همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
نیک تون کمدین با کمک گیتارهایش، تماشاگران تئاتر بل بروکلین را با مجموعه ای از داستان های خنده دار درباره دوران کودکی، روابط عاشقانه گذشته و تجربه اش با یک ساختمان در حال سوختن شاد می کند...
تفسیر تحتاللفظی خلقتگرایانه از انجیل، سریعترین شاخه در حال رشد مسیحیت در ایالات متحده است. این فیلم به بررسی عمیق دیدگاه مسیحیانی میپردازد که نظریه تکامل را رد میکنند، در حالی که مفهوم الهیات داروین را نیز که او در اواسط دهه ۱۸۰۰ نظریه انتخاب طبیعی خود را توسعه داد، بررسی میکند. با حضور مصاحبه با مورخان داروین.
این برنامه، داستان زندگی فِیث هیل، ربا مکاینتایر، میراندا لمبرت، تیلور سوئیفت و کری آندروود را از شروع فروتنانهشان تا رسیدن به بزرگترین صحنههای جهان روایت میکند.
داستان این انیمیشن درباره زندگی موچه های فراموش شده ای است که در یک دره کوچک جنگل دور افتاده زندگی می کنند . در این جنگل وقتی خانواذه ای در تعطیلات خود برای پیک نیک به آن می آیند آغاز جنگی برای موچه هایی می باشد که در آن جا زندگی می کنند...
اين فيلم در اوايل دهه 80 در هونگ سونگ کره جنوبي رخ ميده. فيلم رقابت، دوستي، و حوادث مخفي ــه دانش آموزان يک دبيرستان در هئونگ سئونگ رو نشون ميده.يونگ سوگ (پارک بو يونگ) رهبر ترسناک يک گروه دخترانِ دبيرستان هستش ، هرچند اون بخاطر سرسختي اش شناخته شده س اما يک رازي در مورد جونگ جيل (لي جونگ سوک) داره.درحاليکه جونگ جيل جوان دختر.باز مدرسه س. اون تلاش مي کنه تا با همه دختران مدرسه بجز يونگ سوگ عشقبـ.ـازي کنه حالا چرا؟ به اين خاطر كه گوآنگ سيک (کيم يونگ کوآنگ) رهبر ترسناک گروه پسران رقيب، يونگ سوگ رو عشق خودش ميدونه . . .يه دانش آموز دختر جديد (لي سه يونگ) از سئول به اين مدرسه مياد. اون با بقيه دخترا فرق داره و مثلا خيلي خوشكل موشكله. جونگ جيلِ دختر بازمون طبق معمول به سرعت عاشق دختر جديده ميشه درحاليکه يونگ سوگ تلاش ميکنه تا اين دختر جديده به رازش پي نبره.
تحقیقی در مورد تاریخچه خانوادگی فیلمساز بومی آمریکایی هارجو، ناپدید شدن مرموز پدربزرگش در سال 1962 و آهنگ های تشویقی که توسط کسانی که به دنبال او بودند ...
«زنان و یاران سیاه» اولین استندآپ ویژه یک ساعته کمدی سنترال کمدین نیل برنان است. او مطالب جسورانه ای ارائه می دهد که عمیقاً در موضوعات نژادی و جنسیتی فرو می رود..
داستان این سریال در مورد شخصیت جاناتان پاین (با بازی هیدلستون) که یک سرباز سابق بریتانیایی و مسئول پذیرش شیفت شب در یک هتل مجلل است، ساخته شده. پاین با زنی فرانسوی-عرب به نام سوفی آشنا میشود که او اطلاعاتی از ریچارد آنسلو روپر که یک دلال بازار سیاه با تخصص در زمینه ی اسلحه است، به او می دهد تا او این اسناد مجرمانه را به سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا منتقل کند. سوفی به دلیل خیانت به روپر کشته میشود و پاین به صورت جاسوس با همکاری با سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا در صدد نفوذ به دار و دسته ی روپر و گرفتن انتقام سوفی بر می آید …
این برنامه در مورد ۴ عضو گروه تئاتر کمدی Tenderloins است که آنها مجبور به انجام شوخی های عمومی با افراد غریبه می شوند در حالی که توسط دوربین های مخفی حرکاتشان ظبط می شود است در موقعی که یکی از بازیگران شوخی انجام می دهد ، سه کمدین دیگرگروه تئاتر پشت صحنه خطوط تغذیه را به دوست خود از طریق میکروفن میرسانند.هر قسمت ۴ تا رقابت بین اعضای گروه داره هرکس که بیشترین تعداد باخت رو در بین ۴ رقابت داشته باشه جریمه می کنند مثلا تو قسمت ۲ سل رو بردن به یه ورزشگاه و گفتن در حضور تماشاگرا آواز بخون این برنامه از شبکه Trutv پخش می شود و ساخت آن از سال ۲۰۱۱ آغازشده.
