همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک مرد اسکاتلندی به نام جیمز مور (جیمز مکآووی) در اتاقی بدون پنجره در سواحل شرقی آفریقا، توسط گروهی از مبارزان جهاد به حبس درآورده شده است، همسر او در تلاش است تا او را آزاد کند و......
زنی مسئولیت برادر شوهر درمان شده خود را برعهده می گیرد ولی همانطور که زامبی های سابق تلاش می کنند تا در درون جامعه ای که از آنها متنفر هستند، جای خود را باز کنند، شورشی تازه شروع به تشکیل شدن می کند ...
«آن سوی ابرها» داستان برادر (ایشان خاطر) و خواهری (مالاویکا موهانان) را روایت میکند که در منطقه زاغهنشین هند بزرگ شدهاند. زمانی که تارا به اتهام قتل دستگیر میشود، رابطه او با برادرش امیر به بوته آزمایش گذاشته میشود.
داستان فیلم در مورد کارآگاه پلیسی به نام Corbin Nash می باشد که از شهر نیویورک انتقالی می گیرد تا به شهر لس آنجلس برود. او قصد دارد قاتل پدر و مادرش را پیدا کند و آن ها را به سزای اعمالشان برساند.
داستان یک پدر و پسر است که سفر خود را به کانزاس شروع میکنند تا عکس های خود را پیش از آنکه درهای آنجا برای همیشه بسته شود در آخرین آزمایشگاه Kodachrome به نمایش گذاشته....
داستان این فیلم در سال 1946 میگذرد. “جولیت اشتون” (لیلی جیمز) نویسندهای است که در زمان جنگ جهانی دوم، مجذوب یک انجمن کتابخوانی مخفی میشود که در زمان اشغال جزیرههای مانش توسط آلمانها، گسترش پیدا کردهاند…
هیو جین زنی 32 ساله است که دو سال پیش شوهرش را در یک تصادف از دست داد. شوهر او پسری شانزده ساله از ازدواج قبلی اش داشت که هیو جین باید زین پس با او زندگی کند.
این فیلم که اقتباسی از کتاب کورنلیا نوشتهی فلورنسیا اچوز است، داستان یک معلم را به تصویر میکشد که در یک مدرسهی مشهور در بوئنوس آیرس تدریس میکند و پنج دانشآموز خود را به سفری علمی میبرد. اما فقط چهار نفر از دانشآموزان بازمیگردند، چراکه یکی از آنها به طرز مشکوکی ناپدید میشود و…
داستان این فیلم که بر اساس رویداد های واقعی می باشد درباره ی خانواده ایی کامل و شاد است تا اینکه بر اثر یک اتفاق ناگوار طی جشن چهارم جولای پدر خانواده از دنیا می رود و خانواده رو غم و اندوه در بر می گیرد.مادر خانواده تصمیم به ترک مزرعه خانوادگی و فراموش کردن همه خاطرات میگیرد و دختر پنج ساله اش را نزد پدربزرگش رها می کند و ...
در پی قتل عام مدرسه ابتدایی سندی هوک در سال 2012 که جان 20 دانش آموز کلاس اولی و معلمان آنها را گرفت، روحانی محلی پدر باب وایس نامه ای از یک کشیش همکار در دانبلان اسکاتلند دریافت می کند که جامعه او در سال 1996 به سرنوشت وحشتناکی مشابه دچار شد...
دن مردی 21 ساله است که تمام لحظات زندگی بی دردسرش را کنار دوستان و همکارانش میگذراند، زندگی به همین منوال پیش میرود تا اینکه دست روزگار سرنوشت دن را به دختری به نام شیلی پیوند میزند و این ماجرا شروعی بر دوران عاشقانه های آنهاست و...
در فیلم پیاده روی ، سواری های امن برای میلیون ها ایجاد شده است. حداقل، این چیزی است که آنها می خواهند شما فکر کنید. این فقط یک مسئله زمان بود قبل از این که داستان به عموم مردم برگردد. داستان آن یک شب ، وحشتناک است
لوییس (لوک ایونز) که در اجتماع یک مرد معمولی و ساده است اما در خفا مردی کینهای میباشد که کینه شدیدی را از زنی به نام کتی (کلی رایلی) به دل دارد. از این رو در روشنایی روز او را دزدیده و به خانه خود برده و در اتاقی تاریک حبس میکند تا رازی تاریک را از گذشته او بیرون بکشد ...
