی تختش دراز کشیده، متوجه میشه که از انتخابهای مهم زندگیش پشیمونه. وقتی که کیوکا بیدار میشه، میفهمه که ۱۰ سال به گذشته به زمانی که هنوز وارد دانشگاه نشده سفر کرده. آیا اون بالاخره میتونه همه چیز رو درست کنه؟ این داستان دربارهی یک شخص ناموفقـه که بهش یک شانس دوباره داده شده تا رویاهاش رو دنبال کنه.
این برنامه دارای پنج عضو ثابت می باشد، علاوه بر این پنج نفر هر هفته هنرمند دیگری مهمان این برنامه می شود. شش هنرمند همراه یکدیگر به دیدن مکان هایی می روند و یا طرح هایی را مشاهده می کنند. در این بین باید با استفاده از حس ششم خود آنچه که جعلی و غیر واقعیست را پیدا کنند…
این سریال داستان دامپزشکی است که گذشته خود را به عنوان یک قاتل مخفی می کند و کارآگاهی که به دنبال یک قاتل سریالی است. دو هیون جین (نانا) همه تلاش خودش را برای نجات مردم به عنوان یک کاراگاه با استعداد و پرجذبه می کند…
مایومی دوجیما، دانشجوی سال دوم دبیرستان خصوصی یوبیوا، چیزی رو گم کرده - ستاره ای که ده سال پیش، و فقط یک بار اون رو دید. ولی کمک از سمت یه باشگاه غیر رسمیِ سری و مرموز به اسم «Pretty Boy Detective» در راهه! شایعه شده که این پنج نفر در تلاشند تا مشکلات درون مدرسه رو حل کنند (که ممکنه اغلبشون رو خودشون درست کرده باشن)، اونم نه بخاطر پول بلکه فقط و فقط برای جلب توجه دیگران، این پنج نفر مایومی رو وارد دنیای هیجان و خطر و زیبایی طاقت فرسای خودشون میکنن.
یو همیشه مانگاهای دخترونه رو دوست داشته و همیشه منتظر روزی بوده که یه نامه عاشقانه بگیره که اونو خجالت زده کنه و لپاش گل بندازه... ولی وقتی همکلاسیش بهش اعتراف عشقی میکنه... هیچی حس نمیکنه. یو که ناامید و گیج شده وارد دبیرستان میشه بدون این که مطمئن باشه چطور باید جواب بده. همون موقع رئیس شورای دانش آموزی خوشگل به اسم نانامی رو میبینه و ازش درخواست کمک میکنه. ولی وقتی شخص بعدی ای که به یو اعتراف میکنه خود نانامی ـه، بالاخره مانگی دخترونه عاشقانه یو آغاز میشه؟
"سلام، دختران و پسران! آیا پسرانی را دوست دارید که بیش از یک رو و جنبه دارند؟" اُموتا اورامیچیِ ۳۱ ساله مربی ژیمناستیک در برنامه تلویزیونی و آموزشی کودکان "همراه با مادر" است. او ممکنه که از بیرون شیرین باشد، اما همه دخترها و پسرها هر وقت نگاهی به تاریکی بزرگسالانه او می اندازند میترسند و این نتیجه بی ثباتی عاطفی اورامیچی-سنسی است. این یک مداحسرایی غم انگیز برای همه "دختران و پسرانی" است که اکنون بزرگ شده اند!
