همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
اشلی بانجو در این مستند، تاریخ بریتانیا و واکنشهای منفی به رقص خود در برنامه "استعدادهای درخشان بریتانیا" را با دیدار از حامیان و منتقدانش بررسی میکند.
فیلم "من سعی کردم به تو بگویم" یک فیلم جادهای گروه موسیقی سینتاتین است که توسط آلستر مککللان کارگردانی شده است. این فیلم همراه با اولین آلبوم نمونهمحور گروه منتشر شده است...
یک نسل پیش، بزرگترین رقابت ورزش های موتوری متولد شد. رقابتی که جهان را مجذوب خود کرد. نیکی لائودا و جیمز هانت افسانه هستند، اکنون، یک نسل بعد، زندگی پسرانشان فردی و ماتیاس را دنبال می کنیم که آنها نیز رو در روی هم قرار می گیرند.
یک خانواده آمریکایی یک سفر جاده ای آخرالزمانی را در غرب ایالات متحده انجام می دهند. تعطیلات تابستانی کمپینگ، مینی گلف، شنا، و بیسبال، در مناظری که با نابودی، نسل کشی، و جنگ حک شده است...
یک گروه از جوانان در حال تست بازیگری برای نقش نیکولای چائوشسکو، رهبر کمونیست سابق رومانی هستند. این تستها، تصویری از این نسل جوان و نگاهی به میراث چائوشسکو ارائه میدهند...
چو لوی ژیانگ (دیلان کو) یک تازه وارد دائم الخمر به قلمرویی است که توسط رزمی کاران جادوگر تحت سلطه است. او یک رزمیکار فوقالعاده و مستعد است و آرزو دارد که تبدیل به یک دزد با فضیلت شود و ثروتمندان را غارت کند تا ثروتشان را بین فقرا، هم در خشکی و هم در دریا توزیع کند...
وقتی لوک از کی خواستگاری میکند و یک کلمه ساده «متاسفم» را میشنود، از خواب بیدار میشود که روی تختش میلرزد. لوک دوباره تلاش می کند اما به دلیل رد شدن مکرر مجبور می شود به همان صبح خواستگاری خود برگردد...
افسر پلیس چو قصد دارد از دوستش چن خواستگاری کند. بعدها او یک گزارش قتل دریافت می کند و تا منطقه کوهستانی کشیده می شود. متأسفانه متوفی دوستش چن است. او که از درون ویران شده است، تمام تلاش خود را می کند و قاتلش را دستگیر می کند. با این حال، از اعتراف قاتل ، چو متوجه می شود که چن داوطلبانه به لی اجازه داده است او را بکشد...
یک مستند منحصر به فرد که هنرمند مارک والر و خانواده اش را در طول 20 سال دنبال می کند. هنگامی که مارک مبتلا به ملانوم مرگبار تشخیص داده می شود، خطوط گسل در خانواده والر با نتایج شگفت انگیزی فوران می کند...
این برنامه، لی مک کمدین را در تلاش برای تناسب اندام و جمعآوری کمک مالی برای مسابقه فوتبال خیریه «یاری فوتبال» به نفع کودکان بیسرپرست زیر نظر سازمان یونیسف، همراهی میکند. در این مسیر، چهرههای مشهور و اسطورههای ورزشی به او کمک میکنند.
مارک هانت یک فوق ستاره جهانی در کیک بوکسینگ و هنرهای رزمی ترکیبی، "سوپر ساموئن" است. این مستند زندگی پر فراز و نشیب او را از سوء استفاده از دوران کودکی به دست پدرش تا شروع پست او در رینگ و پیروزی در UFC را به تصویر میکشد...
داستان زنان خانهدار از درههای ولز که به اخبار صفحه اول تبدیل شدند، با زندان مواجه شدند و حتی با رونالد ریگان هم برخورد کردند، همه در مبارزه برای جلوگیری از ورود بمبهای هستهای به بریتانیا...
جیسون پریستلی در این مستند نگاهی به هارولد بالارد، مالک جنجالی تورنتو میپل لیفز انداخته است. رفتارهای توهینآمیز بالارد از معاملات غیراخلاقی قراردادی تا تحمل یک سال زندان برای دزدی و کلاهبرداری ...
یک بازرس که به یک منطقه جنگلی روستایی فرستاده شده است، شیفته مجموعه ای از سرقت ها و جنایات عجیب در حوزه قضایی خود می شود و مصمم است که ریشه آن را پیدا کند...
