همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان این فیلم که در شهری کوچک در انگلستان در سال 1959 به وقوع میپیوندد، دربارهی زندگی فلورنس گرین میباشد که تصمیم میگیرد علیه تظاهرات بیرحمانه مردم اقدامی انجام دهد و بدین ترتیب یک کتابفروشی باز میکند تا…
به باورنکردنیترین مکانهای سواری جهان با سوارانی که شایسته چنین مکانی در MOTO: 9 هستند، آخرین مورد از پیشرفتهترین مجموعه ویدیوهای موتوری جهان سفر کنید...
این فیلم که در طی چهارسال ساخته شده است به زندگی شخصی و حرفه ای "کانر مک گرگور" یکی از برترین بوکسورهای حال حاضر میپردازد. از زندگی در خانه مادرش تا بدست آوردن مقام های جهانی و زندگی قهرمانی.
بعد از برق گرفتگی ادواردو گارسیا در منطقه مونتانا ، یک دست ، دنده ها ، توده عضلانی و تقریباً زندگی خود را از دست می دهد ، اما بیشتر از آنچه از دست داده است پیدا می کند...
گروهی ماجراجو تصمیم به گشت و گذار با یک هواپیمای شخصی میگیرند، اما پس از اینکه درمییابند یک فاجعهی مرموز بر روی زمین اتفاق افتاده است، مجبور میشوند در هوا بمانند و…
با پشت صحنه اولین پرواز سوخت خورشیدی هواپیمای خورشیدی سوئیس به سراسر جهان همراه شوید, دو خلبانان شجاع به نوبه خود با بهره گیری از طبیعت، خدمه و گاه منطق دستیابی به غیرممکن را ممکن می سازند...
چهار تن از قویترین مردان روی کره زمین در Arnold Strongman Classic رقابت میکنند، که تاج برنده را در خالصترین آزمون قدرت روی این سیاره به دست میآورد...
مستندی درباره مرگ مرموز فیلمساز سیاسی حاشیه ای، دیوید کراولی، که جسدش در ژانویه 2015 در کنار اعضای خانواده اش در خانه حومه ای خود در مینسوتا پیدا شد...
در دهه 1950 اسکودایا فراری به شدت سعی میکرد که در بالای لیست یکی از مرگبارترین مسابقات موتورسواری در تاریخ ثابت باشه زمانی که ماشین ها و راننده ها محددود بودند و به رقابت میپرداختن ....
یک گانگستر بی رحم، پس از دو بار قانون شکنی، در حال سپری کردن دوره محکومیتش در زندان است اما به ناگاه ناپدید می شود. او از قبل شرایط را برای رهایی خود آماده کرده بود. حال او فرصتی پیدا کرده تا دوباره به قدرت و ثروت برسد…
سن ساساکی یک آشپز عالی است که غذاهای شگفت انگیزی درست میکند، روزی او یک سفارش ویژه برای درست کردن غذایی که مختص آشپز یاماگاتا بوده که در دهه 1930 در منچوری چین میزیسته دریافت میکند و...
«لیفا» که در اواخر شب تابستان در کاستل فیست2017 در هلند ضبط شد، اولین اجرای زنده هیلنگ را به تصویر میکشد. «لیفا» قدرت و عظمت سهگانههای اسرارآمیز دانمارکی را آشکار میکند که اجرای زنده عمیقاً تشریفاتی را برای همه تجربه میکند...
این برنامه در مورد ۴ عضو گروه تئاتر کمدی Tenderloins است که آنها مجبور به انجام شوخی های عمومی با افراد غریبه می شوند در حالی که توسط دوربین های مخفی حرکاتشان ظبط می شود است در موقعی که یکی از بازیگران شوخی انجام می دهد ، سه کمدین دیگرگروه تئاتر پشت صحنه خطوط تغذیه را به دوست خود از طریق میکروفن میرسانند.هر قسمت ۴ تا رقابت بین اعضای گروه داره هرکس که بیشترین تعداد باخت رو در بین ۴ رقابت داشته باشه جریمه می کنند مثلا تو قسمت ۲ سل رو بردن به یه ورزشگاه و گفتن در حضور تماشاگرا آواز بخون این برنامه از شبکه Trutv پخش می شود و ساخت آن از سال ۲۰۱۱ آغازشده.
