همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک دختر جوان نابینا و رنج کشیده برحسب اتفاق در جنگلی تاریک با یک دختر مرده آشنا میشود بدون اینکه از تاریکی وجود آن دختر خبری داشته باشد همراه با او سفری را آغاز میکند...
یک زن و شوهر برای تعطیلات آخر هفته به خانه ای در حومه شهر در ایتالیا میروند تا علاوه بر استراحت در آرامش مشکلاتشان را با یکدیگر حل کنند اما قربانی نقشه شوم صاحب خانه میشوند و...
مارکو مونتس که مربی حرفه ای بسکتبال است در پی یک حادثه دستگیر میشود و قاضی او را محکوم به کارهای اجتماعی میکند و مجبور میشود با یک تیم بسکتبال که بازیکنانش مبتلا به اختلالات ذهنی هستند کار کند و...
مریم، یک زن جوان تونسی در یک مهمانی دانشجویی، با یوسف پسری مرموز آشنا میشود و برای گذراندن یک شب طولانی همراه او میشود، حالا او باید برای حفظ شرافتش بجنگد و...
یک جوان نخبه به نام استیلمن بعد از جدایی ناخواسته از دختری به نام دبی که عاشقش است، دستگاه هایی را اختراع میکند تا به گذشته بازگردد و اشتباهاتی که منجر به جدایی او از دبی شده را جبران کند اما…
مارچلو یک آرایشگر حیوانات است که در شهرستانی در حومهی روم زندگی میکند. او گذران روزهایش را بین کار کردن در آرایشگاهش و محبت به فرزندش تقسیم میکند. اما هنگامی که مارچلو تصمیم میگیرد کمی پول بیشتر بدست آورد ، با مردی مرموز به نام سیمونچینو آشنا میشود. یک بوکسور سابق و خشن که با دزدی باعث ایجاد وحشت در محله شده است و…
داستان آشنایی «لازارو» پسر کشاورزی که عدهای او را ساده لوح می خوانند با «تانکردی» که پسری نجیب زاده است. زندگی آنها در روستای دورافتادهای تحت سلطه «آلفونسیا» معروف به ملکه سیگار است. پیوند محکمی بین آن دو شکل می گیرد. این دوستی تا اندازه ای برای «لازارو» ارزشمند می شود که بعد از مدتی برای یافتن «تانکردی» پا به شهر می گذارد، جایی که او مثل یک قطعه از گذشته است که در دنیای مدرن گم شده است.
یک پسر دوازده ساله به نام راد آلبرایت زمانی که یک سفینهی فضایی کوچک در اتاق خوابش فرود میآید ، بسیاز شوکه میشود. او پس از این اتفاق عجیب با ماجراهای جالبی مواجه میشود که…
داستان فیلم 3 دزد جوان تصمیم میگیرند از مهمانی شام در عمارت بزرگی دزدی کنند ، برنامه دزدیشان به مشکل مواجه می شود چرا که آنها می فهمند میزبان این مهمانی قاتلی سریالی هست که به دنبال گلچینی از افراد جامعه می گردد و هدفش از برگزاری این جشن همین هست ، نقشه راحت آنها برای به دست آوردن پول تبدیل به تلاش برای زنده ماندن می شود و...
فیلم بر اساس وقایع واقعی زندگی مردم در تابستان 67 و دوران آشفته آن زمان و مبارزات مردان و زنان که تحت تاثیر جنگ ویتنام قرار گرفته اند می باشد. همسر جوان و مادر میلی مجبورند با نامادریشان زندگی کنند در حالی که شوهر جرالد در یواساس فورستال (ناو هواپیمابر) مشغول خدمت است. کیت باید بین معشوقه دبیرستانی خود پیتر و ون یکی را انتخاب کند، اما در نهایت عشق واقعی را در رگی می یابد...
روبرتا، آن تروریست سابق و خدمتکاری که در فصل نخست سریال «بلک لاگون» حضور یافت، در این مجموعه انیمهای کوتاه پنج قسمتی بازمیگردد؛ این بار، تمامی شرطبندیها لغو شده است! حامی روبرتا، پدرخواندهٔ خاندان لاولیس، در جریان یک گردهمایی سیاسی به قتل میرسد. رد پای قاتل به زودی به روآنآپور میانجامد؛ بنابراین، اکنون او برای انتقامجویی به این مکان بازگشته است! با این حال، گارسیا، پدرخواندهٔ جدید، و فابیولا ایگلیسیاس، شاگرد و خدمتکار روبرتا، درست پشت سر او هستند. با افزایش شمار قربانیان در کشتار خونین روبرتا، نیروهایی از درون آن جزیرهٔ فاسد (که شرکت لاگون نیز بخشی از آن است) و همچنین از کشورهای دیگر، به سمت چیزی که تهدید میکند به جنگی تمامعیار بدل شود، همگرا میشوند!
