همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
بیگانهای از یک سرزمین دور که در حال گشت و گذار در کهکشان میباشد از گروه خود جدا شده و با دو جوان از ساکنان یکی از خطرناکترین مکانهای جهان خلقت دیدار میکند؛ حومه شهر لندن ...
یک روزنامه نگار جوان با افکار بلندپروازانه در طول جنگ جهانی دوم، زندگی و کارش را به خطر می اندازد و جریان کشتار وحشتناک 22 هزار افسر لهستانی را کشف می کند. رازی که برای سالها پنهان شده و...
جوزف استدمن خود را در یک آزمایش ناخواسته که توسط دانشمندی دیوانه انجام میشود، پیدا میکند. آزمایشی که باعث نبردی میشود که میتواند جهان را نجات دهد یا آن را نابود کند و…
داستان فیلم در مورد گروهی از دانشجوهای کالجی امریکایی می باشد که به امید یافتن طلا، راهی جنگل های جنگ زده ی ویتنام می شوند. اما خیلی زود رویای آنها جای خود را به ترس می دهد چرا که راهنمای محلی سفرشان آنها را رها می کند و انها بدون اینکه قادر باشند با کسی تماس بگیرند، در اعماق جنگل گم می شوند.
در طول جنگ جهانی دوم، نیروهای آلمانی، آمریکایی ها را در "نبرد گذرگاه القصرین" شکست دادند. یک گروهبان تنها، به نام رولاند روتاک، از دسته خود در مناطق بیابانی آفریقا جدا شده است. او توسط سربازان آلمانی اسیر میشود و مجبور است با بدترین ترس خود مواجه شود. ترس هایی که تاثیر بسیار بدی در در زندگی پس جنگش میگذارد و...
کریم آوینوز ، کارگردان برزیلی مستقر در برلین ، یک سال در زندگی پناهجویان در Tempelhof تاریخی برلین ، فرودگاه سابق ساخته شده توسط دولت نازی به عنوان سمبل آلمان هیتلر را شرح داد...
داستان سگی است که ستاره ی موسیقی پاپ است و اینبار همراه با دوستان خواننده ی دیگرش به یک تور در دنیا میروند و داستان های هیجان انگیز جدیدی را خلق میکنند ...
داستان این فیلم درباره ی زنی به نام الی است که در حال ترک اعتیاد می باشد. او به همراه دو فرزندش به شهر جدیدی نقل مکان می کند تا زندگی جدیدی را شروع کند اما متاسفانه این کار هم به او کمک نمی کند و...
ایستگاه بینالمللی فضایی اکنون تبدیل به یک زندان شده است. زندانی که هیچکس نمیتواند از آنجا خارج شود و حتی مکان زندان را هم نمیدانند. اما پس از اینکه گروهی از زندانیان کنترل ایستگاه را به دست میگیرن...
بالاخره بعد از سالها عشق ورزیدن یک طرفه، «نائویا موکای» با دوست دوران کودکیاش یعنی «ساکی ساکی» قرار میگذارد. با این وجود، در همان حین که خود را پایبند به این عشق میداند از سمت فردی دیگر یک اعتراف عشقی دریافت میکند و...
اومیکی، دختر دبیرستانی خجالتی، آرزو دارد که دوستی از سیاره دیگر داشته باشد. وقتی با یو، دانش آموز انتقالی بیگانه با قدرت های تله پاتی آشنا می شود، زندگی مدرسه ای او تغییر می کند. این دو به هم نزدیک می شوند و تصمیم می گیرند که یک موشک بسازند و به فضا بروند. در طول مسیر، آنها دوستان جدیدی پیدا می کنند.
کیتارو، که همیشه تمایل به جذب ارواح داشته است، به عنوان معلم دختر کوچکی به نام یایویی استخدام می شود که می تواند ارواح را ببیند و به دنبال روحی است که مادرش را گرفته است.
یک کارمند 26 ساله به دلیل آزار و اذیت رئیس سابقش شغل خود را تغییر می دهد. او نگران است که رئیس جدیدش نیز از قدرت خود برای آزار و اذیت او استفاده کند. با این حال، وقتی برای اولین بار رئیس جدیدش را ملاقات می کند، متوجه می شود که رئیس جدیدش آنقدر بی فکر است که هیچ اضطرابی ندارد.
کونوها آکیساتو تصویرگری است که عاشق دختران زیبا و بازی های بیشوجو است. رویای او تبدیل شدن به یک تصویرگر فوق العاده محبوب است، بنابراین او سخت در یک شرکت تولید بازی bishojo کار می کند، اما واقعیت این گونه نیست... با دوران طلایی بازی های شبکه های اجتماعی، شرکت کونوها به خوبی انجام می دهد، و او به عنوان یک تصویرگر فرعی کار می کند و روزهای خود را صرف نقاشی پشت شخصیت های پس زمینه تصادفی می کند. یک روز صاحب یک فروشگاه بازی به او یک بازی کلاسیک بیشجوجو می دهد. او با تمام هیجانی که در دوران طلایی بازیهای بیشوجو داشت، بسته را به سمت «دوکیوسی» باز میکند و نور درخشانی او را فرا میگیرد. کونوها سپس متوجه می شود که او فقط به گذشته سفر کرده است! او در سال 1992 به پایان می رسد! این طلوع از دوران بازی bishojo است! کونوها در شرکتی به نام الکل سافت کار می کند. آیا او میتواند به همه دختران زیبایی که همیشه میخواسته فکر کند، نقاشی بکشد و خلق کند؟! داستانی در مورد یک دختر و عشق شدید او به دختران زیبا - "اکنون، بیایید شروع کنیم!"