مائنگ سه-نا یک وکیل مدافع جنایی درجه یک است که مهارتهای خونسردانهاش باعث پیروزیهای او در دادگاه میشود و همچنین از طرفداران سرسخت درخشانترین آیدل روی زمین، دو را-ایک، است. وقتی او به عنوان مظنون اصلی در یک پرونده قتل دستگیر میشود، مائنگ تصمیم میگیرد پرونده او را به عهده بگیرد تا او را از سرنوشت ناگواری محافظت کند. با این حال، خواننده-آیدل فرشتهمانندی که او بسیار دوست داشت، کاملاً متفاوت، عاری از ادب، ملاحظه و اخلاق از آب در میآید. هر چه بیشتر به دنبال حقیقت میگردند، پرونده پیش روی آنها به یک هزارتوی عمیقتر تبدیل میشود و زخمها و رازهای مشترکشان به آرامی شروع به آشکار شدن میکند. آیا سه-نا و را-ایک واقعاً میتوانند حقیقت پشت این پرونده قتل را کشف کنند؟
موجودی اسرارآمیز و نامیرا که هیچ احساس و هویتی ندارد، به زمین فرستاده شده. با اینحال، این موجود میتواند شکل چیزهایی را که انگیزه زیادی دارند به خود بگیرد. درابتدا یک گوی است و بعد از آن یک سنگ. همینطور که دما کم میشود و برف برروی خزه مینشیند، شکل خزه را به ارث میبرد. وقتی گرگی تنها و زخمیشده بهسختی درحال راه رفتن است و درنهایت درانتظار مرگ خود به زمین میافتد، شکل آن حیوان را بهخود میگیرد. و بالاخره این موجود هوشیار شده و شروع به سفر در توندرا کرده تا زمانی که یک پسر را ملاقات میکند. این پسر بهتنهایی در شهری خالی از سکنه زندگی میکند که مدتی قبل، بزرگسالان آن شهر را برای پیداکردن بهشتی که گفته شده فراتر از دریای بیکرانِ توندرای سفید وجوددارد، ترک کردهاند. به هرحال، کار آنها برای هیچ و پوچ بوده و اکنون این پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد. با گرفتن شکل این پسر، ماجراجویی بیپایانی را بهدنبال تجربهها، مکانها و افراد جدید شروع میکند.
گوردون رامزی، آشپز مشهور جهان، آشپزان جوان مشتاق را در چالشهای آشپزی دشوار و سرویسهای شام در رستوران خود در هالیوود، "آشپزخانه جهنم"، قرار میدهد تا استعداد و مهارت آنها را محک بزند.
پسری نامشروع که به بدهی گرفتار شده، به خانهی پسرعموی گوشهگیر خود نقل مکان میکند، غافل از اینکه این معاملهی نه چندان خوشایند، به یک وسواس عمیق و خطرناک تبدیل خواهد شد.
دانشآموزی در یک مدرسهی سرگرمی برتر، رویای خود را برای تبدیل شدن به یک مدیر موسیقی پاپ دنبال میکند. آیا رقیبش از گذشتهی او باخبر میشود و برنامههایش را نقش بر آب میکند؟
Our Golden Days یک درام خانوادگی و احساسی است که داستانش حول شخصیتهایی از نسلهای مختلف میچرخد؛ از جوانانی که درگیر عشق، شغل و هویت شخصی هستند، تا والدینی که با خاطرات و چالشهای گذشته دستوپنجه نرم میکنند. محور اصلی سریال، کشف معنای واقعی خانواده است—جایی که افراد با درک دردها و تجربیات یکدیگر، به هم نزدیکتر میشوند. فضای سریال گرم، انسانی و پر از لحظات تأثیرگذار است، و با بازیهای قوی از بازیگران محبوبی مثل Jung Il-woo و Jung In-sun، مخاطب را به سفری احساسی و تأملبرانگیز میبرد.