چهارده سال پس از شکست دادن مبارز افسانه ای هیمورا گنما و برملا کردن نقشه هی شوم شوگان ، شخصی به اسم کیباگامی جوبی به عنوان شمشیر زنی شکست ناپذیر در سرتاسر ژاپن پرسه میزند. در میان ماجراجویی خود در ژاپن به یک کشیش به اسم شوگی آشنا میشود که تاکنون جایی جز روستای خود را ندیده است و از دنیا بیرون بی خبر است. اما پس اینکه شیاطین روستایش را غارت میکنند و تمام اهالی آنجارا میکشند جوبی به هدف اصلی آنها تبدیل میشود زیرا سنگ اژدها که بسیار اسرار آمیز است را بدست آورده است. حال دو قبلیه ی شیطانی میخواهند شیگوره را اسیر کنند و بار دیگر داکویان باید از کشیش نور مواظبت کند …
بیون هیوک فرزند دوم یه خانواده ثروتمنده که زندگی شاد و بدون هدفی رو دنبال میکنه اما به یکباره ناچار به کار کردن و زندگی در محله ای متفاوت میشه. اون محله جاییست که “باک جون” حضور داره کسی که از یه دانشگاه معتبر فارغ التحصیل شده اما برای گذران زندگیش مجبور به انجام کارهای پاره وقته…
این داستان کمدی عاشفانه درمورد دوستی و عشق سه دختر مجرد متولد در سال ۱۹۸۳ رو به تصویر میکشه، اونها در آپارتمانی در روستای اوکسو-دانگ سکونت میکنن و این درام گرمی انسان رو در محبت دوستانه و خانواده و دوستی نشون خواهد داد
کانگ ما رو ( سونگ جونگ کی ) پسریه که بعد از این که دختری که دوستش داره اشتباها یه نفر رو میکشه ؛ گناهش رو به عهده می گیره و همین امر باعث اخراج او از دانشکده پزشکی و همچنین زندانی شدن وی می شود . اما بعد از این که به زندان می افته اون دختره بهش خیانت میکنه و میره با یه مرد پولدار که یه دختر هم داره ازدواج میکنه . کانگ مارو بعد از این که از زندان میاد بیرون به طور اتفاقی جون دختر خونده ی اون دختر رو نجات میده و همین امر باعث میشه تا اون دختر خونده ( مون چه وون) عاشقش بشه . کانگ مارو بعد از این که میفهمه سو ایون گی ( مون چه وون ) دختر خونده ی دختریه که بهش خیانت کرده تصمیم میگره تا از طریق سو ایون گی وارد خانواده اون دختر بشه تا زندگی دختری که بهش خیانت کرده رو از هم بپاشه . اما داستان از جایی جالب میشه که کانگ مارو هم عاشق سو ایون گی میشه . حالا کانگ مارو بین عشق یا انتقام باید یکی را انتخاب کند…
هیون سو نویسده سریال درام مشتاق هست. اون از اسم “جین” برای نام کاربریش استفاده میکنه . با نام کاربری “سوپ خوب” آنلاین چت میکنه. “سوپ خوب” درواقع جونگ سون ـه. رویاش تبدیل شدن به یه آشپز غذای فرانسویه. اونها تو زندگی واقعی همدیگه رو ملاقات میکنن…
والت لانگمایر (Walt Longmire) کلانتر متعهد شهرستان آبساروکا (Absaroka) است که پس از فوت همسرش در حال بهبود روحی است. او دردش را پشت چهره شجاع و طنز خشکش میپنهاند.