کاترینا کلائس ۸ ساله، تنها دختر یک دوکه که زندگی آروم و به دور از دغدغه ای رو سپری می کنه؛ البته تا زمانی که سرش به سنگ میخوره و یادش میاد که اون اصلا دختر یک دوک نبوده. او در واقع اوتاکویی بوده که در زندگی پیشین خودش، بعد از اینکه تا صبح بیدار میمونه تا بازی اُتومه مورد علاقه ش رو بازی کنه، تو راه رفتن به مدرسه جونش رو از دست میده. بعد از پی بردن به اینکه محیط اطرافش به طرز عجیبی آشناست، کاترینا با فهمیدن این موضوع که در دنیای فورچون لاور(بازی اُتومه که در زندگی قبلیش بازی میکرد) به عنوان شخصیت منفی زن دوباره متولد شده، شُکه میشه. شخصیت منفی زن در این بازی معمولا یا کشته یا تبعید میشه، پس کاترینا تصمیم میگیره با اتکا بر دانش خودش از هر پیشامد بدی جلوگیری کنه. ولی آیا اصلا برای شخصیت بد، پایان خوبی میشه تصور کرد؟
کیمیزوکا کیمیهیکو یه آهنربای دردسره. از گیر افتادن تو صحنه جرم گرفته تا اتفاقی دیدنِ معامله موادمخدر، هر جا که میره دردسر هم باهاش میاد. پس جای تعجبی هم نیست که پرواز به نظر معمولیش به یکباره وارد شرایط اظطراری بشه و نیاز ضروری به یه کارآگاه تو کابین پیدا میشه. متاسفانه، تلاشش برای جلوگیری از دردسر توسط یه دختر مو نقرهای که با اسم مستعار سیتا شناخته میشه ازبین رفت. دختر خودش رو کارآگاه معرفی کرد و بی تعارف کیمیزوکا رو به عنوان همکارش وارد پرونده کرد. اون اتفاق نقطه آغازی بر ماجراجویی بزرگی در سراسر جهان بود، چیزی که کیمیزوکا تو خوابش هم تصورش رو نمیکرد. هر دوی اونا با اطلاع از خطر مرگشون وقتشون رو صرف نابودی سازمانهای جنایتکار، جلوگیری از وقوع فاجعه و نجات مردم کردن. اما سه سال بعد با مرگ سیستا سفر اونا هم به پایان خودش رسید. اینبار کیمیزوکا تصمیم گرفت که یه زندگی عادی دبیرستانی داشته باشه. او یک سال در خفا زندگی کرد. اما دست سرنوشت او را با دختری که به شکل عجیبی شبیه سیستا بود آشنا کرد، اتفاقی که زندگی آرام او را دوباره به چالش میکشید.
کاکرو آیزاوا خود را به عنوان یک فوتبالیست بی استعداد می شناسد، بنابراین از بازی در تیم فوتبال مدرسه کنار کشیده و تنها به بهانه ی مدیریت باشگاه فوتبال مدرسه در کنار تیم باقی می ماند. سوگورو آیزاوا، برادر بزرگتر کاکرو، به دنبال وادار کردن وی برای بازگشت به زمین بازی است. سوگورو یه بازیکن بسیار با استعداد و از امیدهای آینده ی ژاپن است. در همین حین بازگشت نانا میشیما، دوست دوران کودکی کاکرو و سوگرو است و کاکرو عاشق اوست ماجراهای جدیدی را رقم می زند… داستان بر خلاف مجموعه ی معروف فوتبالیست ها، در ژانر فانتزی-تخیلی جای ندارد، اما دلیل نمی شود که عزیزان ژاپنی، مسائل متافیزیکی را دخیل نکنند…
ناگومی کوشی پسر دوازده سالهایه که پدرش بعد آتشسوزی خونهشون اونو رها میکنه و کوشی بدون پول تو خیابونها پرسه میزنه. یه روز دختری به نام مینروا، کوشی رو که تو پیاده رو دراز کشیده رو پیدا میکنه، و اونو به خوابگاه دختر های دانشکدهشون میبره که اون دختر به مردمآزار بودن بین ساکنین شناخته میشه. کوشی در محاصره دخترایی که از خودش بزرگترن محبوره با اخلاقیات به خصوصشون کنار بیاد، اون زندگی جدیدش که نسبتا ایچیـه رو شروع میکنه.
یوتسویا یوسوکه به همراه همکلاسیهایش شیندوئو لو و هاکوزاکی کاسوئه به دنیایی ناشناخته که ساکنین آن را موجوداتی اساطیری تشکیل دادهاند، منتقل می شوند. به محض رسیدنشان به آن دنیا، باشخصی دیدار میکنند که خود را استاد بازی مینامد؛ کسی که به آنها یک مأموریت با محدودهی زمانی محول می کند. برای کمک به آنها در طول انجام این مأموریت، استاد بازی حکم یک جادوگر را به شیندوئو و حکم یک جنگجو را به هاکوزاکی اعطا مینماید؛ در حالیکه یوتسویا به صورت تصادفی نقش یک کشاورز را دریافت میکند. بدینترتیب زندگی پرمخاطره آن سه دانشآموز آغاز میشود.
این داستان ، ماجرای پنج دوست را روایت میکند که همه در سال 1999 وارد دانشکده علوم پزشکی شده و اکنون در یک بیمارستان به عنوان پزشک مشغول به کار هستند و طی اتقاقی درگیر ماجرایی شده و…