همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
وقتی یی تینگ تحصیلات خود را تمام می کند و از خارج از کشور برمی گردد ، امیدوار است عاشق شود. یک روز عصر ، او با چن زیهاو ، مدیرعامل یک شرکت بزرگ ، را رد می شود و در نگاه اول عاشق می شود...
این مستند داستان مردم نیل آبی و کوه های نوبا (سودان) می باشد و نشان میدهد چگونه آنها با جنگ داخلی کنار می آیند. موسیقی سنتی همیشه جزئی از زندگی روزانه مردم این مناطق می باشد و ...
این مستند پیرامون زندگی بازیکن حرفه ای بیس بال بنام "Dock Ellis" می باشد که در آمریکا محبوبیت زیادی داشت، ولی بعدها وی اقرار کرد که تحت تاثیر و معتاد LSD بوده است...
این مستند دربارهی پروژهای عظیمی است که دهها سال کار دانشمندان، صرف چند میلیون دلار هزینه و بخش بزرگی از خاک سوییس را مشغول خود کرده بود. همهی این پروژه برای یافتن ذرهای بسیار کوچک طرحریزی شده بود؛ ذرهای که آن را با نام «بوزون هیگز» میشناسیم؛ ذرهای زیراتمی که دانشمندان معتقدند کلید درک جهان است...
این مستند 30 دقیقه ای داستان سفر یک خانواده آمریکایی را از یک زندگی راحت در سن دیگو به کار مبتکرانه با یک گروه قبیله ای منزوی در پاپوآ گینه نو روایت می کند...
افعی ناشنوا است و عقرب نمی تواند ببیند ، بنابراین و همینطور خواهد بود ، به همان روشی که در حومه شهر آرام است و شهر شلوغ است و رضایت انسان غیرممکن است. لاکرائو ...
کات ویلیامز، کمدین، در اونتاریو، کالیفرنیا به اجرای استندآپ میپردازد. در این اجرا، وی به موضوعات مختلفی از جمله dispensaries های ماریجوانا، برنامههای تلویزیونی، پلیس، مواد مخدر و مجرد بودن میپردازد.
قتل در یک شهر کوچک به یک نمایش محاکمه تلویزیونی ملی تبدیل شد و الهام بخش اقتباس های چند رسانه ای شد و تولد پدیده تلویزیون واقع نما را که حول محور، مواد مخدر، خیانت و قتل بود رقم زد.
بازیگر تونی لونگو به به بخشهای کوچکی محدود شده است، بدیهی است از سینمای اکشن آمریکا: غولی که برای این کار بسیار مهربان است. سه گانه تونی لونگو که از سه فیلم کوتاه هی، احمق!، آدام کشر و تو دیک لعنتی! (جک ارسگارد، 1997) و دکتر مالهالند (دیوید لینچ، 2001)...
سریال کرهای My Bias is Showing! محصول سال ۲۰۲۵، یک درام عاشقانه با فضایی گرم و طنزآمیز است که به زیبایی دنیای طرفداری و مرزهای میان واقعیت و خیال را به تصویر میکشد. داستان درباره معلمیست که بهطور غیرمنتظره با ستاره محبوبش از گروه آیدل A-One روبهرو میشود و درگیر موقعیتی پیچیده و غیرمنتظره میگردد که زندگی حرفهای و شخصیاش را تحت تأثیر قرار میدهد. این سریال با نگاهی لطیف و انسانی، مفاهیمی چون هویت، فاصله اجتماعی، و صداقت را در قالبی سرگرمکننده و احساسی بررسی میکند، بیآنکه جزئیات کلیدی داستان را فاش سازد.
پس از پروازی متلاطم اما عادی، مسافرین و خدمۀ هواپیما متوجه میشوند که در دنیا پنج سال گذشته است، اما برای آنها زمانی نگذشتهست.و بزودی معمای تازهای آشکار میشود
ایئوری کیتارا، وقتی میخواد بره دانشگاه، تصمیم میگیره توی مغازه غواصی عموش، گرند بلو، که تو ایزو هست زندگی کنه. ایئوری خیلی دلش میخواد زندگی دانشجویی رو با صدای موجها، آفتاب داغ و دخترعموی خوشگلش که باهاش همخونهست تجربه کنه! اما، یهو با یه سری پسر زورگو که دارن سنگ-کاغذ-قیچی بازی میکنن روبرو میشه و آخرش مجبور میشه عضو باشگاه غواصی دانشگاه، پیکابو، بشه!
