همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در زمستان ۱۹۸۷، جری لاندگارد (میسی)- یک فروشندهی اتومبیل در مینیاپولیس دچار مشکلات مالیست. بعد از اینکه شپ پرودفوت (ریویس)-یک سرخپوست سابقه دار که در شرکت جری تعمیرکار است جری را به دو تبهکار، شووالتر (بوشمی) و گایر گریمسراد (استورمیر) معرفی میکند. جرمی به فارگو، داکوتای شمالی رفته و آن دو را به ازای یک اتومبیل جدید و نصف ۸۰۰۰۰ دلار پول آزادی، برای گروگان گرفتن همسرش اجیر میکند. در حالیکه جری قصد دارد مقدار بیشتری را از پدر همسرش، وید گاستاوسون (پرسنل) طلب کرده و بیشتر پول را برای خود بردارد.
بعد از اینکه (جولی) دختر (کارن) به طرز وحشیانه ای به قتل می رسد، او از پلیس لس آنجلس تقاضا می کند تا رابرت دوب مظنون پرونده را برای همیشه در زندان نگه دارد اما پلیس درخواست او را نادیده می گیرد ...
استوار خراسانی به تهران منتقل میشود و به اتفاق مادر، همسر، خواهر و پسرش نزدیک کلانتری محل خدمتش خانهای اجاره میکند که از قضا با آقا رضی همسایه میشوند. آقا رضی برای پسرش، خواهر استوار خراسانی را خواستگاری میکند و استوار خراسانی که به دنبال دزد سابقهدار محله است، اطلاع ندارد که این دزد همان برادر خواستگار دخترش است…
ماجرای کازینو در شهر رویاهای آمریکا لاس وگاس میگذرد. دنیائی از کازینو ها و کازینو داران. سام راستین (با بازی رابرت دنیرو) به عنوان یک قمار باز خبره رهبری کازینوی تنجیرز یکی از کازینوهای برتر لاس وگاس را بر عهده میگیرد. کازینوئی که صاحبان آن همچنان از اعضای ایتالیائی و یا سیسیلی مرتبط با مافیا هستند. سام راستین با توجه به تجربه فراوانی که در امر کازینو دارد تلاش میکند تا وضعیت کازینو را مرتب کند. اما موانع یکی پس از دیگری بر سر راه او سبر میشوند و مهمترین این موانع فردی است که برای محافظت از او و کازینو در نظر گرفته شده است، یعنی نیکی سانتورو (با بازی جو پشی) که یک سیسیلی خشن و بسیار خطرناک است.با ورود جینجر (با بازی شارون استون) است که سام راستین تصمیم میگیرد که سامانی به زندگی خود بدهد ... اما ...
به ترتیب یا بدون ترتیب فیلم کوتاهی به کارگردانی عباس کیارستمی است که در سال ۱۹۸۱ میلادی (۱۳۶۰ خورشیدی) تولید شد. در این فیلم با آوردن نمونههایی چون رعایت صف در مدرسه، سوار شدن اتوبوس و … بچهها را با رعایت نظم و ترتیب آشنا میسازد …
فیلم مستندی درباره سفر موسیقیایی اریک کلپتون و عشق او به موسیقی بلووز، با نمایش اجراهای زنده استانداردهای بلووز توسط اریک کلپتون و همچنین فیلمهای ویدئویی تاریخی از موسیقیدانان بلووز از نسلهای مختلف...
داستان پادشاه گئونچوگو، پادشاه جنگجوی باکجه. تحت سلطنت او، پادشاهی روزهای شکوه خود را تجربه کرد، با فتوحات نظامی که باعث شد او بیشتر شبه جزیره کره را کنترل کند و متعاقباً قدرت سیاسی باکجه را تقویت کرد که بزرگترین اوج قدرت باکجه بود.
Alma، یک سلاح انساننما با ظاهر دختری کوچک، توسط دو دانشمند نابغه خلق شده است. با وجود قدرتهای فوقالعادهاش، Alma آرزوی داشتن خانوادهای واقعی را دارد. این انیمه با ترکیب کمدی، احساسات و فلسفه وجودی، داستانی گرم و تأثیرگذار از تلاش Alma برای یافتن جایگاهش در دنیای انسانها ارائه میدهد.
میدونید، مردم با حق برابر به این دنیا نمیان! میدوریا ایزوکو از وقتی چهار سالش بود مورد آزار و اذیت همکلاسی هایی قرار می گرفت که قدرتهای فوق العاده داشتند. ایزوکو یک مورد نادر بود که بدون هیچ قدرتی به دنیا اومده بود. تمام این اتفاق ها باعث نشد اون از حرکت کردن به سمت چیزی که آرزوش را داشت دست بکشه، تبدیل شدن به یک قهرمان بزرگ دقیقا مثل مردی که همیشه تو زندگی تحسینش می کرد، ممکنه در اوج ناامیدی در اوج گریه و فریاد از نرسیدن... با کمک کسی که همیشه میخواست مثل اون باشه شانسی برای رسیدن به رویاهاش پیداکنه؟
درامی تاریخی-خانوادگی که در بستر بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷ روایت میشود. داستان درباره پسر جوانی است که پس از مرگ پدرش مجبور میشود کنترل شرکت خانوادگی را به دست گیرد و در برابر طوفانهای اقتصادی و خانوادگی ایستادگی کند
درامی ملودرام-تریلر درباره بازیگری مشهور که گذشتهای تاریک دارد و با مهارتهای روانیاش دیگران را کنترل میکند. در پس چهرهای مهربان، جاهطلبی و رازهایی پنهان شدهاند که روابطش را به بازی خطرناکی از عشق، قدرت و سقوط تبدیل میکنند
نگاهی افشاگرانه به سفر شان کامبز از غول موسیقی تا چهرهای جنجالی، شامل فیلمها و روایتهای شخصی که هم موفقیت چشمگیر او با شرکت بد بوی انترتینمنت و هم سایههای نگرانکنندهی پشت امپراتوریاش را آشکار میکند.
