همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
اولین فیلم کاپیتان سوباسا درباره بازی بین "تیم پسران تمام اروپایی" و "تیم پسران تمام ژاپنی" هستش و در ادامه اولین سری سریال اتفاق می افته. بعد از اینکه پسران ژاپنی پا به اروپا میذارن با تیم های قوی و سرسختی مواجه میشن که هر کدوم یک ترفند جدید رو به رخ اون ها میکشن.. با این که اونا دوقلو های تاچیبانا رو دارن، اما کاپیتان آلمانی ها به اسم کارل هنز اشنایدر انگار هیچ راه نفوذی به اونها نمیده. تا این که واکیبایاشی پیداش میشه...
یک خبرنگار جوان در حال نوشتن داستانی در مورد نظریه های دانشمندی است که معتقد است دایناسورها هنوز وجود دارند. هنگامی که هیولاها به طور ناگهانی ظاهر می شوند و باعث تخریب می شوند، پزشک و روزنامه نگار باید راهی برای نجات جهان پیدا کنند...
این یک پرتره صمیمی از زندگی در دلتای می سی سی پی است، جایی که چینی ها، آمریکایی های آفریقایی تبار و سفیدپوستان در دنیای پیچیده ای از پنبه، نیروی کار و درگیری نژادی زندگی می کنند...
این مستند به بررسی فرهنگ زیرزمینی غنی و رو به رشد هیپ هاپ در شهر نیویورک در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ می پردازد. این مستند به طور خاص بر هنر گرافیتی و رقص بریک دنس تمرکز دارد...
سوفی شول جوان (لنا استولز) پس از دستگیری به دلیل داشتن تبلیغات ضد نازی، در مونیخ به زندان انداخته می شود. هم سلولی او، به اتهامات مشابهی در زندان است. الز کمی بزرگتر از سوفی است، اما آنها در پنج روزی که با هم هستند به هم نزدیک می شوند...
این فیلم بر روی شاعر، خواننده و ترانه سرای آمریکایی آفریقایی تبار فقید، گیل اسکات-هرون - مردی که ملودی میکر او را "خطرناک ترین نوازنده زنده" می نامد و بسیاری آن را پدر موسیقی رپ می نامند...
جونپی مورائو در کودکی شیفته باله بود، اما در سال دوم راهنمایی، پدرش درگذشت و او تصمیم گرفت که باید «مردانهتر» شود و از آرزوهایش دست کشید. در حالی که هنوز به باله دلبستگی دارد، هنر رزمی جیت کان دو را آغاز می کند و در کلاس خود محبوب می شود. سپس یک روز، یک دانشجوی انتقالی جدید به نام میاکو گودای به کلاس یونپی می رسد و مادرش یک استودیو باله را اداره می کند. میاکو متوجه می شود که یونپی به باله علاقه دارد و از او دعوت می کند تا با هم باله بازی کنند.
ژنرال سه پادشاهی، کونگمینگ در تمام زندگی خود با جنگهای بیشماری روبرو شده بود که او را تبدیل به استراتژیست برجستهای کرد. بنابراین در بستر مرگ، او فقط آرزو داشت که در دنیایی آرام متولد شود... و مستقیماً به مرکز حزب امروزی، توکیو فرستاده شد! آیا حتی یک استراتژیست درخشان مانند کونگ مینگ می تواند خود را با ضربات وحشی و حتی افراد وحشی پارتی سازگار کند؟!
چا چا وونگ (Park Hae Jin) یک شعبده باز محبوب است که ترفند هایش بیننده ها را مجذوب خود می کند. او دستیارانی مخفی دارد که عده کمی در جریان هستند. در واقع آنها روح هستند که چا چا وونگ ترسی از آنان ندارد و مانند زیردستانش با آنها رفتار می کند. یک روز مسیر او با گو سول هه (Jin Ki Joo) گره می خورد. گو سول هه یک افسر پلیس جوان است که از قضا قادر به دیدن ارواح می باشد اما از آنها می ترسد…
کایتو جین سال دوم دبیرستانی از آیچی به توکیو نقل مکان کرده. او موناکا یاتوگامی که لهجه ناگویایی داره رو میبینه و میفهمه و درمورد عضو شدن ناگویا به باشگاه عکاسی میفهمه.
