همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در دنیای آخرالزمانی یک قبیله از مهاجمان از مواد مخدر خانگی استفاده می کند تا افراد بی گناه را به حیوانات مضطرب تبدیل کنند تا آنها را در مبارزه با یکدیگر سرگرم کنند. هنگامی که رئیس آن ها شایعه هایی در مورد دختری با قدرت هایی منحصر به فرد میشنود، بهترین افرادش را برای گرفتن او می فرستد. در همین حال آن دختر که نامش مولی هست، کودکی تنها را پیدا میکند که در یک کابین منتظر بازگشت پدر و مادرش مانده که احتمالا مرده اند. مولی مجبور است در همان زمان از کودک و خودش در مبارزه با مهاجمان محافظت کند.
لولو دنجر زمانی که یک آگهی برای برنامهای جادویی با حضور مردی از گذشتهاش به نام بورلی لاف لین میبیند، زندگی غیر رضایت بخشش مختل میگردد. این اتفاق منجر میشود تا لولو از همسرش به نام شین به همراه تفنگداری که همسرش استخدام کرده که بنابر اتفاق، به شدت عاشق لولو میشود، بگریزد...
این مستند به زندگی طراح مد "لی الکساندر مک کوئین"، که در آغاز به عنوان یک خیاط کار خود را شروع کرده و بعدا خط تولید لباس خود را راه اندازی می کند و در آخر مرگ نابهنگام اش، می پردازد...
نانسی فریمن بر این باور هست که در دوران کودکی ربوده شده است. او که در حال تحقیق بر روی این موضوع میباشد، به طور اتفاقی زوجی را ملاقات میکند که حدود سی سال هست فرزندشان ناپدید شده است و…
آلیا پس از فوت پدر و مادرش تصمیم می گیرد تا بانکوک را ترک کند و به جاکارتا برود. او و خواهر کوچکترش که از بچگی عجیب و غریب بود درگیر ماجرایی ترسناک میشوند که...
دو متخصص امور مالی در حالی که یک مرد در حال مرگ را به بیمارستان منتقل میکنند، یک میلیون دلار پول نقد را در لباس او مخفی میکنند. اما او قبل از اینکه بمیرد، تصمیم میگیرد آن را حفظ کند، و پول ها را در یک محل شبانه روزی مخفی میکند و...
داشتن احساس خفگی و محاصره شدن توسط مشکلات زندگی باعث میشود تا آندرس هیل در زمینهی شغلی بازنشسته شده و همسرش را نیز ترک کند ، به امید اینکه به زندگی بهتری دست پیدا کند. اما…
در یک پارک تفریحی شگفتانگیز، قوهی تخیل دختری بسیار خلاق به نام جون زنده میشود و او جایی پر از سواریهای شگفتانگیز و حیوانات سخنگوی جالب به نام پارک عجایب را پیدا میکند که در جنگل متروکه شده است و...
فانی خوان یک خواننده قدیمی و سخت کوش هست که میخواهد نام دخترش را در دنیای موسیقی پرآوازه کند اما با چالش هایی روبرو میشود که به خاطر آن مجبور میشود برای موفقیت دست به هر کاری بزند و...
یک دانش آموز کالج، که به صورت اتفاقی بشقاب پرنده ای را می بیند، از مهارت های استثنایی ریاضی خود برای بررسی این رویداد با دوستانش استفاده می کند در این بین FBI به دنبال پشت پرده این ماجراست و...
کریستین به عنوان یک کارگر چیدمان در یک سوپرمارکت شروع به کار میکند و خودش را در دنیایی جدید و ناشناخته که شامل راهروهایی طولانی ، شلوغی صندوقها و لیفتراکها است ، مییابد و…
مدل نوجوانی به اسم کورا دختر رئیس یک سازمان مدلینگ سازی بزرگ است و همواره تلاش کرده است تا به انتظارات مادرش بپردازد. هنگامی که یک فیلم شخصی از کورا لو می رود، او برای گذراندن وقت با عمه مارگو به استرالیا می رود. مارگو نیز با مشکلات خود دستو پنجه نرم می کند و هم زمان هر دو آنها درس هایی از زندگی یاد میگیرند…
در سال 1993، نوجوانی به نام کامرون بدلیل اختلالاتی، به مرکز درمانی به نام وعده خدا در منطقهای دوردست فرستاده میشود. در حالی که او در معرض درمان و معالجههای سوالبرانگیز قرار میگیرد، با دیگر ساکنین این مرکز ارتباط برقرار میکند و آنها تصمیم میگیرند تا زمانی که از آن مرکز خلاص شوند، تظاهر به همکاری با برنامه آن مرکز کنند…
یک کارمند کارخانهی اسلحهسازی، متوجه میشود که نوعی نوشیدنی انرژیزا باعث شده همکارانش تبدیل به زامبی شوند، اما بسیار متفاوتتر از آن چیزی که معمول است و…
هنگامی که جیمز یک رانندهی تاکسی اینترنتی همراه با مسافرش با مردی مرموز به نام برونو مواجه میشوند ، شب آرام آنها تبدیل به شبی برای زنده ماندن میشود و…
یک پسر جوان که تحت تاثیر شخصیت مادربزرگ فوت شدهاش قرار گرفته است ، به یک مدرسهی شبانهروزی دورافتاده برای افراد استثنایی که تحت مدیریت یک سرپرست مرموز و همسرش میباشد ، فرستاده میشود. اما…
در این مجموعه مستند منحصر به فرد، پزشکان، سرآشپزها و متخصصان تغذیه در مورد اینکه چگونه تغییر در رژیم غذایی می تواند بر سلامت و طول عمر تأثیر مثبت بگذارد، می اندیشند.
