همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان این انیمیشن بین دو گروه عجیب و غریب اتفاق می افتد. یک دسته، کوتوله هایی هستند که وظیفه محافظت از زمین را دارند و از سال ها پیش به صورت نسل در نسل این وظیفه را بر عهده داشته اند که نام آنها گنوم می باشد. دسته دیگر بی مصرف ها هستند که از همه چی مصرف می کنند! و نابود میکنند که نام آن ها Trogg است. داستان از آنجا آغاز می شود که کلوئه دختر باهوش دبیرستانی وارد خانه جدیدش می شود و باید موقتا چند روز دور از خانواده آنجا زندگی کند. ابتدا او در محض ورود با عروسک کوتوله ها یا همان گنوم روبروی می شود و همه چیز برایش عادی به نظر می رسد تا به مرور زمان متوجه وقوع اتفاقات عجیبی در آن خانه می شود و...
رادو، 45 ساله، ثروتمند و مجرد، با دستی قوی، تزلزل ناپذیر و بدون ظلم، تجارت خود را مدیریت می کند. رقبای او اکنون منجر به اتهاماتی علیه او در بازار سهام شده است، که رادو را وادار می کند تا بازی دوران کودکی درب بطری های آبجو را به یاد بیاورد، بازی ای که مستلزم ریسک پذیری، تلاش و مهارت بود...
داستان این فیلم درباره پسری 18 ساله است که به دور از خانواده در مدرسه شبانه روزی مشغول به تحصیل است. زمانی که از فاجعه ایی که برای خانواده اش اتفاق افتاده یعنی مرگ پدرش مطلع می شود زندگیش تغییر می کند و ..
بزرگتر از زندگی، وحشی، ترسناک؛ "گریس جونز" تمام این نقشها را بازی میکند. با این حال، او همچنان به عنوان یک عاشق، دختر، مادر، خواهر و حتی مادربزرگ نیز ظاهر میشود...
این فیلم مستند به زندگی تیم برگلینگ که بیشتر با نام آویچی شناخته میشود ، میپردازد. یک دیجی سوئدی که در حال حاضر یکی از محبوب و معروفترین دیجیهای جهان میباشد و طرفداران بسیار زیادی دارد و…
گروهی از علاقهمندان به سینما در یکی از مناطق روستایی پنسیلوانیا، به دلیل عدم توانایی در خرید یک پروژکتور دیجیتال با قیمت ۵۰ هزار دلار، برای حفظ یک سینما روباز قدیمی که در آستانه تعطیلی قرار دارد، تلاش میکنند. این گروه داوطلبانه و بدون دریافت هیچگونه دستمزدی، تنها به نمایش فیلمهای کلاسیک با کیفیت ۳۵ میلیمتری میپردازند.
یون دان اوه (Kim Hye Yoon) دانش آموز هفده ساله از خانواده ثروتمندیست که از یک بیماری قلبی دائم العمر رنج برده و به زودی میمیرد. نامزد او بک کیونگ (Lee Jae Wook) است که به دان اوه علاقه ای ندارد، به همین خاطر یون دان اوه تصمیم میگیرد که عشق واقعی خود را پیدا کند. تا اینکه با شخصی آشنا میشود که هیچ نامی نداشته و دان اوه اسمش را هارو ( Ro Woon ) میگذارد. او به طور اتفاقی می فهمد که او و اطرافیانش تنها شخصیت های یک مانهوا هستند و اتفاقاتی که رخ میدهد توسط یک نویسنده نوشته میشود…
جانگ ها ری (Jang Na-Ra) زن 39 ساله زیباییست که مدیر مجله کودک و والدین است و اعتقادی به ازدواج نداشته و قصد دارد بدون ازدواج صاحب فرزند شود ، از طرفی هان یی سانگ (Go Joon) عکاس مستقلیست که اگرچه به همه چیز غر میزند و از همه چیز ناراضیست همواره به دنبال سرگرمی هاییست که او را خوشحال کند . از دوستان جانگ ها ری ، یون جائه یونگ (Park Byung-Eun) متخصصیست که در حوزه کودکان فعالیت دارد و به تازگی به یک پدر مجرد تبدیل شده و به سختی با شرایطش مقابله میکند . در این بین از همکاران تازه کار جانگ ها ری ، چویی کانگ یو (Jung Gun-Joo) فرد مثبتیست که همواره او را مورد تحسین و ستایش قرار میدهد ، پس زندگی جانگ ها ری به این سه مرد گره میخورد و…
