همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
موضوع فیلم هیچکس نمیداند من اینجا هستم (Nobody knows I'm here) درباره مردی با صدای رویایی است که در مزرعه ای دورافتاده در گوشه ای از کشور شیلی زندگی می کند. اما این خلوتنشین بااستعداد، گذشته ای دارد که نمی تواند از آن فرار کند. تا اینکه کسی صدای زیبای او را می شنود و ...
این مستند به اجرای زنده ی "بروس اسپرینگستین" خواننده، نوازندهٔ گیتار و آهنگساز موسیقی راک و موسیقی محلی آمریکایی می پردازد که آهنگهای آلبوم "ستاره های غربی" را می خواند .
"ناندان کومار" یک کارمند ساده می باشد که مشکلات کوچک خودش را دارد و برای بدست اوردن پول بیشتر در زندگی اش تلاش میکند یک شب که از کار به خانه اش برمیگردد یک چمدان پر از پول را در خیابان پیدا میکند و ان را به خانه اش میبرد ولی مشکل اینجاست که عده ای خلافکار و پلیس به دنبال همان چمدان هستند و ...
یک گروه 14 نفره از زنان در سفری 3000 مایلی در اقیانوس، به دنبال راه حلی برای معضل انبوه پلاستیک در اقیانوس ها هستند. این سفر، سفری علمی و اکتشافی است که با همبستگی و شجاعت این زنان به انجام می رسد.
پادشاه "سجونگ" همه چیزش را به خطر می اندازد تا به آرزویش در ابداع حروف الفبای اصلی برای مردمش، دست پیدا کند. او با کمک دیگران در تلاش است تا الفبای کره ای "هانگول" را ایجاد کند …
اسلید ویلسون که یک آدم کش ذاتی است مرتکب اشتباهی میشود و خانواده اش بهای آنرا پرداخت میکنند و حال بعد از ده سال بار دیگر یک تروریست دوباره همسر و پسرش را تهدید میکند و ...
جوهرساز تورنتویی، جیسون اس. لوگان، رنگها را از علفهای هرز وحشی، توتها، پوست، گلها، صخرهها، زنگ میگیرد و جوهرهای سفارشی را برای هنرمندان سراسر جهان، از یک کاریکاتوریست نیویورکی گرفته تا یک خوشنویس توکیویی، میفرستد...
دونگ بک (يو سونگ هو) کاراگاه جوانيست که از دوران دبيرستان ، قابليت ماورايي عجيبي به دست آورد و آن فهميدن خاطرات مردم با لمس آن ها بود ، پس با نشان دادن اين ويژگي وارد اداره پليس و به کاراگاه بخش جنايي تبديل شد و…
دخترهای 9 سانتی متری ای به نام هاکومی و میکوچی در جنگل زندگی میکنند. در یک خانه در یک درخت زندگی کردن، حشره و پرنده راندن و ریختن برگ های درختان زندگی این دخترکوچولوهاست. دنبال کردن زندگی های این دخترهای کوچیک ولی دوست داشتنی جذابیت خودشو داره.
هر دو نقش اصل ۲۹ سالشونه ، لی جونگ سوک نقش یه دادستان جوون رو بازی میکنه که شوخی حالیش نمیشه و از افراد بذله گو که زندگی رو به شوخی میگیرن متنفره ، با برادرش زندگی میکنه و همسایه ی شخصیت سوزی میشن و همیشه شخصیت سوزی رو تحقیر میکنه . شخصیت سوزی با مادرش زندگی میکنه ، شخصیت غد ، سرد و خودپسندی داره ، یه ژورنالیست بیکار که آینده رو تو خواب میبینه!
میچیرو آماتسوکی 20 ساله به خاطر تغییر شغلش به توکیو نقل مکان کرده. اون تصمیم میگیره که در یک خانه مشترک زنانه به نام "خانه هارونو استلا" زندگی کنه که در افرادی در سنین و اهداف مختلف زندگی میکنن. اونجا وقتی که از الکل و گوشتای خوشمزه پر باشه خیلی خوش میگذره!!!
در شهری که به نام فوکوئوکا شناخته میشه، جرائم در زیر زمینی وجود دارند که روی سطح آن وجود صلح به نظر میرسد. در بخش هاکاتای شهر، افراد مختلفی با استعداد هایی مانند قاتل حرفه ای، کاراگاه، ردیاب و انتقام جویی وجود دارند. به علاوه، با توجه به یک افسانه شهری، شخصی به نام "قاتل قاتل های حرفه ای" این اواخر خود را نشان داده است.