داستان یک صاحبخانه میخانه که برای نجات ملت در جدیدترین اسراف خود ایستاده است ، زیرا او می داند که کشور در حال حاضر واقعاً به چه چیزی احتیاج دارد این است که افراد کمی راه حل های عقلانی ارائه می دهند...
دختری یک تفنگ دستی قدیمی را در اتاق زیر شیروانی خود پیدا میکند و این شی نمادین صحنهای عرفانی از تجمع ساموراییها در مکان پوشیدهشده از خزه معبد کاسوسان در استان توچیگی را تداعی میکند...
کیم سو جین (Shin Sung-Rok) مرد موفقیست که همراه با همسر زیبای خود کانگ هیون چا (Nam Gyu-Ri) که یک ویالونیست است زندگی میکند ، زندگی عالی و راحت او درحال سپریست اما با ناپدید شدن دختر کوچکش ورق برمیگردد و دنیای آرام او به یکباره شلوغ میشود ، سپس طی اتفاقی توانایی یک تماس به گذشته با هان عه ری (Lee Se-Young) را پیدا میکند ، دختری که سخت تلاش میکند تا در کنار ادامه تحصیلاتش با کارهای پاره وقت ، هزینه عمل مادرش را بدست بیاورد اما دنیای او نیز از آنچه که هست سخت تر میشود وقتی مادر بیمارش به یکباره ناپدید میشود ، پس تماسی از کیم سو جین از آینده میگیرد و…
یون جو وون دختری باهوش و سر به زیر است که با پدر مجردش یون جونگ جائه زندگی می کند، زمانی که کیم سان ها و کانگ هه جون، دو پسر از شرایط پیچیده وارد زندگی او می شوند. پدرش پسرها را می پذیرد تا در کنار هم به عنوان یک خانواده بزرگ شوند. علیرغم اینکه جو وون از نظر خونی نسبتی ندارد، سان ها و هه جون را می ستاید و آنها را برادران خود می داند، مهم نیست که دیگران چقدر متفاوت فکر می کنند یا می گویند. آنها پس از یک دهه دوری دوباره به هم می رسند - با پویایی های جدید، دردهای حل نشده و پیچیدگی های بزرگسالی روبرو می شوند.
یک عاشقانه مخفی در سنین بالای نوجوانی رخ می دهد که "بیگانه" (یک فرد خارجی) مدیر برنامه انجمن ناشناس "Inssa Time" می شود و تمام اسرار کل مدرسه را می آموزد و به گروهی از بچه های فوق العاده محبوب می پیوندد که او به شدت می خواهد آنها را بدست آورد. درگیر با. کانگ یو بین یک بچه محبوب در میان بچه های محبوب و کارآموز یک آژانس سرگرمی بزرگ است که توسط کل مدرسه تحسین می شود و همکلاسی هایش او را کامل می بینند. او نه تنها جلوه های بصری خوبی دارد، بلکه در مطالعه نیز مهارت دارد. او مانند یک سوپراستار آینده به نظر می رسد که از تنظیمات وبتون فراتر رفته است، اما رازی را پنهان می کند که هیچ کس نمی تواند از آن مطلع شود. یو بین که هرگز به او مشکوک نبوده است، به دلیل "اوتسا" که نامش حتی گیج کننده است، در موقعیتی ناخوشایند قرار می گیرد.
داستان سریال Mare of Easttown در خصوص کارآگاهی است که در یک شهر کوچک واقع در پنسیلوانیا زندگی میکند. این کارآگاه در مسیر زندگی خود چالشهای بسیاری را مشاهده میکند. از طرفی، او ملزم به حل کردن پروندهی قتلی میباشد و از طرفی دیگر، باید تمام تلاش خود را برای جلوگیری از فروپاشی زندگی خود انجام دهد ...
