همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
رویال رامبل (۲۰۲۰) (به انگلیسی: Royal Rumble) یک رویداد غیر رایگان (Pay-Per-View) در کشتی حرفهای میباشد که توسط کمپانی دبلیودبلیوئی برای هردو برَند راو و اسمکدَون تهیه میشود و این دوره اش هم در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۰ در مجموعه ورزشی Minute Maid Park شهر هیوستون ایالت تگزاس برگزار خواهد شد. این رویداد سیوسومین رویال رامبل سالانه خواهد بود
رنگهای رنگینکمان ناپدید شدهاند و گروه K3 برای اجرای نمایش شاد خود به آنها نیاز دارد. K3 با کمک کاپیتان اسپیس به دنبال بازیابی رنگها از سه سیاره آموریا، اسمایلوس و نیامی است، اما این کار به عشق، سرگرمی و انرژی زیادی نیاز دارد. سوال این است که آیا K3 موفق به بازگرداندن تمام رنگها خواهد شد؟
یون هی با دختر نوجوانش Sae-Bom زندگی می کند. یون هی در یک روز زمستانی نامه ای از اوتارو ژاپن دریافت می کند. سائوم بوم به طور اتفاقی نامه را می خواند و از اولین عشق مادرش که قبلاً هرگز درباره آن صحبت نکرده مطلع می شود...
این استندآپ درباره کمدین "کریستین ترجو" می باشد، کسی که به عنوان تنها فرزند والدین مهاجرش بزرگ شد و مجبور شد بسیاری از دروس زندگی را به روشهای غیر متعارف فرا بگیرد و در همه حال می خواست انتظارات والدین خود را برآورده بکند ...
داستان فیلم درباره گروهی از ساکنین یک منطقه است که در تلاشند تا پس از یک فاجعه خورشیدی، به زندگی ادامه دهند. اما زنده ماندن در این شرایط، چندان کار ساده ای نیست …
پیشگامان ویدیو آرت، هکرهای مادام العمر و پدربزرگ و مادربزرگ نسل «یوتیوب» هستند. آنها در سالهای بازنشستگی برای بایگانی مجموعه کارهای خود در تلاش هستند. به طور تصادفی آنها توسط دنیای هنری که آنها را فراموش کرده بود، دوباره کشف می کنند...
دبیرستان Demon به یک سیستم پاره وقت و یک سیستم تمام وقت تقسیم می شود ، Yoshiki Murayama رئیس دبیرستان Demon است و Kaede Hanaoka این آرزو را دارد که دنیای تمام وقت را در پیش بگیرد تا روزی مورایاما را به چالش بکشد...
اینجا یه دنیای خاصه که دخترای کشتینشین توش زندگی میکنن. تو بندر دریایی آزور لین، یه زندگی شاد و پرانرژی تو محیط مدرسه برای دخترای گروههای مختلف شروع میشه. اونا با تمام وجود از زندگیشون لذت میبرن و آروم آروم درگیر یه سری ماجراها و شیطونیهای باحال میشن!
تا وقتی که داخل آدما قلب وجود داشته باشه، همیشه هستن کسایی که زجر بکشن. و بعدش یه چیز «عجیب» وارد ذهنشون میشه و باعث وقوع مریضی عجیبی در بدن میشه. این بیماری که بهش «مریضی اسرار آمیز» میگن برای اکثر افراد ناشناختهست. ولی یقینا وجود داره. دکتر و شاگردی وجود دارن که با این مریضی، که حتی پزشکی مدرن نمیتونه علاجی براش پیدا کنه، مبارزه میکنن. اسم اون دکتر رامونهست. اون همیشه آزادانه رفتار میکنه، بد دهنه، و حتی شبیه یه دکترم نیست! اما، وقتی با این بیماری اسرارآمیز رو به رو میشه، قادره که سریع ریشه اون رو پیدا کنه...
برای آیدول شدن، خون و عرق و اشک ریختم. با این حال، ادامه میدم. میخوام بدرخشم. میخوام به دستش بیارم. میخوام نفر اول باشم. میخوام بخندم. میخوام رویاهام رو به واقعیت تبدیل کنم. میخوام به کلی آدم نگاه کنم. میخوام مورد توجه قرار بگیرم. میخوام پیداش کنم. میخوام موانع رو پشت سر بذارم. فقط غرور توی سینه دارم. هیچکس از اول در مرکز توجه نیست. همه ضعیف هستن. فقط کسایی که وا نمیدن میتونن آیدول بدن. این داستان آیدول هاییه که با رویاهای بزرگ و واقعیت بی رحم رو به رو میشن.
