همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
سیمور هرش در خط مقدم روزنامهنگاری سیاسی در ایالات متحده بوده است. گزارشهای پیشگامانه هرش، بسیاری از فاحشترین تخلفات و لاپوشانیهای قانون اساسی را به اطلاع عموم رسانده است.
موناکو، ۱۹۹۹: جسد ادموند صفرا، بانکدار میلیاردر، در پنت هاوسش پیدا میشود. این مستند به بررسی شرایط گیجکننده پیرامون قتل این سرمایهدار ثروتمند میپردازد.
گلچینی از فیلمهای ترسناک کوتاه از برادران بولت که در مورد تعطیلات ساخته شده و چهار فیلم کوتاه ترسناک اورجینال از برترین سازندگان این ژانر را شامل میشود.
رابی هافمن، کمدین، تاریخ پخش اولین قسمت ویژه برنامه نتفلیکس خود با عنوان «بیدار شو» را مشخص کرد. برنامه جدید او به کارگردانی جان مولانی، در ۱۴ دسامبر به صورت جهانی پخش خواهد شد.
کریستینا آگیلرا بیست و پنجمین سالگرد «کریسمس از نوع من» را با یک اجرای زنده خیرهکننده در پاریس، شامل نمایشهای تئاتری، عناصر فانتزی و جلوههای بصری باشکوه، جشن میگیرد.
یک روزنامهنگار مصمم در جورجیا، شبکهای تاریک از آدمرباییهای بیمارستانی از دهه ۱۹۹۰ را کشف میکند که در آن نوزادان به صورت بینالمللی قاچاق میشدند. تحقیقات او به خانوادههایی که توسط این نقشه شوم از هم پاشیده بودند، کمک میکند تا دوباره به هم نزدیک شوند.
سارا اسکوئیرم، شخصیت دیگر و نامقدس سارا شرمن، ساعتی چرکین از مایعات بدن، اعترافات زخمهای باز و شوخیهایی را آغاز میکند که زخمهایی بر روح باقی میگذارند.
داستان پشت صحنه رقصندگان یوتیوبی ساکن اوگاندا که متحمل خسارات جانی ویرانگری از قحطی و جنگ شدهاند و از قدرت رقص و آواز برای غلبه بر سختیها استفاده میکنند.
بنجامین آیرس میزبان این جشن از تمام آنچه هالمارک و کریسمس است، در رویداد سالانه تجربه کریسمس هالمارک است که در دفتر مرکزی هالمارک در مرکز کراون در کانزاس سیتی، میسوری برگزار میشود. او به همراه دیگر ستارههای هالمارک با شرکتکنندگان، طرفداران هالمارک و شرکتکنندگان در فعالیتهایی که توسط هالمارک برای این تجربه سازماندهی شده است، تعامل میکند.
ددلاین انایکستی ۲۰۲۵: سن آنتونیو، یک رویداد پخش زنده کشتی حرفهای است که توسط دبلیودبلیوای تهیه میشود. این رویداد در روز شنبه، ۶ دسامبر ۲۰۲۵، در سالن بوئینگ سنتر در تک پورت در سن آنتونیو، تگزاس برگزار میشود.
مگان در این ویژه برنامه جشن، سنتهای تعطیلات مورد علاقهاش، صنایع دستی فصلی و دستور العملهای خانوادگیاش را با دوستان قدیمی و جدید به اشتراک میگذارد.
مرد ثروتمندی که برای شرکت پدرش کار میکند، عاشق یک دانشجوی پزشکی میشود و وانمود میکند که مانند او فقیر است. دروغ او به مجموعهای از کمدی و لحظات تأثیرگذار تبدیل میشود.
دهمین جشن سالانه، نمایشهای موسیقی جدیدی از والت دیزنی ورلد (فلوریدا)، دیزنیلند (کالیفرنیا) و آئولانی دیزنی ریزورت اند اسپا (کو اولینا، هاوایی) را به برنامه خود اضافه میکند.