مائنگ سه-نا یک وکیل مدافع جنایی درجه یک است که مهارتهای خونسردانهاش باعث پیروزیهای او در دادگاه میشود و همچنین از طرفداران سرسخت درخشانترین آیدل روی زمین، دو را-ایک، است. وقتی او به عنوان مظنون اصلی در یک پرونده قتل دستگیر میشود، مائنگ تصمیم میگیرد پرونده او را به عهده بگیرد تا او را از سرنوشت ناگواری محافظت کند. با این حال، خواننده-آیدل فرشتهمانندی که او بسیار دوست داشت، کاملاً متفاوت، عاری از ادب، ملاحظه و اخلاق از آب در میآید. هر چه بیشتر به دنبال حقیقت میگردند، پرونده پیش روی آنها به یک هزارتوی عمیقتر تبدیل میشود و زخمها و رازهای مشترکشان به آرامی شروع به آشکار شدن میکند. آیا سه-نا و را-ایک واقعاً میتوانند حقیقت پشت این پرونده قتل را کشف کنند؟
موجودی اسرارآمیز و نامیرا که هیچ احساس و هویتی ندارد، به زمین فرستاده شده. با اینحال، این موجود میتواند شکل چیزهایی را که انگیزه زیادی دارند به خود بگیرد. درابتدا یک گوی است و بعد از آن یک سنگ. همینطور که دما کم میشود و برف برروی خزه مینشیند، شکل خزه را به ارث میبرد. وقتی گرگی تنها و زخمیشده بهسختی درحال راه رفتن است و درنهایت درانتظار مرگ خود به زمین میافتد، شکل آن حیوان را بهخود میگیرد. و بالاخره این موجود هوشیار شده و شروع به سفر در توندرا کرده تا زمانی که یک پسر را ملاقات میکند. این پسر بهتنهایی در شهری خالی از سکنه زندگی میکند که مدتی قبل، بزرگسالان آن شهر را برای پیداکردن بهشتی که گفته شده فراتر از دریای بیکرانِ توندرای سفید وجوددارد، ترک کردهاند. به هرحال، کار آنها برای هیچ و پوچ بوده و اکنون این پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد. با گرفتن شکل این پسر، ماجراجویی بیپایانی را بهدنبال تجربهها، مکانها و افراد جدید شروع میکند.
گوردون رامزی، آشپز مشهور جهان، آشپزان جوان مشتاق را در چالشهای آشپزی دشوار و سرویسهای شام در رستوران خود در هالیوود، "آشپزخانه جهنم"، قرار میدهد تا استعداد و مهارت آنها را محک بزند.
پسری نامشروع که به بدهی گرفتار شده، به خانهی پسرعموی گوشهگیر خود نقل مکان میکند، غافل از اینکه این معاملهی نه چندان خوشایند، به یک وسواس عمیق و خطرناک تبدیل خواهد شد.
دانشآموزی در یک مدرسهی سرگرمی برتر، رویای خود را برای تبدیل شدن به یک مدیر موسیقی پاپ دنبال میکند. آیا رقیبش از گذشتهی او باخبر میشود و برنامههایش را نقش بر آب میکند؟
Our Golden Days یک درام خانوادگی و احساسی است که داستانش حول شخصیتهایی از نسلهای مختلف میچرخد؛ از جوانانی که درگیر عشق، شغل و هویت شخصی هستند، تا والدینی که با خاطرات و چالشهای گذشته دستوپنجه نرم میکنند. محور اصلی سریال، کشف معنای واقعی خانواده است—جایی که افراد با درک دردها و تجربیات یکدیگر، به هم نزدیکتر میشوند. فضای سریال گرم، انسانی و پر از لحظات تأثیرگذار است، و با بازیهای قوی از بازیگران محبوبی مثل Jung Il-woo و Jung In-sun، مخاطب را به سفری احساسی و تأملبرانگیز میبرد.
تو سال ۱۹۹X، دنیا پر از شعلههای اتمی شده و زنده موندن سخته. نوب، قهرمان قصه، شغلش تو ارتش مشتوان میشه که خطرش وحشتناکه و مردهها بیشتر از متقاضیهان! زاکوهای باحال مثل پیرزنِ جعلی، زندانبان ویگلر کاسندرا و «ضدعفونیکننده کثیفا» از ارتش امپراتور مقدس یکییکی میان و ماجرا رو هیجانیتر میکنن. نوب کی میمیره؟!
در شهری تاریک و فقیر، گروهی از جادوگران مردم را ربوده و برای آزمایشهای غیرانسانی خود استفاده میکنند. یک مرد با حافظهای از دست رفته و مردی با سر خزنده برای باطل کردن طلسم کایمن، جادوگران را یکی یکی میکشند. اما رهبر جادوگران، گروهی از "پاککنندگان" را برای کشتن آنها میفرستد و جنگی بین دو دنیا را آغاز میکند.