یوری هانجو 16 ساله بعد از دیدن مردی که با تبر، سرش باز شده بود، با ترس و سردرگمی در حالی که داره از قاتل نقابدار فرار میکنه، متوجه میشه توی یه خونه متروکه گیر افتاده که هر کدوم از در ها، به طور عجیبی قفل شده.درحالی که ناامیدانه دنبال راه فرار میگرده، به پشت بوم فرار میکنه ولی دنیایی روبروش قرار میگیره که هیچ نشونهای از زندگی توش وجود نداره و توسط ساختمون های بلند احاطه شده. هنگامی که تو ناامیدی غرق شده بود، متوجه میشه برادرش هم توی این مکان عجیب و غریبه. یوری مصمم میشه تا برادرش رو پیدا کنه و فرار کنه. هر چند، به زودی متوجه میشه که نقابدار های بیشتری...
آستا و یونو در یک کلیسا در یک روز به عنوان نوزاد در سبد رها شدند و از آن زمان به بعد با هم بودند. وقتی بچه بودند، قول دادند که با هم رقابت کنند تا ببینند چه کسی پادشاه بعدی جادوگرها میشود. اما با بزرگ شدن، تفاوتهای بین آنها مشخص شد: یونو یک نابغه جادویی بود، در حالی که آستا هیچ قدرت جادویی نداشت. در کشوری که جادو همه چیز است و توانایی ورزشی مهم نیست، آستا هر روز با تمرینات بدنی و اراده قوی سعی میکرد جادو یاد بگیرد.
زمانی که یه سری از اجساد پوسیده ی حیوانات بعد از یه شب توی یه دهکده ی کوهستانی دورافتاده پیدا میشن، اینوگامی، یه کارآگاه از توکیو که متخصص حل پرونده های مرموز و سریه، برای تحقیق فراخونده میشه. حین کار روی پرونده با پسر عجیبی دوست میشه که هر روز به جای رفتن به مدرسه، توی زمینای کشاورزی کار میکنه. اون که توسط دوستاش رونده شده، بعد از یه یوکای (موجودات افسانه ای ژاپنی) که توی گل و لای زندگی میکنه، لقب "دوروتا-بو" بهش تعلق میگیره ،به اینوگامی کمک میکنه تا حقیقت پشت پرده ی قتل ها رو آشکار کنه. اما نیروهای ماوراء طبیعی هم بیکار ننشستن ، و از اونجایی که "دوروتا-بو" فقط یه لقبه، ممکنه این تنها چیزی نباشه که...
سیاهچال پنهان مکانی افسانهای است که دارای جواهرات و اشیایی کمیاب است. «نُور» که سومین پسر خانوادهی اشرافزادهی سطح پایینی بود و تنها پیشنهاد کاریش را از دست داده بود، اتفاقی صحبتهایی دربارهی این سیاهچال میشنود. سپس قدرتی بدست میآورد که با آن میتواند مهارتهایی ایجاد کند و حتی به فردی دیگری اعطا یا تغییرشان بدهد. جهت استفاده از این قدرت، نیاز است که با انجام کارهایی امتیاز جمع کند. کارهایی همچون خوردن غذاهایی خوشمزه و انجام اعمال منحرفانه با دختران هوسانگیز.
رکی، یه دانش آموز و اسکیت باز دبیرستانی، معتاد و شیفته ی "S"، یه مسابقه ی خطرناک و فوق سری اسکیت بورده که توی سراشیبی یه معدن متروکه برگزار میشه. اسکیت باز ها تشنه ی "گوشت گاو" و جنگ و جدالایی هستن که توی مسابقه ها به پا میشن. رکی، لانگا رو که یه دانشجوی انتقالیه که پس از تحصیل در خارج از کشور به ژاپن برمی گرده، به محل برگزاری مسابقات می بره. لانگا که اصلا تجربه ی اسکیت بازی نداشته، ناگهان خودشو میبینه که به دنیای "S" کشیده شده...
داستان سریال در آینده رخ میدهد که ضمیر انسانها دیجیتال شده و قابل ذخیره و انتقال به جسمی دیگر است. یک زندانی در بدنی جدید زنده میشود تا داستان یک قتل پیچیده را حل کند تا بتواند آزادیاش را دوباره به دست آورد
پروژه ی اسکارد برخوردها و نبردهای کسانی که دارای خالکوبی و قدرت مهر و موم شده ی جانوران و خدایان الهی هستند را به تصویر می کشد. داستان در منطقه ی ویژه ی آکاتسوکی، منطقه ای بدون قانون در توکیو، رقم میخورد. "هلیوس" ها کسانی هستند که از قدرت خالکوبی های خود برای محافظت از شهر استفاده میکنند، "آرتمیس" ها متعهد به حفظ امنیت و کنترل هستند، در حالی که انگیزه تجاری محکمی دارند، و "سرویس ویژه امنیت عمومی" کارکنان اسکارد در اداره پلیس کلان شهرها هستند. آنها روزهای پرتلاطم را پشت سر میگذارند تا به مسیر ادامه بدن...