هنگامی که یک ترول خطرناک جدید از خواب بیدار میشود، نورا، آندریاس و کاپیتان کریس یک بار دیگر وارد عمل میشوند؛ اما این بار، برای شکست دادن آن به یاری بیشتری نیاز خواهند داشت.
دو دانش آموز دبیرستانی، تایچی و رین در روز روشن ناپدید می شوند. آن دو به دنیایی از شمشیر و جادو وارد شده اند. نهایتا پس از حمله هیولاها، موفق به فرار می شوند، به خاطر توصیه ماجراجویی راه انجمن را در پیش می گیرند. در آنجا، می فهمند که نیروی جادویی بسیار قدرتمندی را تصاحب کرده اند. پس دانش آموزان معمولی دبیرستانی به بزرگترین فریبکاران مبدل می شوند.
لی جه سانگ (Rain) یکی از وکیل های عالی بزرگترین شرکت حقوقی هست که فقط به منافع خودش فکر میکند. طی یک تصادف عجیب و اسرارآمیز به دنیای موازی کشیده میشود جایی که در آن با را شی آن (Lim Ji-Yeon) دوست وفادارش، ازدواج کرده است. را شی آن در دنیایی که لی جه سانگ از آنجا آمده کاراگاه بوده است. اکنون لی جه سانگ یک دادستان سختگیر در قانون است و…
وی دائه هان (Song Seung-Heon) ، سیاستمداری با ظاهر خوب و توانایی بی عیب و نقص در سخنرانیست. طی اتفاق خانوادگی ناگواری که برای او اتفاق می افتد مجبور به ترک آرزوها و خواسته های سیاسی خود میشود. یک روز دا جونگ (Roh Jeong-Eui) دختری هجده ساله به ملاقات او می آید و ادعا میکند که وی دائه هان پدر واقعی اوست و مادر خود را طی تصادفی از دست داده و اکنون به تنهایی از سه خواهر و برادر خود مراقبت میکند. بنابراین وی دائه هان این حقیقت را میپذیرد و سعی میکند با یک نمایش بزرگ، مجددا خودش را برای نماینده مجلس شدن، آماده کند…
هونگ یی یونگ (Kim Se-Jeong) جوان ساده ایست که شاهد یک قتل بوده اما روز حادثه را به یاد نمی آورد و از بی خوابی رنج میبرد. او هم چنان که به دنبال شغل است با جانگ یون (Yeon Woo-Jin) ملاقات میکند که صدای بسیار افتضاحی در خوانندگی اما توانایی بالایی در پیانو زدن دارد! جانگ یون سعی میکند که مشکل خواب کیم سه جونگ را برطرف کند و حقیقت پشت قتل اتفاق افتاده را کشف کنند…
لی سو (Seo Ji-Hoon) پادشاه جوانیست که در سن 23 سالگی درحالی که یک آهنگر بود به طور ناگهانی به پادشاهی چوسان رسید .او در زمان رعیت بودنش، عاشق گائه دونگ (Gong Seung-Yeon) بود و بعد از پادشاه شدنش تصمیم میگیرد که با او ازدواج کند. اما چون گائه دونگ یک رعیت فقیر است این اتفاق غیرممکن میشود. به همین خاطر آژانس خدمه گل را که یک آژانس ازدواج است را استخدام میکند تا گائه دونگ را به یک نجیب زاده تبدیل کنند…
هیزونه اماکازوی رک و بی گناه جزو نیروهای دفاعی تازه کار در نیروی هوایی درجه گیفوعه. هیزونه درگیر این موضوع بوده که بعضی وقت ها سهوا با حرف های بی منظورش موجب ناراحتی دیگران میشده و به همین دلیل به نیروی هوایی پیوسته تا بتونه از بقیه مردم دوری کنه. این تصمیم اون رو با سرنوشتی مواجه میکنه که به طور قابل توجهی مسیر زندگیش رو تغییر میده. یک اژدها که در پایگاه مخفی بوده اون رو به عنوان خلبان خودش انتخاب میکنه. وقتی این اژدها به همراه هیزونه در اسمان پرواز کرد، سرنوشت هیزونه به عنوان خلبان از پیش انتخاب شده بود. این به این معناست که اژدها ها کلیدی دارند به سوی اینده دنیا...