تو سال ۱۹۹X، دنیا پر از شعلههای اتمی شده و زنده موندن سخته. نوب، قهرمان قصه، شغلش تو ارتش مشتوان میشه که خطرش وحشتناکه و مردهها بیشتر از متقاضیهان! زاکوهای باحال مثل پیرزنِ جعلی، زندانبان ویگلر کاسندرا و «ضدعفونیکننده کثیفا» از ارتش امپراتور مقدس یکییکی میان و ماجرا رو هیجانیتر میکنن. نوب کی میمیره؟!
در شهری تاریک و فقیر، گروهی از جادوگران مردم را ربوده و برای آزمایشهای غیرانسانی خود استفاده میکنند. یک مرد با حافظهای از دست رفته و مردی با سر خزنده برای باطل کردن طلسم کایمن، جادوگران را یکی یکی میکشند. اما رهبر جادوگران، گروهی از "پاککنندگان" را برای کشتن آنها میفرستد و جنگی بین دو دنیا را آغاز میکند.
محبوب بودن کار سادهای نیست. شکست دادن ساکو (Saku Chitose) خیلی سخته. محبوبترین بچه تو دبیرستان؟ بله. یه شهرت محکم که حتی حملات آنلاین خفن نمیتونن خرابش کنن؟ بله. یه گروه رفیق که هم خوشگلن هم باحال؟ بله. ولی وقتی یه معلم ازش میخواد به یه دانشآموز که چند ماهه تو اتاقش قایم شده کمک کنه برگرده، دنیای بینقص ساکو دیگه مثل قبل نمیمونه. این دیگه چیه، یه جور داستان هارمی برای آدمای معمولیه...؟
آلبا (Alba) به عنوان پسر یک نجیبزاده فقیر دوباره متولد میشه. اون به خاطر یه بیماری، نه میتونه از جادو استفاده کنه و نه عمر طولانی خواهد داشت؛ به همین خاطر خانواده دوک سرپرستی اون رو به عهده میگیرن. اونجا آلبا با اورسیس (Orsis) روبرو میشه، یعنی همون کسی که توی زندگی قبلیاش محبوبترین آدم برای اون بوده. با اینکه این اتفاق مثل یه رویای شیرین و باورنکردنیه، اما آلبا یهو یادش میاد که خودش دلیلِ از بین رفتنِ لبخندِ معشوقش بوده. حالا اون شروع میکنه به گشتن دنبال راهی برای داشتن یه زندگی طولانی، تا بتونه به دوست داشتنِ اورسیس ادامه بده.
توی سرزمینی که هیچ جادویی توش نیست، سرزمینی که قویترها قانون تعیین میکنند و ضعفا مجبورن پیروی کنند، سرزمینی که پره از گنج و زیباییهای وسوسهانگیز، ولی در عین حال توش کلی خطر غیرمنتظره در کمینه؛ سه سال پیش، Xiao Yan، کسی که از خودش مهارتهایی به نمایش گذاشت که توی چندین دهه کسی به چشم ندیده بود، یهویی همهچی رو از دست داد؛ قدرت هاش، اعتبار خاندانش، قولی که به مادرش داده بود. و این وسط نامزدیش هم بهم میخوره و اوضاع درهم میشه...
وقتی ماری (Mari)، دانشآموز دبیرستانی، برای مدرسه دیرش میشه، اصلاً فکرش رو نمیکنه که عاشق تسوناگو (Tsunagu) بشه—یه موجود مهربون و حساس از نژاد جانورخلقیها! تو دنیایی که جانورخلقیها پشت دیوارها جدا شدن، ماری و تسوناگو نشون میدن که تفاوتهاشون مثل یه پل میمونه. آیا عشقشون میتونه این فاصله بین جانورخلقیها و انسانها رو پر کنه؟
تنها چیزی که ال (Ell) میخواد، اینه که یه قهرمان بیاد و بکشتش تا بالاخره بعد از مرگش بتونه یه زندگی آروم داشته باشه. درست وقتی به نظر میرسه آرزوش داره برآورده میشه، ال به طور تصادفی قهرمانی رو که اومده بود زندگیش رو تموم کنه، میکشه. و یه تغییر کوچیک تو برنامه: اگه قهرمانی نیست که بکشتش، خودش میتونه یکی رو بزرگ کنه! بنابراین، ال اژدها، لافی (Lafi) جادوگر و دینو (Dino) قهرمان نوزاد، تبدیل به یه خانواده غیرمعمولی میشن. اما ال خیلی زود میفهمه که یاد دادن حرکات جنگی به یه نوزاد، سختتر از اونی هست که فکر میکرد!