این دختر روستایی برای شهر بزرگ آماده است! خوب، حداقل او فکر می کرد که او است. رویای میتسومی این است که در یک مدرسه معتبر شرکت کند و جهان را به مکانی بهتر تبدیل کند. اما وقتی بالاخره به توکیو میرسد، معلوم میشود که دقیقاً برای زندگی شهری آماده نیست. خوشبختانه، او با شیما، همکلاسی شیرین و خوش تیپی برخورد می کند که اولین دوست او می شود! آیا او می تواند با شیما در کنارش در توکیو موفق شود؟
زمانی مردی بود که به دنیای دیگری احضار شد و آن را نجات داد. البته او در آنجا بسیار محبوب شد و به یک isekai-normie تبدیل شد. با این حال، آن مرد در "تله" افتاد و به زور به دنیای اصلی خود بازگردانده شد. علاوه بر این، او باید از کودکی دوباره شروع می کرد! این داستان قهرمان سابق بسیار خارقالعادهای است که بهعنوان یک دبیرستانی غمگین زندگی میکرد، زیرا در یک تحول بسیار غیرمنتظره بار دیگر به همان دنیای دیگر احضار میشود!
قرن ها پیش، بشر سیاره زمین را پس از آن که Vice، نژادی از بیگانگان مکانیکی، آنها را از خانه خود به سوی زندگی در فضا رانده کرد، رها کرد. اکنون که به کشتیهای ستارهای ساختهشده از تکههای ماه متلاشیشده زمین کنار گذاشته شدهاند، امید نهایی برای بشریت در دستان هنرپیشهها نهفته است، زنان جوانی که با توانایی استفاده از تنها سلاحهایی که میتوانند آسیب برسانند متولد شدهاند ...
ناسا یوزاکی،که در طول عمرش بخاطر اسم عجیبش مورد تمسخر قرار گرفته بود، میخواهد که بخاطر چیزی بیشتر از اسمش در یادها بماند. خوشبختانه، ظاهرا در راه درستی قرار گرفته و در آزمونهای آزمایشی کشوری، رتبهی اول را دارد و قرار است وارد دبیرستان مورد نظرش شود. اما زندگیاش در یک شب با دیدن دختری در راه برگشت به خانهاش عوض میشود. غرق شده در زیبایی دختر،ناسا، در نگاه اول عاشق او میشود. اما این غرق شدن باعث میشود که خطری که در حال نزدیک شدن به او بود را متوجه نشده و خود را در حال مردن پیدا میکند. ...
جادوگری که روزی دانش آموز برتر برج معروف فنگ بوده، در حال حاضر زمانش را با دنبال کردن مشتری های نا امیدش به عنوان یه وام دهنده پول میگذرونه، حداقل تا وقتی که یکی از مشتری هاش یک نقشه برای پول درآوردن به ذهنش میرسه:"کلاهبرداری ازدواج" او به طور ناخواسته به داخل اون ماجرا کشیده میشه. اورفن با هیولایی که از روز خروجش از برج فنگ هدف او بوده، رو به رو میشه. در میان انهایی که به دنبال کشتن اورفن و هیولا بودند، همه چیزش رو میده تا از هیولا محافظت کنه و با این کار روز کم ارزش ولی صلح آمیزش به پایان میرسه. او تلاش میکنه تا خواهرش"آزالای"را به شکل حقیقیش برگردونه که این کار منجر به اسرار بیشتر و کلیدی به اسرار جهان میشه.
سرزمین ارواح : تنگ سان زندگیش رو توی بخش بیرونی تنگ گذروند و با مخلوقات و سلاح های مخفی سر و کار داشت. وقتی یه تاریخچه مخفی رو از قسمت داخلی دزدید که به هنرش اضافه کنه تنها راهش برای فرار مرگ بود. ولی وقتی خودش رو به هلز پیک مرگبار پرتاب کرد توی یه دنیای جدید متولد شد، دنیای دولو دالو (ارباب روح)، دنیایی که هر شخصی اونجا روح خودش رو داره و اونایی که روحشون قوی تره میتونن تمرین کنن تا به ارباب ارواح تبدیل بشن. روحی که توی تنگ سان متولد میشه بلو سیلور گرس (نیلوفر آبی نقره ای!!!)، یک روح بی مصرفه. آیا تنگ سان موفق میشه که روح خودش رو تقویت کنه؟
پس از رویدادهای فصل دوم (Hell Girl: Two Mirrors)، سه کمککننده آئی، یعنی ایچیموكو رن، وانیودو و هونه-آنا، زندگی خود را با آرامشی نسبی سپری میکنند. ای به صورت مرموزی از مرگ بازمیگردد و از بدن یک دختر جوان به نام یوزوکی میکاگه استفاده میکند تا عملیات جیگوکو تسوشین را ادامه دهد. یوزوکی از حضور آی آگاه است، با این حال، وقتی که...