پارک سون جا (کیم هه سوک) یک مادر معمولی کره ای است که صاحب یک رستوران کوچک است. او سه دختر، یک شوهر دائم الخمر، مادرشوهری بدجنس و مشکلات مالی فراوان دارد. اما با وجود تمام این مشکلات، او هرکاری که می تواند برای آینده ی فرزندانش می کند تا آن ها به دانشگاه رفته و به سرنوشت او دچار نشوند.
دختران باشگاه ادبیات می خواهند همدیگر را بیشتر بشناسند: به سوال پاسخ دهید" تنها کاری که قبل از مرگ می خواهی انجام بدهی چیست؟" یکی از دختر ها می گوید"سکس". این کلمه هر کدام از آن ها را تکان داده و طوفانی به راه می اندازد، با شخصیت ها و پیش زمینه ها و مسیرهای متفاوت خنده دار،دردناک، احساسی و... در راه بزرگسالی.
یک متخصص طب سنتی در تایوان و یک برنامه نویس آمریكایی-تایوانی در سانفرانسیسكو خانه های خود را در یک قرارداد جسورانه با هم مبادله می کنند و سفری پر اسرار و غیر منتظره را آغاز می کنند...
هان یون سئون (Lee Yo-Won) به عنوان بازپرس در کمیسیون حقوق بشر فعالیت میکند. مبنای فعالیت های او تنها براساس حقیقت است به همین خاطر همه فکر میکنند که او حس هم دردی با هیچکس ندارد. وی رازی در زندگی خود دارد که نمیتواند به هیچکس بگوید. از طرفی بائه تانگ هائه (Choi Gwi-Hwa) که یک فرد پرهیزگار در حل پرونده هاست. او در گذشته یک دادستان بوده و اکنون به عنوان بازپرس به کمیسیون حقوق بشر منتقل شده است. هان یون سو و بائه هانگ تائه در مورد همه چیز اختلاف دارند، اما آنها برای افرادی که به کمک آنها نیاز دارند بایکدیگر همکاری می کنند.
قهرمان ما می فهمد که مدرسه از او می خواهد به یک کلاب ملحق شود و در حین جست و جوی مخالف میلش به تجینا-سنپای بر می خورد که سعی دارد در اتاق کلابش شعبده بازی کند. تجینا-سنپای ترس بسیاری از روی صحنه دارد و حالا که بیننده ای دارد تلاش هایش در یک کلمه خنده دارند.
سوباسا اوزارادو سالش بوده، به وسیله یه توپ فوتبال از مرگ نجات پیدا میکنه و از اون موقع فوتبال عشق همیشگی اون میشه. توی 12 سالگی سوباسا و مادرش به شهر نانکاتسو مهاجرت میکنن. اونجا سوباسا یک تیم فوتبال محلی رو میبینه و عضو تیم اون ها میشه و رقیبهای تازه پیدا میکنه ...
حین دوران طولانی جنگ داخلی که شمالی ها را برابر جنوبی ها قرار داد، بسیاری از شمالی ها از هنرهای جادویی سیاه استفاده کردند تا ابرسربازهای هیولایی – تجسم یافته ها- را بسازند. حالا که جنگ تمام شده، این هیولاها باید یاد بگیرند که چگونه در جامعه ای صلح آمیز زندگی کنند، یا اینکه توسط شکارچی هیولا کشته شوند... نانسی اسکال بنکرافت، دختر یک تجسم یافته که به دست یک شکارچی هیولا کشته شد، تصمیم می گیرد تا خود به شکارگر شکارچی تبدیل شود، اما زمانی که با شکارش مواجه می شود او حقیقت دردناکی درباره زندگی تجسم یافته ها را کشف می کند.