داستانهایی با کیفیت و کاراکتر محور که ریشه در تجربیات مردم معمولیای که در شرایطی عجیب زندگی کردهاند دارد، خانوادهها، کارآگاهان و روزنامهنگاران امیدوارند که بینندگان سرنخ حل معماها را پیدا کنند
داستان این سریال در مورد چهار جوون ۲۰ ساله به اسمهای یون ده گو، اوه سو سون، پارک ته ایل و جی گوک هست که به تازگی به عنوان کارآگاه در یه کلانتری توی گانگنام استخدام شدن (هر چند علاقه زیادی هم به این شغل ندارند). اونجا فرمانده شون سو پان سوک هست که آدم خیلی بی اعصاب و سختگیریه و اصلا از این ۴ نفر خوشش نمیاد. البته یکی از اون ۴ نفر، پان سوک رو از روزای قدیم به یاد داره…
داستان درمورد بین بان جی یون و یون دونگ ها هست که بان جی یون یک خانوم مجرد ۳۹ ساله خبرنگاره که تازه کار پیدا کرده و توی محل کار جادوگر صداش میکنن، این جدی بودنش بر میگرده به اینکه روز قبل از عروسی داماد قالش گذاشته، یون دونگ ها پسر ۲۵ سالیه ایه که توی موسسه خدمات رسانی کار میکنه با وجود چهره شادی که داره ولی قلبا غمگینه.
ژائو وو شیان ، ژائو یوان من ، هو زی چنگ و لین مه شین دوستان خوبی هستند که با هم در یک پرورشگاه در یون لین بزرگ شده اند. در سال 2009 ، وو شیان ، یوان من و زی چنگ برای دنبال کردن رویاهای خود به تایپه رفتند. آنها در این راه با چالش هایی روبرو خواهند شد ، چگونه می توانند بر آن غلبه کنند؟
این سریال در مورد مرد و زنی است که تقدیر آنها را سر راه یکدیگر قرار میدهد. چا سو هیون (سونگ هه کیو) دختر یک سیاستمداره که به تازگی طلاق گرفته و در ظاهر کم و کسری در زندگیش ندارد. او با کیم جین هیوک (پارک بوگوم) که به دنبال شغل های پاره وقته و چیز زیادی ندارد ملاقات میکند؛ آشنایی که منجر به انتخاب دست کشیدن از یک زندگی مرفه یا رها کردن یک زندگی معمولی برای در کنار هم ماندنشان میشود…
پارک جین سونگ (Jung Il-Woo) سرآشپز جذابیست که رستوران کوچک خود را اداره میکند ، او که عاشق آشپزیست برای رسیدن به پول مجبور به گفتن دروغ هایی میشود که زندگی اش را دچار تغییر میکند و…
آیا دوست دارید تا یک شانس دوم برای اصلاح بزرگ ترین اشتباه خود در زندگی داشته باشید؟ اگر این شانس به شما داده شود چه احساسی خواهید داشت؟ آی لی سی زنی سی ساله است که زندگی کسل کننده ای دارد و از این وضع زندگی خود راضی نیست . اما روزی از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که به دوران دبیرستان و ۱۷ سالگی خود برگشته است . آن هم به روزی که مهم ترین ملاقات زندگی اش در آن روز اتفاق افتاده و…
گا یئول چان (Park Hae-Jin) فارغ التحصیل شده از دانشگاهی هست که دوره کارآموزی خود را با فشار فراوان توسط رییسی با افکار قدیمی، گذرانیده است. او بخاطر این حجم از فشار ، از آنجا فرار کرد ، سپس استخدام یک شرکت نودل سازی شده و به سرعت در شغلش ارتقا پیدا کرده و رییس بخش بازاریابی شرکت می شود، حال ورق برگشته و یک روز متوجه میشود که باید آموزش هایی را به کارآموزان سالخورده دهد و آن کارآموز کسی نیست جز رییس قدیمی اش و…