در سال 2035 در ژاپن واقعه ای عظیم معروف به "فروپاشی" به دلیل تحقیقات روی زندگی مصنوعی اتفاق میفتد.هوش مصنوعی ای به نام "ماهیت" کوروبه جورج را فاسد کرده است.ورود به شهر تحقیقات که امید اخر انسانیت نام دارد توسط دولت ممنوع شده است.دو سال بعد به ایکو تاچیبانا دختری 15 ساله که خانواده اش را در واقعه از دست داده توسط همکلاسی انتقالی اش یویا کانزاکی درباره ی رازی نهفته در بدنش گفته میشود.مثل اینکه کلید حل معما در نقطه ی اغازین یعنی مرکز "فروپاشی" است.هنگامی که یک دختر و پسر,که اینده ی انسان ها به ان ها وابسته است ملاقات میکنند,حقیقت تازه چیست؟
در این سری بار دیگر برههای باهوش و بازیگوش همراه با سگ باوفای مزرعه ماجراهای مختلفی را تجربه میکنند، آنها همچنان دردسر درست میکنند و با همکاری همدیگر مشکل ایجاد شده توسط خودشان را حل میکنند. در گوشه گوشهی این مزرعه اتفاقات سرگرم کننده زیادی خواهد افتاد و باند گوسفندان قرار است که ماجراهای خود را وارد فاز جدیدی کنند. صاحب مزرعه اما از هیچ چیز خبر ندارد و تنها با سگ خود این گوسفندان را در هر شرایطی کنترل میکند. او هم نقش بزرگی در برخی از این ماجراها دارد و در نهایت خوشحال و خندان روز را به شب رسانده و برای صبحی که با ماجراهای جدید همراه خواهد بود، آماده میشوند…
پس از ورشکستگی برادران لمن ، سیجیتسو اخراج شد و مجبور شد در شرکتی که از فیشینگ تلفنی برای کلاهبرداری از سالمندان استفاده می کند ، موقعیت جدید را بپذیرد.
جاش بعد از اینکه با دوست دخترش قطع رابطه میکند می فهمد که یک همجنسگراست. او سپس کمک دوست دختر سابقش و بهترین دوستش و همسر او سعی در ایجاد یک رابطه جدید می کند . . .
سریال ثروت کثیف نمایی نزدیک و شخصی از درون داستان های رسوایی و فساد در تجارت جهانی را فراهم می آورد. این سریال از گزارش های دست اول از مجرمان و قربانیانش استفاده می کند...
ونی برای کسب و کارش با یک گروه گنگستر عرب همکار است و معاملات مختلفی را مدیریت میکند، اما بعد از مدتی تصمیم میگیرد زندگی قبلی اش را به خاطر خانواده اش کنار بگذارد اما همانطور که خودش انتظار دارد خارج شدن از این شغل کار آسانی نیست...
داستان سریال درباره لو شیا، پلیر تنیس که همراه با خانواده اش از زمان کودکی در آمریکا زندگی میکند. لو شیا، قدرت و استعداد پدرش در تنیس را به ارث برده، به همین خاطر همیشه زیر سایه پدرش شناخته شده. اکنون لو شیا تنها راهی که میتونه به این موضوع خاتمه بده اینه که در مسابقات ملی شرکت کنه و هویت خودش رو ثابت کنه.
داستان در مورد شاهزاده ای است که به یک باره تمام کشورش به همراه تمام خانواده اش از بین می روند و تنها او قادر به فرار می شود. او ناخواسته شب هنگام وارد قلمرو دشمن شده و سر از قصر در می آورد. او را با یک فرد دیگر اشتباه گرفته و وارد قصر می کنند. او در این قصر کم کم به قدرت دست پیدا می کند آن هم در قلب دشمن و…
پارک سان وو (Lee Jin wook) در مرکز پخش برنامه های تلویزیونی کار می کند و عاشق جو مین یانگ (Jo Yoon hee) که گزارشگر جدید شبکه است می شود و 9 فرصت برای سفر به گذشته دارد…
“ميکي کويشيکاوا” يک زندگي عادي داشت – تا وقتي پدر و مادرش به او ميگويند قصد دارند از هم جدا شوند… ابتدا مخالفت ميکند، تا وقتي با “يو ماتسورا”، پسر خوشتيپ زوج ديگري که پدر و مادرش ميخواهند پس از طلاق همسرهايشان را عوض کنند، آشنا ميشوند. حالا که در عمارتي بزرگ با همديگر زندگي ميکنند، “ميکي” و “يو” عاشق همديگر ميشوند. بايد با احساسات خود، کساني که ميخواهند با آنها باشند و هر چيزي که بازي سرنوشت و اقبال بر سر راه آنها ميآورد، کنار بيايند…