دایول می شنود که دو پسر در دفتر پرستار مشغول فریب خوردن هستند و به طور تصادفی میله پرده را می زند. وقتی پرستار وارد صحنه میشود، تهیون میگوید که دایول سعی کرد با او کنار بیاید. قبل از اینکه دایول بتواند سوء تفاهم را اصلاح کند، شایعه منتشر می شود و بورسیه تیراندازی با کمان او در خطر است.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
مون (Mon)، دانشجوی تازه فارغ التحصیل از دانشگاه، به عنوان کارآموز شروع به کار کردن در یه شرکت بزرگ می کند. چون مون، سم (Sam) را که از زمان جوانی یک رییس ثروتمند بوده، به شدت تحسین می کند. با این حال، وقتی که مون، سم را میبیند تمام تصوراتش نابود می شود چون اون هیچ شباهتی به کسی که نشان می داد نداشت ...
این سریال داستان زندگی جانگ یونگ سیل (سونگ ایل گوک) دانشمند ، مخترع و تکنسین دوران چوسان است . "جانگ یونگ سیل" در یک خانواده سطح پایین به دنیا آمده و شاه سجونگ (کیم سانگ کیونگ) متوجه استعداد فوق العاده او میشود و به قصر می آوردش. پادشاه "سجونگ" فرصتی به او میدهد تا بتواند توانایی هایش را نشان دهد. او ساعت آبی ، دستگاه چاپ آهن و لوازم ستاره شناسی رو اختراع کرد ...
دختر دبیرستانی پسرانه تومو آیزاوا سرانجام موفق می شود به دوست دوران کودکی خود جون بگوید که او را دوست دارد. متأسفانه، اعتراف او درست بالای سر او می رود - او حتی تا دوران راهنمایی حتی متوجه دختر بودن او نمی شد، و حتی اکنون، جون هنوز او را یک برادر می داند! چگونه تومو چان می تواند او را در غیر این صورت متقاعد کند و قلب جون را به دست آورد؟
داستان در دنیای پسا آخرالزمانی غوطه ور در آب و دارای یک خورشید بزرگ شده به دلیل تغییرات آب و هوایی است. در اینجا، انسانها و اندرویدها توسط واحدهای موسیقی که برای رسیدن به بالای برج سرگرمی، بابل، رقابت میکنند، سرگرم میشوند.
داستان میناتو نارومیا رو دنبال میکنه. میناتو زمان راهنمایی تیراندازی ژاپنی بازی میکرده ولی بعد از یک تصادف، از ورزش کناره گیری میکنه. توی دبیرستان دوستان جیدی پیدا میکنه و با هم به تیم تیراندازی ملحق میشن و هدفشون بردن مسابقات ـه.
میمو ساکورادا، هارونا کاسوگا، میکو تاکشیتا و کومومو شیراتوری که با فلسفه خدمت در آکادمی سنتی آریسوگاوا شرکت می کنند، به دلیل فعالیت های خود به عنوان واحد دی جی "LyricalLily" به عنوان یکی از خدماتی که باعث لبخند همگان شد، شناخته شدند. یک روز، هارونا به اتاق بازرگانی فراخوانده می شود و درخواستی برای یک رویداد احیای جامعه برای سال جدید دریافت می کند. با نگرانی در مورد اینکه آیا می توانند به تنهایی این کار را انجام دهند، چیزی که به ذهنم خطور کرد افرادی بود که اولین کنسرت خود را با هم با موفقیت اجرا کردند و لبخند بازدیدکنندگان بود. روحیه خدمات LyricalLily آنها را یکی پس از دیگری به گروهی متصل می کند که با هم در جشنواره دی جی "D4 FES" جشن گرفتند و در نهایت مرحله جدیدی مناسب برای سال جدید آغاز می شود.
