همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این فیلم از سه بخش تشکیل شده است که هر کدام یک جنبه متفاوت از حرکت دوربین را بررسی می کنند. بخش اول نشان می دهد که چگونه کل مجموعه می تواند به جای دوربین حرکت کند. بخش دوم نشان می دهد که چگونه دوربین می تواند به معنای واقعی کلمه به فضا نفوذ کند. بخش سوم نشان می دهد که چگونه دوربین می تواند به تقریب چشم در طبیعت حرکت کند...
معلمی تلاش می کند تعداد انگشت شماری از دانش آموزان خود را در یک مدرسه کوچک روستایی به سئول بکشاند تا بتواند به مدرسه بهتری برود. با این حال، تلاشهای او نتیجه معکوس میدهد و مدرسهاش به یکی از بالاترین رتبهها در کشور تبدیل میشود..
نگاهی به زندگی "فیدل کاسترو" سیاستمدار و انقلابی کوبایی . که علاوه بر رهبری انقلاب کوبا، از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۶ میلادی به عنوان نخستوزیر و سپس به عنوان رئیسجمهور این کشور از سال ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۸ مشغول فعالیت بود.
سال ۲۰۰۳ شاهد سومین حضور گروه جامیراکویی در صحنه مونترو بود. مثل همیشه، آنها اجرایی زنده و پرانرژی ارائه کردند که مملو از تکآهنگهای موفق و قطعات کلاسیک آلبوم بود.
داستان فیلم مربوط به زندگینامهٔ فرانک ابگنیل است، کسی که شهرتش را به خاطر سابقه فعالیتش به عنوان جاعل چک، کلاهبرداری و حقههای فرارش از دست ماموران بهدست آورد. او در دهه شصت میلادی و در ۱۶ سالگی توانسته بود، چکهای جعلی که مجموعاً به مبلغ ۴ میلیون دلار آمریکا ارزش داشت را در ۲۶ کشور جهان نقد کند، طوری که هیچ بانکی قادر به تشخیص جعلیبودن چکهای او نبود و تا هجده سالگی، بیش از ۲۵۰ پرواز انجام داد و در ۲۶ کشور جهان به این کلاهبرداریها دست زد. اَبیگنِل به خاطر عضویت جعلی که در «خطوط هوایی سراسری آمریکا» داشت، میتوانست بهصورت رایگان در هتلها اقامت کند و تمام هزینههای غذا و تفریحش بهطور مستقیم به شرکت ارسال میشد. حتی خودش را به عنوان وکیل جا زد و در چندین پروندهٔ دادگاهی شرکت داشت. او سرانجام در سال ۱۹۶۹ در فرانسه دستگیر شد و به دوازده سال زندان محکوم شد که البته پس از گذراندن پنج سال از دوران محکومیت خود به خدمت سازمان افبیآی درآمد تا در شناسایی چک های جعلی و سرقتی کمک کند.
دونگ بک (يو سونگ هو) کاراگاه جوانيست که از دوران دبيرستان ، قابليت ماورايي عجيبي به دست آورد و آن فهميدن خاطرات مردم با لمس آن ها بود ، پس با نشان دادن اين ويژگي وارد اداره پليس و به کاراگاه بخش جنايي تبديل شد و…
دخترهای 9 سانتی متری ای به نام هاکومی و میکوچی در جنگل زندگی میکنند. در یک خانه در یک درخت زندگی کردن، حشره و پرنده راندن و ریختن برگ های درختان زندگی این دخترکوچولوهاست. دنبال کردن زندگی های این دخترهای کوچیک ولی دوست داشتنی جذابیت خودشو داره.
هر دو نقش اصل ۲۹ سالشونه ، لی جونگ سوک نقش یه دادستان جوون رو بازی میکنه که شوخی حالیش نمیشه و از افراد بذله گو که زندگی رو به شوخی میگیرن متنفره ، با برادرش زندگی میکنه و همسایه ی شخصیت سوزی میشن و همیشه شخصیت سوزی رو تحقیر میکنه . شخصیت سوزی با مادرش زندگی میکنه ، شخصیت غد ، سرد و خودپسندی داره ، یه ژورنالیست بیکار که آینده رو تو خواب میبینه!
میچیرو آماتسوکی 20 ساله به خاطر تغییر شغلش به توکیو نقل مکان کرده. اون تصمیم میگیره که در یک خانه مشترک زنانه به نام "خانه هارونو استلا" زندگی کنه که در افرادی در سنین و اهداف مختلف زندگی میکنن. اونجا وقتی که از الکل و گوشتای خوشمزه پر باشه خیلی خوش میگذره!!!
در شهری که به نام فوکوئوکا شناخته میشه، جرائم در زیر زمینی وجود دارند که روی سطح آن وجود صلح به نظر میرسد. در بخش هاکاتای شهر، افراد مختلفی با استعداد هایی مانند قاتل حرفه ای، کاراگاه، ردیاب و انتقام جویی وجود دارند. به علاوه، با توجه به یک افسانه شهری، شخصی به نام "قاتل قاتل های حرفه ای" این اواخر خود را نشان داده است.