کوبایاشی سان یه خانوم تنهاست که توی یه آپارتمون یه زندگی کارمندی ساده و چرت و بی خودی داره. روزها همینطور در پی هم در میگذرند تا اینکه یهویی یکی ظاهر میشه که اصرار به زندگی کردن با اونُ داره! حالا این “یکی” چه مرگشه؟ چی میگه؟ ظاهرا کوبایاشی سانِ قصه ما جونشون رو نجات داده و ایشون هم قصد جبران این موهم رو دارند. “یکی” داستان ما هر کاری برای کوبایاشی سان از دستش بر میاد انجام میده ، ولی خب همه چیز طبق برنامه پیش نمیره… تا هنوز یادم نرفته بگم که همون “یکی” قصه ما هم یه تختهش کمه و هم یه اژدهاست که به شکل آدم در اومده! اینجاست که زندگی ساده و چرت خانوم ما دست خوش تغییراتی شگرف میشه…
شش کارآگاه مرموز که با هم هماهنگی بسیار خوبی دارند، وظیفه دارند تا رازهای ماورایی را در مدت زمان شش ساعت کشف کنند. آنها برای موفقیت در این ماموریت، باید از هوش و ذکاوت خود و همچنین همکاری تیمی بهره ببرند.
هر قسمت از این مستند روی یک سرآشپز معطوف خواهد بود و نگاه آنها به زندگی را برای شما به تصویر می کشد. استعدادی که انها دارند و شور و شوق آنها برای آشپزی، در این مستند پرداخته شده است و زندگی منحصربفرد آنها به تصویر کشیده خواهد شد.
دانش آموز دبیرستانی دو هو با پدرش که یک سالن ورزشی تکواندو را در یک منطقه روستایی اداره می کند زندگی می کند. یک روز، همتای شاد و باهوش او، جو یونگ، که آرزوی رفتن به دانشگاه با یک رشته تکواندو را دارد، از سئول می آید. با ورود او، شادی های کوچک و بزرگ شروع به پر کردن زندگی تاریک قبلی دو هو می کند. با این حال، فرهنگ ظالمانه ای که پدرش نماد آن است، در نهایت رابطه آنها را به هم می زند و پس از یک اتفاق غیرمنتظره، آنها را از هم جدا می کند، ده سال بعد دوباره به هم می رسند.
مین وو و سونگ هون 10 سال با هم دوست هستند. هر دوی آنها احساسات خود را از یکدیگر پنهان می کنند که بیشتر از دوستان است و وارد یک دانشگاه می شوند و با هم کلاس هنرهای آزاد ضروری را می گذرانند. با این حال، آن دو در مورد قتل اخیر در شهر شنیدند. در آن روز مردی به نام جین ووک ظاهر شد. مقصر کیست؟
آنابل سگورا در 12 آوریل 1993 هنگام دویدن ناپدید شد و ربوده شد. نزدیک به 3 سال، کشورش منتظر نجات او بود. «900 روز بدون آنابل» آن دوران و مذاکرات پلیس با آدم ربایان را از طریق نوارهای اصلی بازگو می کند.
این سریال در واقع اسپین آف سریال Sons of Anarchy است. داستان بعد از اتفاقات زندگی جکسون تلر (چارلی هانام) در سریال Sons of Anarchy جریان دارد و در مرز مکزیک و کالیفرنیا اتفاق میافتد و درباره زندگی ازیکیل ریس (ملقب به EZ) است. ازیکیل یک مجرم تازه از زندان آزاد شده است که تلاش میکند یک هویت قانون شکنانه تازه برای خودش دست و پا کند. او در شهری به جست و جوی این هویت میپردازد که زمانی در دوران کودکیاش در آنجا رسیدن به رویای امریکایی را در سر میپروراند. ازیکیل به عنوان یک تازهکار به باشگاه موتورسواری Mayans MC که رقیب باشگاه Sons of Anarchy محسوب میشود، میپیوندد و…
راس پولدارک تصمیم میگیرد برای اینکه به جرم قاچاق محاکمه نشود، دختر مورد علاقه اش الیزابت را ترک میکند و به ارتش ملحق شود. وقتی 3 سال بعد به خانه بر میگردد متوجه میشود که پدرش مُرده، خانه بزرگ آنها ویران شده، ثروتشان از دست رفته و معشوقه اش به نامزدی پسر عمویش در آمده است. او در راه برگشت به خانه دختری را از کتک خوردن نجات میدهد و او را به عنوان خدمتکار آشپزخانه استخدام میکند، اما همشهریهایش از برگشتن بچه پولدار شهرشان که قصد پس گرفتن موقعیتش اجتماعیش را دارد زیاد راضی نیستند و همین باعث ایجاد بر خوردهایی بین آنها و راس میشود که عواقب ناخوشایندی را برای وی در پی دارد...