این سریال که بر اساس یک وب کمیک ساخته شده داستان سه نفری را بیان میکند که برای گرفتن انتقام های شخصی خود با یکدیگر متحد میشوند. این سه هر کدام زندگی متفاوتی داشته اند یکی یه ماهی فروش ساده یکی خانه دار و دیگری هم نازپروده خانواده ای ثروتمند بوده است…
دانشجویان دانشگاهی , یون جین میونگ، جانگ یون یه، سونگ جی وون، کانگ یی نا و یو ایون جائه در یک خانه مشترک زندگی میکنند. سریال حول محور داستان ها و مشکلاتی که این دختر ها در باب درس و عشق با آن مواجه می شوند …
در دوران خشونتآمیزی که با عنوان باکوماتسو شناخته میشد، یک قاتل ایشین که فقط با نام هیتوکیری باتوسای[۱] شناخته میشد، مهارت و خشونتش به مانند افسانهای در عصر بازگرداندی شده بود که او نیز نقش بسزایی در پیروزی انقلابیون داشت. با نزدیک شدن به اتمام زمان جنگ، بدون اینکه هیچ رد پایی از خود به جای بگذارد ناپدید شد، و یازده سال بعد فقط به عنوان یک شمشیرزن سرگردان با نام «هیمورا کنشین» به پا خاست. او به مکانهای مختلفی مهاجرت میکند تا به منظور جبران و کفارهای برای کشتار و گناهانی که در گذشته مرتکب شده باشد و بتواند از مردم عادی محافظت کند...
کیم جانگوو پسر جوانی است که در یتیم خانه بزرگ شده و جزء اراذل است . وی به صورت اتفاقی از پلیسی که پدرخوانده اوست می فهمد که پدرش خلافکاری معروف بوده و بعد از فرار از ویتنام ، با انجام کارهای شرارت بار ، ثروت زیادی جمع کرده . کیم که زندگی نکبت بار فعلیش را به خاطر کوتاهی پدرش می داند سعی میکند وارد باند او شده و از پدر انتقام بگیرد . در این بین پدرش قتلی را عمدا گردن او می اندازد و کیم برای فرار از اعدام ناعادلانه به لاس و گاس آمریکا می گریزد . در آمریکا مجبور می شودبرای گذران زندگی محافظ شاه آفریقایی شود غافل از اینکه این شاه خواب های خطرناکی برای او دیده است ….
این سریال بر اساس رمانی نوشته جین یونگ (لوئیس چا در واقع این مرد نویسنده افسانه شجاعان هم است) و دومین قسمت از سه گانه عقابها است. دنباله افسانه عقاب های مبارز و در ادامه به شمشیر بهشتی و خنجر اژدها ختم می شود. داستان مربوط به سرگذشت و ماجراهای یانگ گوا است یانگ گوا بچه یتیمی که در پایان افسانه عقاب های مبارز پدر خود را از دست می دهد. یانگ گوآ پسر کانگ و نیانسی است. گوآ جینگ (برادر پیمانی پدرش) و فوآنگ رونگ (رُنگ آر ) او را با خود به جزیره شکوفه های هلو می برند. در سنین نوجوانی گوآ جینگ او را برای یادگیری کونگ فو به فرقه چوئن جِن برد. در آنجا با مشکلاتی که بوجود آورد و همینطور به خاطر بد رفتاری های معلمش فرار کرد و سرانجام به مقبره کهن رسید و شیائو لونگ نو او را به شاگردی پذیرفت. بعدها استاد و شاگرد نسبت به هم ابراز علاقه کردند و عاشق هم شدند. در ادامه ماجرا سختی ها و رنج هایی که این دو نفر یانگ گوئو و شیائو لونگ نو تحمل می کنند را نشان می دهد.
میستاریکا سرزمینیه که در اون انسان ها، خدایان و شیاطین در کنار هم زندگی می کنن. در زمان های خیلی دور هیولای بال سیاه-نقره ای تصمیم داشت دنیا رو نابود کنه. ولی خداسان، شیاطین و انسان ها اختلافاتشون رو کنار گذاشتن و با کمک هم اون هیولا و قدرتش رو مهر و موم کردن. کلید این مهر به دو قسمت تقسیم شد و یک قسمت به خدایان و قسمت دیگه به شیاطین داده شد تا این موجود شیطانی هرگز نتونه دوباره سر بلند کنه. ولی ۲۰۰۰ سال بعد در دوره ای که صلح بر دنیای میستریکا و اهالی اون غالب شده یک زن انسان کلید خدایان رو می دزده و این تازه شروع ماجراست.
خانه امن داستان یک زن و شوهر را می گوید، کارآگاه سابق رابرت و همسرش کتی که معلم است، و توسط دوست نزدیک و افسر پلیس از آن ها خواسته می شود که در خانه امن مواظب شاهدان و قربانیانی که به دنبال پناه هستند باشند و...