در سال 2035 در ژاپن واقعه ای عظیم معروف به "فروپاشی" به دلیل تحقیقات روی زندگی مصنوعی اتفاق میفتد.هوش مصنوعی ای به نام "ماهیت" کوروبه جورج را فاسد کرده است.ورود به شهر تحقیقات که امید اخر انسانیت نام دارد توسط دولت ممنوع شده است.دو سال بعد به ایکو تاچیبانا دختری 15 ساله که خانواده اش را در واقعه از دست داده توسط همکلاسی انتقالی اش یویا کانزاکی درباره ی رازی نهفته در بدنش گفته میشود.مثل اینکه کلید حل معما در نقطه ی اغازین یعنی مرکز "فروپاشی" است.هنگامی که یک دختر و پسر,که اینده ی انسان ها به ان ها وابسته است ملاقات میکنند,حقیقت تازه چیست؟
در این سری بار دیگر برههای باهوش و بازیگوش همراه با سگ باوفای مزرعه ماجراهای مختلفی را تجربه میکنند، آنها همچنان دردسر درست میکنند و با همکاری همدیگر مشکل ایجاد شده توسط خودشان را حل میکنند. در گوشه گوشهی این مزرعه اتفاقات سرگرم کننده زیادی خواهد افتاد و باند گوسفندان قرار است که ماجراهای خود را وارد فاز جدیدی کنند. صاحب مزرعه اما از هیچ چیز خبر ندارد و تنها با سگ خود این گوسفندان را در هر شرایطی کنترل میکند. او هم نقش بزرگی در برخی از این ماجراها دارد و در نهایت خوشحال و خندان روز را به شب رسانده و برای صبحی که با ماجراهای جدید همراه خواهد بود، آماده میشوند…
پس از ورشکستگی برادران لمن ، سیجیتسو اخراج شد و مجبور شد در شرکتی که از فیشینگ تلفنی برای کلاهبرداری از سالمندان استفاده می کند ، موقعیت جدید را بپذیرد.
جاش بعد از اینکه با دوست دخترش قطع رابطه میکند می فهمد که یک همجنسگراست. او سپس کمک دوست دختر سابقش و بهترین دوستش و همسر او سعی در ایجاد یک رابطه جدید می کند . . .
سریال ثروت کثیف نمایی نزدیک و شخصی از درون داستان های رسوایی و فساد در تجارت جهانی را فراهم می آورد. این سریال از گزارش های دست اول از مجرمان و قربانیانش استفاده می کند...
ونی برای کسب و کارش با یک گروه گنگستر عرب همکار است و معاملات مختلفی را مدیریت میکند، اما بعد از مدتی تصمیم میگیرد زندگی قبلی اش را به خاطر خانواده اش کنار بگذارد اما همانطور که خودش انتظار دارد خارج شدن از این شغل کار آسانی نیست...
داستان سریال درباره لو شیا، پلیر تنیس که همراه با خانواده اش از زمان کودکی در آمریکا زندگی میکند. لو شیا، قدرت و استعداد پدرش در تنیس را به ارث برده، به همین خاطر همیشه زیر سایه پدرش شناخته شده. اکنون لو شیا تنها راهی که میتونه به این موضوع خاتمه بده اینه که در مسابقات ملی شرکت کنه و هویت خودش رو ثابت کنه.
داستان در مورد شاهزاده ای است که به یک باره تمام کشورش به همراه تمام خانواده اش از بین می روند و تنها او قادر به فرار می شود. او ناخواسته شب هنگام وارد قلمرو دشمن شده و سر از قصر در می آورد. او را با یک فرد دیگر اشتباه گرفته و وارد قصر می کنند. او در این قصر کم کم به قدرت دست پیدا می کند آن هم در قلب دشمن و…
پارک سان وو (Lee Jin wook) در مرکز پخش برنامه های تلویزیونی کار می کند و عاشق جو مین یانگ (Jo Yoon hee) که گزارشگر جدید شبکه است می شود و 9 فرصت برای سفر به گذشته دارد…
“ميکي کويشيکاوا” يک زندگي عادي داشت – تا وقتي پدر و مادرش به او ميگويند قصد دارند از هم جدا شوند… ابتدا مخالفت ميکند، تا وقتي با “يو ماتسورا”، پسر خوشتيپ زوج ديگري که پدر و مادرش ميخواهند پس از طلاق همسرهايشان را عوض کنند، آشنا ميشوند. حالا که در عمارتي بزرگ با همديگر زندگي ميکنند، “ميکي” و “يو” عاشق همديگر ميشوند. بايد با احساسات خود، کساني که ميخواهند با آنها باشند و هر چيزي که بازي سرنوشت و اقبال بر سر راه آنها ميآورد، کنار بيايند…