محبوب بودن کار سادهای نیست. شکست دادن ساکو (Saku Chitose) خیلی سخته. محبوبترین بچه تو دبیرستان؟ بله. یه شهرت محکم که حتی حملات آنلاین خفن نمیتونن خرابش کنن؟ بله. یه گروه رفیق که هم خوشگلن هم باحال؟ بله. ولی وقتی یه معلم ازش میخواد به یه دانشآموز که چند ماهه تو اتاقش قایم شده کمک کنه برگرده، دنیای بینقص ساکو دیگه مثل قبل نمیمونه. این دیگه چیه، یه جور داستان هارمی برای آدمای معمولیه...؟
آلبا (Alba) به عنوان پسر یک نجیبزاده فقیر دوباره متولد میشه. اون به خاطر یه بیماری، نه میتونه از جادو استفاده کنه و نه عمر طولانی خواهد داشت؛ به همین خاطر خانواده دوک سرپرستی اون رو به عهده میگیرن. اونجا آلبا با اورسیس (Orsis) روبرو میشه، یعنی همون کسی که توی زندگی قبلیاش محبوبترین آدم برای اون بوده. با اینکه این اتفاق مثل یه رویای شیرین و باورنکردنیه، اما آلبا یهو یادش میاد که خودش دلیلِ از بین رفتنِ لبخندِ معشوقش بوده. حالا اون شروع میکنه به گشتن دنبال راهی برای داشتن یه زندگی طولانی، تا بتونه به دوست داشتنِ اورسیس ادامه بده.
توی سرزمینی که هیچ جادویی توش نیست، سرزمینی که قویترها قانون تعیین میکنند و ضعفا مجبورن پیروی کنند، سرزمینی که پره از گنج و زیباییهای وسوسهانگیز، ولی در عین حال توش کلی خطر غیرمنتظره در کمینه؛ سه سال پیش، Xiao Yan، کسی که از خودش مهارتهایی به نمایش گذاشت که توی چندین دهه کسی به چشم ندیده بود، یهویی همهچی رو از دست داد؛ قدرت هاش، اعتبار خاندانش، قولی که به مادرش داده بود. و این وسط نامزدیش هم بهم میخوره و اوضاع درهم میشه...
وقتی ماری (Mari)، دانشآموز دبیرستانی، برای مدرسه دیرش میشه، اصلاً فکرش رو نمیکنه که عاشق تسوناگو (Tsunagu) بشه—یه موجود مهربون و حساس از نژاد جانورخلقیها! تو دنیایی که جانورخلقیها پشت دیوارها جدا شدن، ماری و تسوناگو نشون میدن که تفاوتهاشون مثل یه پل میمونه. آیا عشقشون میتونه این فاصله بین جانورخلقیها و انسانها رو پر کنه؟
تنها چیزی که ال (Ell) میخواد، اینه که یه قهرمان بیاد و بکشتش تا بالاخره بعد از مرگش بتونه یه زندگی آروم داشته باشه. درست وقتی به نظر میرسه آرزوش داره برآورده میشه، ال به طور تصادفی قهرمانی رو که اومده بود زندگیش رو تموم کنه، میکشه. و یه تغییر کوچیک تو برنامه: اگه قهرمانی نیست که بکشتش، خودش میتونه یکی رو بزرگ کنه! بنابراین، ال اژدها، لافی (Lafi) جادوگر و دینو (Dino) قهرمان نوزاد، تبدیل به یه خانواده غیرمعمولی میشن. اما ال خیلی زود میفهمه که یاد دادن حرکات جنگی به یه نوزاد، سختتر از اونی هست که فکر میکرد!
هیچکس اطرافش نمیدونه که این دختر موخاکستری که بهش لقب «هیولا» (Beast) دادن، یه توانایی خارقالعاده داره که قراره بهزودی حسابی بدرخشه و بره تو صحنه ملی و تبدیل به یه افسانه بشه. بیا باهاش همراه شو تو این ماجرای پرهیجان که دروازههای یه داستان سیندرلایی پر از شور و حال براش باز میشه!
وقتی یه زن به عنوان آتاناسیا (Athanasia)، پرنسس بدشانس رمان «پرنسس دوستداشتنی»، از خواب بیدار میشه، باید این تراژدی رو از نو بنویسه وگرنه اعدام میشه—اونم به دست پدر خودش! شاید گیر افتاده باشه، ولی هوش و حواسش و خاطرات اون دختر محکوم بهش کمک میکنه تا یه پیچ داستانی برای زنده موندن درست کنه. اما وقتی نقشه فرارش به هم میریزه، باید با زیرکی کاری کنه که دوباره اعدامش نکنن.
داستان دربارهی یه دانشآموز دبیرستانی به اسم آکیرا (Akira) هست که میره تو خواب سرد و دویست سال بعد تو دنیایی که جنگ حسابی به همش ریخته بیدار میشه. یه سازمان جدید به اسم اوول (OWEL) حالا مردم رو رهبری میکنه و یه سیستم جدید به اسم «السی» (Elsie) یا همون «ال.سی» (LC) جای ازدواج رو گرفته. وقتی آکیرا بیدار میشه، یه اندروید به اسم یوگوره (Yugure) که خیلی شبیه دوستدخترش توواسا (Towasa) هست جلوش سبز میشه. یوگوره یهو به آکیرا که حسابی گیج شده پیشنهاد ازدواج میده. آکیرا تصمیم میگیره با یوگوره راهی سفر بشه، چون فکر میکنه توواسا هنوز باید یه جایی تو این دنیا باشه.