در ژاپن امروز ارائه خدماتی مثل اجاره دوست دختر نرمال شده. کازویا کینوشیتا وقتی که دوست دخترش اون رو ترک کرده، دانشجویی که از نظر احساسی شکسته، تلاش میکنه که جای خالی قلبش رو با یک دوست دختر اجاره ای پر کنه. بعد معلوم میشه که دوست دختر اجاره ایش همکلاسی و همسایه اونه...
«هاناکو-سان، هاناکو-سان... تو اونجایی؟» در آکادمی کامومه، شایعات زیادی درمورد هفت راز مدرسه وجود دارد که یکی از آنها هاناکو- سان است. گفته میشود که او سومین اتاق دستشویی در طبقهی سوم ساختمان قدیمی مدرسه را اشغال میکند.نِنه یاشیرو، یک دختر دبیرستانی عاشق چیزهای اسرارآمیز و رمزآلود که رویای چیزهای عاشقانه را دارد، به این دستشویی جن زده قدم میگذارد … اما هاناکو-سانـی که او ملاقات میکند اصلاً آن هاناکو-سانـی نیست که او تصورش را میکرد! هاناکو-سانـه آکادمی کامومه... یک پسر است!
یو یوتانی (Yū Yutani)، دانشآموز سال اول دبیرستان، با جدیت تلاش میکند نقش یک دختر سرکش را بازی کند تا نظر آتوری میزوتوری (Atori Mizutori)، رئیس کمیته انضباطی و چهره محبوب مدرسه، که به نوعی «مادونای» آنجاست، به خود جلب کند.
شیگرو یوشیوکا (Shigeru Yoshioka) بعد از اینکه به ناحق گفتن یه جرم جنسی کرده، حسابی روحش ضربه خورد و خودشو تو خونه حبس کرد، شد یه نیت (NEET). از قیافهش اصلاً خوشش نمیاد و فکر میکنه دیگه آیندهای نداره. یه روز تو اینترنت یه شایعه میبینه که میگه میتونی تو یه دنیای دیگه از نو شروع کنی. واسه همین، یوشیوکا قبول میکنه با یه قیافهی داغون بره تو یه دنیای فانتزی، ولی تو عوضش قدرتی مثل یه خدای واقعی گیرش میاد!
لوید (Lloyd)، جادوگر سفیدپوشی است که از گروه قهرمانان اخراج شده است. پس از آن، به طور اتفاقی در یک ماموریت با یک گروه رده S همراه میشود. لوید گمان میکند یک ماجراجوی معمولی است، اما در حقیقت بینظیر است. روزی که لوید از گروه قهرمانان بیرون رانده میشود و شغلش را از دست میدهد، به صورت تصادفی با یک گروه رده S به ماموریتی میرود. در آن زمان، هیچکس نمیدانست که گروه قهرمانان فرو خواهد پاشید و لوید به شهرت خواهد رسید... هنوز نه! این داستان جادوگری پشتیبان و استثنایی است که خود را معمولی میپندارد و به ماجراجویی میپردازد، بدون آنکه بداند چگونه در نهایت بیهمتا میشود.
توتو (Toto)، قهرمانی بااستعداد است، اما خجالتی بودنش مانع تشکیل تیمی برای او شده است. در حالی که در شهر اصلی سرگردان است، سه زن زیبا به نامهای سییل (Ciel)، آنمون (Anemone) و گوآ (Goa) ناگهان از او میخواهند به گروهشان بپیوندد. توتو برای آغاز سفر آماده میشود، غافل از اینکه هر سه زن به دلایل شخصی خودشان قصد دارند او را به قتل برسانند!
در یک روز بارانی، فوجی (Fuji) با موجودی دوستداشتنی که خود را به شکل سگ درآورده و چتری به همراه کارتی با نوشته «لطفاً منو ببر خونه» در دست دارد، ملاقات میکند و نمیتواند در برابرش مقاومت کند. با جذابیت عجیب و رفتارهای اسرارآمیز این موجود سگمانند، زندگی مشترکشان به ماجراجوییای دلانگیز و پر از دوستی و لحظههای مشترک در فصلهای مختلف تبدیل میشود.