کوتوکوی ایواناگا در سن 11 سالگی توسط ارواحی به نام یوکای ربوده شد و از او خواسته شد تا رابط بین دنیای ارواح و انسان ها شود. او پذیرفت، اما به قیمت چشم راست و پای چپ خود. شش سال بعد، کوتوکو به عنوان "خدای خرد" شناخته می شود و هرگاه یوکای مشکلی داشته باشد، به سراغ او می رود. در همین حال، کوروی ساکوراگاوا، یک دانشجوی 22 ساله، به تازگی از دوست دخترش جدا شده است. کوتوکو که شیفته کوروی شده، به سراغ او می رود و پیشنهاد کمک به او در حل مشکلات ماوراءالطبیعه را می دهد. کوروی در ابتدا مخالفت می کند، اما کوتوکو اصرار می کند و سرانجام او موافقت می کند. با هم، آنها به حل مشکلات مختلفی که توسط یوکای و سایر موجودات ماوراءالطبیعه ایجاد شده است، می پردازند. کوتوکو امیدوار است که روزی کوروی به احساسات او پاسخ دهد، اما کوروی هنوز درگیر گذشته خود و رابطه قبلی خود است.
"مارو ايتارو" (ای چان) دانشآموز ممتاز سال اولی است که بخاطر کمبود ورزش در زندگی خود احساس نارضايتی می کند و با پيدا کردن اعلاميه ای درباره باشگاه تنيس، تصميم ميگيرد که آن باشگاه را چک کند. اي چان با ورود به باشگاه تنيس، کاملا مجذوب ورزش تنيس ميشود. به دليل نداشتن تجربهي قبلي و نداشتن آمادگي جسماني، اي چان با استفاده از هوش بالاي خود، تلاش و بها گذاشتن به ارزشهاي اخلاقي مسير ورزش تنيس خود را دنبال ميکند.
یک درام در مورد اینکه چه اتفاقی می افتد زمانی که یک خدای مرگ، گوکدو، که هر 99 سال یکبار برای تنبیه انسان ها به زمین می آید، به عنوان یک پزشک ویزیت کار می کند.
جـودی که حامـی خود را نمـی شـناسـد و فـقـط در یـک نگاه از پشـت سـر دیـده است، او را «بابا لنگ دراز» می نامد و اغلـب دربـاره زنـدگی و فعـالیـتهایش به او نـامـه مـی نویسـد (رماـن در قالـب همـین نامـه ها روایـت مـی شود). جـودی در مدرسه به سختی تلاش می کند تا فاصله فرهنگـی خـود با جامعه پـیرامونش را کـه ناشـی از بزرگ شـدن در انزوای پرورشـگاه اسـت، جبران کند. در پـایان، «بابا لنگ دراز» خود را معرفی می کند…
«سیچی هیراگی یه گندهبک زشت، کثیف و بدبوـه». اینها توهینهایی هستن که یکییکی دارن در موردش گفته میشن. این واقعاً زندگی خسته کنندهای برای اونـه. یه روز، صدای فردی که خودش رو خدا میدونست از بلندگوها پخش شد که میگفت مردم آماده ی انتقال به یک دنیای دیگه باشن. همهی دانشآموزهای مدرسه از جمله سیچی به یه دنیای فانتزی که عناصر بازیهای ویدیویی مثل سطح و سلامتی و مهارت داشتن، منتقل شدن. با این حال قبل از انتقال کامل به اونجا، خدا مقدمات انتقال اونها به یه دنیای دیگه رو آماده کرده بود و اونها به محض آماده شدن تشریفات احضار، به عنوان یه قهرمان به اون دنیا فرستاده میشدن. همهی کلاسها گروههای مختلفی رو تشکیل دادن و منتظر انتقال به دنیای فانتزی شدن، اما سیچی جزوی از اون گروهها نبود و به همین دلیل به یه منطقه ی دیگه فرستاده شد. بعد از انتقال اولین چیزی که سیچی خورد «میوهی تکامل» بود که زندگی اون رو خیلی تغییر داد. این داستان از گلدریهای همکلاسیهای سیچی و تنهایی اون، تا تلاش سرسختانه و خوشبینی سیچی و تلاش برای زنده موندن در این دنیا رو به نمایش میذاره. در نتیجه، سیچی قبل از اینکه خودش بدونه به یه قهرمان تبدیل میشه.
یک روز، ولیعهد سیگ صدای خدایان را کاملاً می شنود. ظاهراً، نامزد او لیزلوت یک شرور "تسون د رایس" است که قرار است با مرگ او ملاقات کند ... و زبان تیز او فقط راهی برای پوشاندن خجالت او است. شاهزاده پس از کشف جنبه پنهان لیزلوت شایان ستایش به سختی می تواند خود را مهار کند. او نمی داند، موجودات بهشتی که این دانش را به او عطا کردند در واقع دبیرستانی هستند! آیا او می تواند از پیشگویی الهی آنها (بیایید تفسیر بازی کنیم) برای نجات نامزد خود و جلوگیری از پایان بد استفاده کند؟!