هیچکس اطرافش نمیدونه که این دختر موخاکستری که بهش لقب «هیولا» (Beast) دادن، یه توانایی خارقالعاده داره که قراره بهزودی حسابی بدرخشه و بره تو صحنه ملی و تبدیل به یه افسانه بشه. بیا باهاش همراه شو تو این ماجرای پرهیجان که دروازههای یه داستان سیندرلایی پر از شور و حال براش باز میشه!
وقتی یه زن به عنوان آتاناسیا (Athanasia)، پرنسس بدشانس رمان «پرنسس دوستداشتنی»، از خواب بیدار میشه، باید این تراژدی رو از نو بنویسه وگرنه اعدام میشه—اونم به دست پدر خودش! شاید گیر افتاده باشه، ولی هوش و حواسش و خاطرات اون دختر محکوم بهش کمک میکنه تا یه پیچ داستانی برای زنده موندن درست کنه. اما وقتی نقشه فرارش به هم میریزه، باید با زیرکی کاری کنه که دوباره اعدامش نکنن.
داستان دربارهی یه دانشآموز دبیرستانی به اسم آکیرا (Akira) هست که میره تو خواب سرد و دویست سال بعد تو دنیایی که جنگ حسابی به همش ریخته بیدار میشه. یه سازمان جدید به اسم اوول (OWEL) حالا مردم رو رهبری میکنه و یه سیستم جدید به اسم «السی» (Elsie) یا همون «ال.سی» (LC) جای ازدواج رو گرفته. وقتی آکیرا بیدار میشه، یه اندروید به اسم یوگوره (Yugure) که خیلی شبیه دوستدخترش توواسا (Towasa) هست جلوش سبز میشه. یوگوره یهو به آکیرا که حسابی گیج شده پیشنهاد ازدواج میده. آکیرا تصمیم میگیره با یوگوره راهی سفر بشه، چون فکر میکنه توواسا هنوز باید یه جایی تو این دنیا باشه.
«میخوام تو دبیرستان غوغا کنم!» رناکو آمائوری (Renako Amaori) که راهنمایی رو تنها بوده، حالا میخواد تنهایی رو بیخیال شه و تو دبیرستان یه شروع باحال داشته باشه. قیافه جدید؟ داره. نگاه جدید؟ یه کم. ولی ادای آدمای پررو و برونگرا رو درآوردن خیلی رو مخه... مخصوصاً وقتی تو وجودت یه درونگرای حسابی هستی و فقط داری نقش بازی میکنی. بعد یه سری دختر میریزن تو زندگیش و همهچیزو زیر و رو میکنن: مای اودوکا (Mai Ouduka) – یه سوپرمدل که انگار از مجله دراومده، آجیسای سنا (Ajisai Sena) – یه دختر مهربون و آروم، ساتسوکی کوتو (Satsuki Koto) – یه قشنگهی سرد و یخی، کاهو کویاناگی (Kaho Koyanagi) – یه دیوونهی بامزه که همهچیزو به هم میریزه. رناکو هر روز داره خودشو جر میده که به زندگی دبیرستانی رویاییش برسه. ولی یهو یکی میگه: «فکر کنم عاشقتم.» «چی؟! مگه قرار نبود فقط رفیق باشیم؟» رفیق جونجونی؟ دوستدختر؟ این دخترا تو یه دنیای پر از احساسات قاطیپاتی گیر کردن، میخندن، اشک میریزن و بازم ادامه میدن. یه کمدی عاشقانهی باحال و پرهیجان از زندگی دخترای دبیرستانی – خودتو برای این شلوغی آماده کن!