چیهارو (Chiharu)، که قدرتهای عجیب و غریب داره، و ماکینا (Makina)، یه سایبورگ، به خاطر رانندگی خطرناک تو فضا گیر میافتن و مجبور میشن یه قطار قدیمی بینسیارهای به اسم میلکی☆سابوی (Milky☆Subway) رو تمیز کنن. فکر میکنی کار آسونیه؟ نه بابا! یهو قطار شروع به حرکت میکنه و این دوتا پرت میشن وسط یه ماجرای پرهیجان و شلوغ تو فضا، بدون هیچ برنامه یا نقشهای، فقط با سرعت و هیجان خالص!
در پی فجایع ناشناخته در قلب ترا، معدنی با قدرتی غیرقابل تصور کشف شده است. با کمک آن، فناوری جامعه جهشهای بزرگی داشته است، اما این ماده باعث یک بیماری لاعلاج کشنده میشود که منجر به بردگی جهانی مبتلایان میشود. اکنون که شورشی در حال افزایش است، یک شرکت داروسازی برای یافتن درمانی برای نجات بشریت تلاش میکند.
کلوب آکاپلا پر از آدمهای یخورده عجیب و خاصه که شاید به نظر بعضیا یه کم متفاوت باشن. اینا شاید خیلی توی چشم نباشن یا معروف نباشن، ولی یه حس جوونی و ویژهای دارن که با صداشون دور هم جمع میشن و یه چیز خیلی خفن و بینظیر درست میکنن.
سریال کرهای Cringy Romance محصول سال ۲۰۲۵، یک کمدی عاشقانه پرانرژی و دلنشین است که با نگاهی طنزآمیز به روابط جوانان، لحظاتی شیرین و گاه دستوپاگیر از عشق و دوستی را به تصویر میکشد. داستان حول محور چهار دوست شکل میگیرد که در مسیر تجربههای عاشقانه، با موقعیتهایی خجالتآور، تصمیمهای عجیب و احساساتی صادقانه روبهرو میشوند. این سریال با فضای دانشگاهی، شخصیتهای دوستداشتنی و موقعیتهای کمیک، تجربهای سرگرمکننده و صمیمی را رقم میزند، بیآنکه جزئیات کلیدی داستان را فاش کند.
یو آیاسه (Yu Ayase)، پسر یه بازیگر معروف که دیگه در قید حیات نیست، آدم خیلی معمولیه. وقتی دوست مادرش دعوتش میکنه که باهاش زندگی کنه، یو شوکه میشه چون میفهمه قراره با سه خواهر نابغه که هم قشنگن و هم استعداد دارن، همخونه بشه. این سه تا تو مدرسه جدیدش به اسم سه امپراتور معروفن و حسابی قدرت دارن. آیا یو میتونه دل این خواهرای سرد رو به دست بیاره و آرزوی مادرش برای یه خانواده خوشحال رو عملی کنه؟
میکو کورونو همیشه آرزو داشته با استریم روی یوتیوب و اینجور پلتفرما پول دربیاره. حالا که تازه از دبیرستان فارغالتحصیل شده، وقتشه این رویا رو واقعی کنه. با اسم «نکرونومیکو» شروع به استریم میکنه و یه دعوتنامه برای یه بازی ویآر خفن میگیره که جایزهش یه میلیون ین پوله! یه برد اولیه نه تنها کلی پول براش میاره، بلکه باعث میشه با رقیبش کانا کاگورازاکا توی «بازی اصلی» شرکت کنه، جایی که بهترینا باید با یه نمایش ترسناک کیهانی رقابت کنن. ولی یه چیز عجیب اینه که یکی از دشمنا قیافهی مایو، دوست بچگیش، رو داره که الان تو بیمارستان بیهوشه. تازه، اگه این بازی ترسناک رو ببازه، ممکنه واقعاً برای همه تموم بشه...
ناکومو کیایچیرو، که قبلاً کارآگاه معروفی بود، حالا تو میانسالی با گوشیهای هوشمند و زندگی امروزی کلافهست. داره یواش یواش کنار میکشه که یه دفعه ماشیرو، یه دختر دبیرستانی پرجوش و خروش، میاد سراغش و میخواد شاگردش بشه. کیایچیرو که دیگه حسابی از مد افتاده و به روشهای قدیمی عادت داره، با انرژی این دختر دوباره وارد دنیای کارآگاهی میشه. حالا این دوتا کارآگاه که زمین تا آسمون باهم فرق دارن، دارن روی یه پرونده کار میکنن!