کیم سو یانگ (Shin Ha kyun) بعد از اینکه به عنوان قاضی مقابل مقامات مافوقش تعظیم نکرد وارد سیاست شد. وقتی به مجلس رسید، متوجه شد که تو مخمصه افتاده و با نو مین یانگ (Lee Min jung)، یکی دیگه از اعضای تازه وارد که از حزب پیشروان آزادی خواه انتخاب شده بود برخورد کرد . این دو علیرغم سیاست های مخالف یکدیگر در کار عاشق هم میشوند ولی باید احساسات خود را از همکاراشون و مطبوعات مخفی کنند…
"رلو" مردی صاحب همسر و دو بچه و همینطور یک زندگی دوگانه است. از دید خانوادهاش او یک راننده تاکسی عالیست، و کسی به او بدگمان نشده که عضو یک دسته گانگستر محلیست. هیچکدام از این دو زندگی جداگانهاش، از وجود دیگری خبر ندارند. اما او مدت زیادی نمیتواند اوضاع را تحت کنترل خود نگه دارد. بعد از کششتن اتفاقی شخصی، میخواهد از آن زندگی مخفی اش بیرون بیاید اما راه برگشتی نمیبیند و...
هنگامی که "اسکات"، پدر چهار فرزند دوست داشتنی می فهمد که سرطان دارد، او از تعدادی از نزدیکترین دوستان خود می خواهد تا در مراحلی از زندگی خانواده او به عنوان پدرهای پشتیبان باشند ..
بار سنگاب ، مکانیست که فقط شب ها اداره میشود و صاحب آن ، وول جو (Hwang Jung-Eum) زنیست که در کنار مشتریان میماند و سعی میکند زخم و دردهایشان را بهبود ببخشد چرا که مشتریان آنجا مردم عادی هستند که در حادثه ای کشته شده اند ، سنگاب مکانیست برای آرامش مردگان !
این انیمه بر پایۀ یک بازی استراتژی نقشآفرینی با همین نام ساخته شده است و در دنیای دیگری قرار دارد که در آن بازیکنها نقش «ریاست» را بر عهده میگیرند تا ماجراجوها را به کار گرفته و تربیت کنند. سپس ماجراجوها به سیاهچالها فرستاده میشوند تا با هیولاها مبارزه کرده و غنائم را جمعآوری کنند.
«جوری» و خانواده ش برای نجات برادر و برادرزاده خود از دست دزدان از وِردی مخفی که پدربزرگشان برای آنها به ارث گذاشته است استفاده می کنند؛ این ورد باعث توقف زمان می شود و آنها به سراغ دزدان می روند اما بعد از رسیدن به مقر دزدان متوجه می شوند که افراد دیگری نیز می توانند در حالت توقف زمان دنیا آزادانه حرکت کنند. حالا با وجود موجودات عجیب و غریب و کسانی که در این حالت توانایی حرکت دارند آنها به دنبال برگشت به دنیای عادی و زندگی روزمره می باشند.
کاگایا شوئیچی یک بچه دبیرستانی معمولی در یک شهر کوچیکه. ولی یک روز وقتی یک همکلاسی خوشگل در آتش سوزی انبار گیر میفته، او به قدرت مرموزی پی می بره: اینکه اون میتونه به یک سگ خزدرا(پشمالو) با یک هفت تیر بزرگ و یک زیپ پشت کمرش تبدیل بشه. او زندگی اون دختر رو نجات میده و رازش رو باهاش درمیون میزاره ولی اون دختر به دنبال خواهریه که خانوادش رو کشته و براش اهمیت نداره که این کار چقدر تحقیر آمیز بشه، اون دختر از شویوچی برای کامل کردن ماموریتش استفاده میکنه...
تسوچیمیکادُ هاروتُرا عضو خانواده ی معتبر اُنمیُجی است اما تواناییه دیدن انرژی روح را نداره پس سعی می کنه مثل هر دانش آموز معمولیی از زندگی مدرسه ایش لذت ببره اما یک روز دوست دوران بچگیش ناتسومه را میبینه و بهار زندگیش مسیر جدیدی را به خودش می گیره!