یک مجموعه آنتولوژی است. اولین اپیزود این سریال با عنوان «The Body» درباره یک آدمکش مزدور و همه فن حریف با نگاهی بدبینانه به جامعه مدرن را دنبال می کند که مسئولیت سختی در شب هالووین دارد؛ او باید یک جسد را به مکانی منتقل کند اما در این بین اطرافیانش فکر می کنند او لباس مبدل یک قاتل را به تن کرده است…
یک کمدی عاشقانه دبیرستانی با دخترانی 5 برابر زیباتر! یک پسر دبیرستانی باید به صورت نیمه وقت کار کند تا به 5 خواهر کمک کند که بتواندد فارغ التحصیل شوند، اما تنها چیزی که این 5 قلوها در آن اشتراک دارند این است که از درس خواندن متنفرند! 5 دختر که هر کاری غیر از درس خواندن انجام می دهند، و معلم شان: یک پسر دبیرستانی که فقط درسخوان بوده و چیز دیگری نیست. فوتارو یوئسوگی کار تدریس را به عهده می گیرد چون به پول نیاز دارد، اما زمانی که دانش آموزانش، 5 دختر زیبای تاجر ثروتمند- بهانه هایی ...
دانش آموز دبیرستانی، کیمیچیکا هاجیما، بعد از اینکه در کلوپ والیبال مدرسه راهنمایی توکیو دردسرهایی درست میکنه به زادگاهش فوکوی برمیگرده. اونجا، با دوست دوران بچگیش ملاقات میکنه. یعنی یونی کروبا، کسی که مهارتهای فیزیکی برجستهای داره، اما وقتی تحت فشار قرار میگیره آسیب پذیر میشه. هاجیما، با علاقه و استعداد زیادش نسبت به والیبال، یک ترکیب عالی با کروبا شکل میده. این دو نفر وارد دبیرستان سِیین شده و عضو کلوپ والیبالشون میشن. هم تیمی های دیگرشون، کاپیتان 163 سانتی متری خون گرم شینیچیرو اودا، کاپیتان دوم میساو آیوکیِ با استعداد و تند زبون همراه با زوج سال سومیش، و دانش آموزای سال دومی از جمله آکیتو کانو، که همیشه لباس آسین بلند میپوشه چون به تابش خورشید آلرژی داره. تیم تازه شکل گرفته لاک ناتوانی قدیمی خودش رو میشکنه و تبدیل به ستاره نو ظهور فوکوی میشه. این داستان حرکت یک تیم به سوی پیروزیست، به دنبال رقیبان خفنی که سر راهشون قرار میگیرن.
اِما و سایر بچه ها زندگی خوب و آرامی را در یتیم خانه گریس فیلد، جایی که در آن بزرگ شدن دارند. با اینکه قوانین سخت گیرانه ای بر آنجا حاکم است ولی سرپرستشان، زن بسیار مهربان و با ملاحظه ای می باشد. در این یتیم خانه تمام بچه ها با هم به مانند خواهر و برادر می باشند. ولی سوال بزرگ داستان این است که چرا بچه ها اجازه ی خروج از یتیم خانه را ندارند؟!
در یک سفر میدانی برنامه ریزی نشده ، ریکو به ژاپن دیگری منتقل می شود که در آن اشکال حیاتی مبتنی بر فلز معروف به Mimesis جهان را خراب می کند. فقط دختران مجهز به سلاح های زرهی LBX می توانند در برابر این آفت مقاومت کنند و...
پنج سال بعد از فاجعه ی اسرارآمیز ناپدید شدن ناگهانی یک شهر، گروهی از دختران شیفته ی "سیستم مواد نمایشی" با استفاده از هولوگرام های سه بعدی قصد دارند تا صحنه رو هنگام بازسازی آخرالزمانی شهر روشن کنن.
کنترل یکی از پردرد سر ترین محله های استانبول یعنی چوکور(گودال) در دست خانواده ی کوچوآ هست. مهم ترین قانون این خانواده اینکه اجازه به پخش م مصرف مواد مخدر نمیدن.ولی گروهی هست که روی این محله چشم دارن و میخوان این قانون (منع مخدر) رو بشکنن.که باعث میشه این نظم حاکم در محله بهم بخوره…