داستان در آینده ای دور اتفاق می افتد، زمانی که جمعیت جهان پس از رسیدن به اوج خود شروع به کاهش کرده است. "پروژه نوسازی فراطبیعی" توکیو را با دیوارهای بلند به چندین محله خوشه تقسیم می کند که هر کدام دارای جمعیت های اصلاح شده ژنتیکی منحصر به فرد خود هستند که توسط هوش مصنوعی اداره می شوند. اکثر مردم زندگی خود را در خوشههای منحصر به فرد خود میگذرانند، بدون اینکه نگران زندگی فراتر از آن باشند. با این حال، برخی هستند که به دنبال فرار به خوشه های دیگر هستند. یک لباس به کسانی که می خواهند فرار کنند کمک می کند.
دست جادویی هیمیکو، قوی ترین دست منطقه کانتو، به کانتو نزدیک می شود! «ماگاتاما» اکسسوری است که حاوی روح قهرمانانی است که در سه پادشاهی چین زندگی می کردند و با هدف متحد کردن چین پراکنده شدند.
داستان سریال در سال 1832 اتفاق می افتد و بر روی زندگی زنی به نام “آن لیستر” تمرکز دارد که بعد از یک سفر طولانی برای مطالعه و پیشرفت اجتماعی به خانه آبا و اجدادی خود در “یورک شر غربی” باز می گردد. همچنان که لیستر به پویش خود برای دگرگون کردن خانه اجدادی، توسعه دادن علایق تجاری و همچنین پیدا کردن یک همسر مناسب ادامه می دهد، داستان سریال به بررسی روابط و علایقی می پردازد که لیستر رفته رفته ایجاد می کند…
این سریال ورژن ترکی سریال Doctor Foster است. آسیه یک دکتر موفق است و همسرش ولکان یک همسر و پدر فوق العاده است. او، همسر و پسرش یک خانواده ی کوچک و شاد بودن تا این که آسیه روی شال ولکان یک تار موی زرد رنگ پیدا میکنه و دنبال این میافته که ببینه این تار مو به چه کسی تعلق داره…
زن جوانی که پس از 10 سال زندگی خفقان آور با یک میلیاردر ازدواج می کند و ناگهان متوجه می شود که شوهرش یک دستگاه مانیتورینگ در مغزش کاشته که به او این امکان را می دهد که هر حرکت او را ردیابی کند.
مرد جوانی که به طور تصادفی نیمه انسان و نیمه روح ساخته شده است توسط یک شرکت دروگر بدخیم در دنیای اموات استخدام می شود تا ماموریت های ویژه ای را انجام دهد.
یک روز، جسدی در آپارتمانی نزدیک سوپرمارکت پیدا می شود. دائه سونگ، مادرش و دوست دخترش آههی که این قتل را عجیب میدانند، دور هم جمع میشوند تا قاتل واقعی را پیدا کنند و با نگاه کردن به رسیدهای بازار شروع کنند.
یک عاشقانه غذایی شفابخش بین یک کارآفرین جوان که فروشگاهی را اداره می کند و رویای راه اندازی یک تجارت با ساحل در پس زمینه دارد و یک نوازنده شکست خورده که پس از سرگردانی به زادگاهش باز می گردد و رویایی جدید می بیند.
این سریال بر اساس داستان کتابی نوشته ایوان رایت نوشته شده است. داستان فیلم درباره حمله آمریکا به عراق در سال 2003 میلادی را به تصویر میکشد. با توجه به توضیحات فیلم میتوان آن را به علاقمندان سریال دسته برادران (Band of Brothers) پیشنهاد کرد.
این مجموعه زندگی خارق العاده لئوناردو داوینچی را از طریق آثاری که باعث شهرت وی شده است، و داستان های مخفی در آن آثار، بازگو می کند و کم کم عذاب درونی مردی را که وسواسش برای رسیدن به کمال است را آشکار می کند.
داستان این مینی سریال زندگی یکی از طراحهای افسانهای صنعت مد را در دههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دنبال میکند و چگونگی تبدیل شدن نام او به عنوان نمادی برای ثروت، تجمل و شهرت را به تصویر میکشد.
داستان سریال درباره یک دارنده مدال طلای المپیک است که به عنوان وزیر وزارت فرهنگ، ورزش و گردشگری منصوب شده و با ماجرای ربوده شدن همسرش که منتقد سیاسی است مواجه است.
یک قاتل سریالی بدنام وجود دارد که فقط زنان ثروتمند به نام "قاتل دختر ثروتمند" را می کشد. چهارمین قربانی شب گذشته پیدا شد و صبح روز بعد، دختر هوچول سوآه ربوده شد. سپس، آدم ربا هو چول را صدا می کند. تماس گیرنده پول نمی خواهد و به او دستور می دهد که "قاتل دختر ثروتمند" را ظرف 24 ساعت بکشد. هو چول با قرار گرفتن در این موقعیت پر از تعلیق، تمام تلاشش را می کند تا دخترش را پیدا کند.