جانگ بیونگ تائه پسر کوچک و ضعیفی است که در اونیانگ در استان چونگ چئونگ جنوبی زندگی می کند. او در انتهای نردبان اجتماعی مدرسه است و وقتی به دبیرستان کشاورزی بویئو همسایه منتقل می شود، با یک حادثه غیرمنتظره روبرو می شود که به نقطه عطفی در زندگی او تبدیل می شود.
تاکهمیچی هانگاکی در بدترین شرایط زندگی خویش است که متوجه می شود دوست دختر سابق و تنها معشوقه زندگیش هیناتا تاچیبانا که در دوران راهنمایی باهم قرار می گذاشتند توسط دارو دسته تبهکاران " توکیو مانجی(صلیب شکسته卍)" کشته شده است، روز بعد از اطلاع از این حادثه تاکهماچی بر روی سکوی ایستگاه قطار بود که یک نفر او را از پشت هل می دهد و او بر روی ریل قطار می افتد، زمانی که تاکهماچی خود را برای مردن آماده کرده بود وقتی چشمان خود را باز می کند متوجه می شود که به دلایلی به 12 سال پیش که اوج دوران زندگی اش بود بازگشته است او برای نجات زندگی معشوقه اش تصمیم میگیرد که خودش را عوض کند و از اینجاست که انتقام او از زندگی شروع می شود.
دانشآموز دبیرستانی، میچیو کاگا، بیهدف در زندگی و اینترنت پرسه میزد، وقتی میبیند که از یک وبسایت مخفی به دنیایی فانتزی منتقل شده است - به عنوان یک مرد قوی که میتواند از قدرتهای «تقلب» استفاده کند. او از قدرت خود برای تبدیل شدن به یک ماجراجو، کسب درآمد، و گرفتن حق ادعای دخترانی که زیبایی در حد بت دارند استفاده می کند تا حرمسرای خود را تشکیل دهد.
کیم چونچو نوه پادشاه جینجی بیست و پنجمین پادشاه شیلا است. کیم چونچو به کمک یکی از فرماندهان خود یعنی کیم یوشین موفق میشود عصر طلایی فرمانروایی شیلا را رقم بزند. کیم چونچو که نوه فرمانروا جینجی بوده پس از خلع پدربزرگش از این مقام، به نوعی از قدرت فاصله گرفته است. در کودکی با کیم یوشین، پسر یکی از فرماندهان بزرگ شیلا آشنا میشود که همین مسئله زمینه ساز دوستی این دو میشود و ...
خانواده یوزوکی از چهار برادر تشکیل شده است: هایاتو، میکوتو، میناتو و گاکوتو. پسر بزرگ، هایاتو، هر روز را با خوشحالی کامل زندگی می کند. در خانه، مدرسه و محله اشک، خنده و هیجان است!
آئواشی ری، یک کارمند اداری معمولی، در اثر کار زیاد می میرد و دوباره متولد می شود. او در دنیای بازی otome مورد علاقه خود، انقلاب، به عنوان ری تاکر، قهرمان بازی، ظاهر می شود ری علاقه ای به سه مسیر عاشقانه اصلی بازی با شاهزادگان پادشاهی باوئر ندارد. او قلب خود را بر روی کلیر فرانسوا، آنتاگونیست اصلی بازی، می گذارد. با استفاده از دانش خود از وقایع بازی که هنوز اتفاق نیفتاده است، ری سعی می کند به کلیر پایان خوشی بدهد.
داستان بر رابطه بین ریوتو کاشیما، یک طرد شده اجتماعی غمگین، و رونا شیراکاوا، یک دختر محبوب در مدرسه متمرکز است. رابطه آنها زمانی شروع می شود که ریوتو باید از رونا به عنوان بخشی از بازی باخت بخواهد بیرون بیاید، و او پس از گفتن "خب، بالاخره من در حال حاضر آزاد هستم" با او بیرون می رود. آنها حلقههای اجتماعی کاملاً متفاوت و سرگرمیهای کاملاً متفاوتی دارند، اما همانطور که با یکدیگر معاشرت میکنند، شروع به تشخیص و حتی پذیرش این تفاوتها به عنوان چیزی برای پیوند میکنند.
داستان در مورد آلن، یک جادوگر غیر اجتماعی است که در اعماق جنگل زندگی می کند، که اتفاقی با دختری به نام شارلوت برخورد می کند که راه خود را گم کرده است. او توضیح میدهد که وقتی نامزدیاش لغو شد، پس از متهم شدن دروغین به یک جنایت، از زادگاهش فرار کرد. آلن که به دوران جوانی خود فکر می کند زمانی که به او خیانت شد و از یک مهمانی ماجراجویانه اخراج شد، تصمیم می گیرد به دختر کمک کند و چیزهای شیطنت آمیزی به او بیاموزد ... مانند لذت بردن از غذا، بازی کردن و تا دیر وقت بیدار ماندن.