اورشیکو آسابا که ۲۶ ساله و متأهل است، یک دختر جادویی به نام آگنس است که نگهبان شهری است که در آن زندگی میکند. وقتی با سایاکا کورنای "کروژه" که جانشین قانونی او در عالم جادو است، روبرو میشود، نمیخواهد قدرت خود را به او بدهد چون کروژه قصد دارد شهر و مردمش را نابود کند و یک شهر جدید بسازد. همچنین باید با فاصله بین خود و همسرش تاموتسو، علاقه خود به تاتسومی، شوهرش و وضعیت پیچیدهای که در صورت بوسیدن یک انسان عادی قدرت هایش را از دست میدهد، کنار بیاید.
دختر نوجوانی که به آیدلها و دنیای سرگرمی علاقهای ندارد و فقط به فکر خوردن است، با پسری ملاقات میکند که او را به یک نمایش دعوت میکند. عشق ممنوعهای شکل میگیرد که نشان میدهد چقدر دو جهان با هم فرق دارند، در حالی که کیراری تلاش میکند تا یک آیدل محبوب شود تا پسری که عاشقش است و یک خواننده حرفهای است، را شگفتزده کند.
آسامی اونوهارا دانش آموز هفده ساله یک دبیرستان است که راز بزرگی دارد: او متاهل است. همسرش، کیوسوکه ایچیمارو، معلم فیزیک در همین دبیرستان است. اما پدر آسامی به شرط تحصیلاتش، اجازه ی هیچ رابطه ای با همسرش را نمیدهد. آسامی باید مخفی نگه دارد که با کیوسوکه ازدواج کرده و در عین حال سعی کند رابطه شان را تقویت کند، در حالی که پدرش و دخالت های دیگران مشکلات زیادی برایش ايجاد ميكنند.
یک خبرنگار و یک نویسنده به طور تصادفی به گذشته سفر می کنند و در سال 1987 به دام می افتند. هر دو در جستجوی حقیقت قتل های زنجیره ای گذشته هستند و در جریان آن، هر دو متوجه می شوند که اهدافشان تا حدودی به یکدیگر مرتبط است.
بو یونگ جو یک جراح معروفه که ناگهان ناپدید میشه و هیچکس نمیدونه چه اتفاقی افتاده. بو یونگ جو الان به عنوان “معلم کیم” زندگی میکنه و اسم خودش رو گذاشته دکتر رمانتیک، او از تنهایی و زندگی در انزوا لذت میبره. کانگ دونگ جو به خاطر اینکه کسی رو زمین بزنه دکتر میشه و یون سئو جون هم به خاطر اینکه توجه یک نفر رو به دست بیاره دکتر میشه. بعد از اینکه اونها با معلم کیم آشنا میشن درباره ارزشهای زندگی و راحتی و آسودگی خاطری که عشق بهشون میتونه بده پی میبرن…
این مستند داستان یک پسربچه 8 ساله را روایت می کند که به دلیل سوء استفاده خانوادگی، جان خود را از دست داد و ناتوانی سامانه های حمایتی در نجات او را نشان می دهد.
“کوماتسو نانا” به دنبال دوستش “شوجی” به توکیو نقل مکان میکند تا به زندگیای که همیشه رویای آن را داشته، دست یابد. در قطاری که به مقصد توکیو در حرکت است، او “اوساکی نانا” را ملاقات میکند، دختری که خوانندهی یک گروه پانک راک به نام “بلست” است و او نیز عازم توکیوست تا به آرزوی خود برای تبدیل شدن به یک حرفهای دست یابد. پس از رسیدن به توکیو آن دو راه خود را از هم جدا میکنند اما دست سرنوشت دوباره آنها را با یکدیگر روبرو میکند واین دو دختر همنام در توکیو همخانه نیز میشوند. کمکم پیوند دوستی دو “نانا” محکمتر و عمیقتر میشود و در کنار هم با مشکلاتی که در زندگی عاشقانه و کاری آنها بوجود میآید، روبرو میشوند.
در آینده ، زندگی بین دنیای دیجیتال و فیزیکی رو به تیرگی می رود. مرز بین تکنولوژی و بشریت به ماورای تصورات کشیده میشود با موجوداتی که باعث ایجاد هم دنیای فیزیکی والکتریکی می شوند.با یکی شدن انسان و ماشین -یک سطح فرمانشی/سیبرنتیک زندگی خلق می شود-زندگی که تا تعریف دوباره بشریت ادامه می یابد.