این سریال به داستان چهار نفر میپردازد که هر کدام کاملا متفاوت از یکدیگر زندگی کرده اند. یون دونگ جو (Han Ji-Hye) سعی دارد تا زندگی سختی که گذرانده است را جبران کند. او در شش سالگی در یتیم خانه رها شد و هیچ چیز به جز نامش را به خاطر نمی آورد اما با وجود سختی های زیادی که متحمل شده، شخصیت بسیار روشن و مثبتی دارد. از طرفی چا پیل سونگ (Lee Sang-Woo) ، کاراگاه بسیار ماهریست که در کودکی والدین خود را از دست داد و نزد مادربزرگ ثروتمندش بزرگ شد، اما او نیز بخاطر آسیب های روانی که پس از مرگ والدینش متحمل شد و با وجود محبوبیت فراوانی که بین زنان دارد، به هیچ عنوان حاضر به ازدواج نیست و …
زمانی که از لرد ال-ملوی دوم، ویور ولوت بعدی، خواسته می شود تا نسبت به قلعه آدرا ادعای وراثت کند، با شاگردش گری برای برای اینکار راهی سفر می شود. اما تنها آنها نیستند که فراخوانده شده اند. وصیت مالک قبلی اینست که مسابقه ای، شامل لوویاگلیتا ادلفلت- باید برگزار شده و برنده صاحب فلعه می شود.
کامیجوی تومنا یک دانش آموز است که در آکادمی شهر زندگی می کند،مدرسه ای بسیار پیشرفته از لحاظ تکنولوژی. او که لحاظ قدرتی در رده ۰ قرار دارد(بدون هیچ قدرتی به طور ناگهانی قابلیت تصور شکن را پیدا می کند قابلیتی که با آن میتوان هر چیزی را به واقعیت تبدیل کرد. او با دختری به نام ایندکس آشنا میشود که می خواد از دست یک اورگان جادویی و قدرتمند فرار کند او ۱۰۳۰۰۰ عدد کتاب جادوی ممنوعه دارد که آن اورگان هم به دنبال همان هاست.حالا آینده و زندگی این دو به هم پیوند خورده است و او باید به ایندکس کمک کند تا فرار کند.
نگ یونگ بک (Lee Ho-Won) جوان دبیرستانیست که همراه مادربزرگ فقیر خود در شهر کوچکی زندگی میکند و عاشق موسیقی هیپ هاپ است و آرزو دارد که یک رپر شود. به همین خاطر به سئول سفر میکند، درحالی که زندگی در سئول برای او آسان نیست، در دبیرستانی ثبت نام میکند که در آن جا دانش آموز سونگ ها جین (Lee Na-Eun) هم مشغول به تحصیل است. او که آرزوی نویسندگی دارد با بنگ یونگ بک آشنا میشود و این دو سعی میکنند که به هم کمک کنند. از طرفی در همان دبیرستان، کیم ته هوانگ (Shin Won-Ho) که او هم علاقه اش رپر شدن است درس میخواند و از طرف خانواده ثروتمندش حمایت میشود، شروع به اذیت کرذن بنگ یونگ بک میکند.
تو ذهنم گیر کرده و نمی تونم از سرم بیرونش کنم. صدای مافویو سلاح دیوانه و خطرناکی است. آن روز، ریسوکا اوئنویاما حس کرد که نواختن گیتار و بسکتبال بازی کردن، که قبلا خیلی به آن ها علاقه داشت، خسته کننده شده است. سپس او به مافویو ساتو برخورد، که گیتار شکسته ای را در دست داشت و تصمیم گرفت آن را تعمیر کند. لحظه ای که اوئنیاما تعمیر گیتار را به اتمام رساند، مافویو کاملا به او وابسته شد. ولی بعد از شنیدن صدای مافویو تاثیر عمیقی روی او گذاشت.