چهار خانواده رقیب - پلنگ، کفتار، سگهای وحشی و شیرها - همگی برای تصاحب بهشت دورافتاده زامبیا به عنوان خانه خود میجنگند. چه کسی موفق خواهد شد بر این پادشاهی گرانبها حکومت کند؟
سونگ مینجی به عنوان یک کارآگاه خصوصی، پروندهای عجیب را دربارهی زنی مرموز دنبال میکند. ظاهر شیرین و جذاب این زن، پشت پردهای پر از راز و خطر را پنهان کرده است. هر قدمی که کارآگاه برمیدارد، او را بیشتر درگیر شبکهای از انتخابهای دشوار میکند. داستان مثل یک معمای پرکشش آرام آرام باز میشود.
مون کانگ تائه (Kim Soo-Hyun) فردیست که از بسیاری از قابلیت های عالی از جمله جذابیت ، هوش ، صبوری ، توانایی همدردی با دیگران برخورددار است ، او که به عنوان یک مددکار بهداشت در بخش روانپزشکی مشغول به کار است با حقوق بسیار کمش ، از برادر خود که 8 سال از او بزرگتر و مبتلا به بیماری اوتیسم است نیز مراقبت میکند از طرفی ، گو مون یونگ (Seo Ye-Ji) که نویسنده محبوب داستان های کودکانه است ، فردیست بسیار متکبر و خودخواه و بی ادب که از اختلال شخصیت ضد اجتماعی رنج میبرد و…
در این مسابقه ۱۰ اپیزودی مانند سریال «بازی مرکب»، ۴۵۶ شرکتکننده برای یک جایزه ۴.۵۶ میلیون دلاری رقابت میکنند که بزرگترین جایزه نقدی در تاریخ برنامههای تلویزیونی است.
«هلن» و «مارگارت اشلگل» با برادرشان، «تيبي» با خانواده ي «ويلکاکس» آشنا مي شوند. «خانم ويلکاکس» با «مارگارت» طرح دوستي مي ريزد و هنگام مرگ وصيت مي کند که ملک روستايي «هواردز اند» به «مارگارت» برسد. اما «هنري ويلکاکس» و بچه هايش وصيت نامه را از بين مي برند و پس از چندي «هنري» به «مارگارت» پيشنهاد ازدواج مي دهد...
درامی فانتزی و کمدی با عناصر عاشقانه، درباره بازیگری سادهدل که پس از ورود به سئول با پادشاه دوکبی (گابلین) روبهرو میشود. رابطهای غیرمنتظره میان انسانها و موجودات افسانهای شکل میگیرد که در آن عشق، انرژی روحی، و رازهای هزارساله در هم تنیدهاند
ها ریپ (Jung Kyoung-Ho) آهنگساز محبوب و بسیار معروفیست که آهنگ های خاصی توسط او نوشته میشود. وی دارای ثروت و اعتبار فروانیست که علت پیدایش آن ها، بخاطر فروختن روح خود به شیطان در ده سال پیش است. اکنون زمان اتمام قراردادش فرا رسیده و او باید برای دریافت قراردادی که با شیطان امضا نموده معامله جدیدی انجام بدهد…
میناتو شیندو حافظه خیلی خوبی داره اما در ارتباط با دیگران مشکل داره. او از بچگی آرزو داشته دکتر بشه. یک روز با دکتر شیگا ملاقات میکنه و او رو از تواناییش در به خاطر سپردن ارگان های انسان شگفت زده میکنه…
«بت-فم» داستان بتمن، آلفرد و دیمین وین جوان را دنبال میکند که با گروهی غیرمنتظره از همخانههای جدیدشان زندگی میکنند و در عین حال از شهر گاتهام محافظت میکنند.
دو نیمه ی جسد، که یکی از آنها متعلق به یک سیاستمدار زنِ سوئدی است، روی پل "اُرساند"، که دانمارک و سوئد را به هم وصل میکند پیدا میشود. با پیدا شدن این دو جسد، دو بازرس یکی از دانمارک و یکی از سوئد با یکدیگر همکاری میکنند، "کوپنهاگن" دانمارک و اداره ی تجسس جرائم "مالمو" از سوئد دخیل هستند. این جسد از کمر به دو قسمت تقسیم شده، و دقیقاً روی مرز بین دو کشور روی این پل قرار گرفته است، بنابراین پلیس هر دو کشور درگیر این پرونده قتل هستند. بعد از تحقیقات و آزمایشات بیشتر، مشخص میشود که این یک جسد، متشکل از دو جسد جدا است و نیمی از آن مربوط به یک زن دانمارکی است. از سوئد "ساگا نورن" و از دانمارک "مارتین راد" روی این پرونده کار میکنند. این دو بازرس به دنبال پیدا کردن قاتل این قربانیان هستند...
قبل از تبدیل شدن به گروه «آدمهای بد»، آنها فقط جنایتکارانی بودند که به دنبال شهرت بودند. ولف گروه آنها را در سرقتهای جسورانهای رهبری میکند که در صدر فهرست بدترینهای برنامهی «شش خبر شبانه» قرار میگیرند، اما واقعاً بد بودن نقطه قوت آنها نیست.