همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
زمانی که یکی از سه برادر قسمخورده در یک تلاش بیرحمانه برای به دست آوردن قدرت به دیگران خیانت میکند، پیوندی که زمانی میان آنها وجود داشت از هم میپاشد. سالها بعد، کوچکترین برادر، «یه لیانگ»، از آستانه مرگ برمیخیزد تا از دختر برادر از دسترفتهاش محافظت کند و سوگند خونی خود را به جا آورد؛ او همه چیز را به خطر میاندازد تا خائن را به دست عدالت بسپارد.
این برنامه ویژه سینمایی به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد تولد آندره ریو، پادشاه والس، ساخته شده است. در این فیلم، او شما را به جشن قایقسواری در ماستریخت دعوت میکند و منتخبی از بهترین اجراهای جهانی و خاطرات او با ارکستر یوهان اشتراوس به نمایش درمیآید. بیشتر این کنسرتها برای اولین بار روی پرده سینما به نمایش گذاشته میشوند و فرصتی استثنایی برای دیدن آثار کلاسیک آندره ریو به شمار میرود.
یونگسو، ماهیگیری جوان و درمانده، برای بهبود وضعیت زندگی همسر ویتنامی و مادر سالخوردهاش، نقشهای برای کلاهبرداری از بیمه میکشد که شامل صحنهسازی ناپدید شدنش است.
دختر نوزاد ژانگ کی-مائو ربوده میشود. او در جستجوی دخترش، به ناحق زندانی شده و سپس متوجه میشود که از دخترش برای قاچاق اعضای بدن استفاده شده است. کی-مائو که از این ماجرا خشمگین و غمگین است، تصمیم به انتقامی خشونتآمیز میگیرد.
این فیلم از رونمایی دقیقترین مدل تایتانیک خبر میدهد که با استفاده از فناوری اسکن زیر آب و تعداد زیادی تصاویر دیجیتال، یک نسخهی دیجیتالی کاملاً مشابه اندازهی واقعی کشتی غرقشدهی مشهور را به وجود آورده است.
این فیلم به بررسی روابط خاص بین حیوانات و صاحبانشان در جهان میپردازد و با نشان دادن سگها، گربهها، خوکها، بزها و پرندگان شکاری، سفری دوستداشتنی را به تصویر میکشد که در آن عشق و فقدان و محبتهای حیوانی به نمایش گذاشته میشود.
مسابقات North West 200 که هر ماه مه در ایرلند شمالی برگزار میشود، یکی از سریعترین و خطرناکترین رویدادهای موتورسواری جادهای در جهان است. حدود ۱۰۰ موتورسوار از سراسر دنیا در این مسابقات شرکت میکنند و با سرعتهای بیش از ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت در جادههای عمومی بسته شده مسابقه میدهند و با خطرات جانی روبرو میشوند.
این گروه اسکاتلندی که بیش از ۲۵ سال از فعالیتش میگذرد و تاکنون ۱۰ آلبوم استودیویی منتشر کرده، با درآمیختن قدرت و صلابت صدا با لطافت و شکوه، گونهای منحصربهفرد در موسیقی پدید آورده است.
داستان زندگی گابریله مونتر و واسیلی کاندینسکی، زوج هنرمند و از بنیانگذاران جنبش "سوار آبی" را روایت میکند. کاندینسکی به شهرت رسید، اما مونتر در سایهی او نادیده گرفته شد.
فیلمبرداری در ۲۶ مارس در تئاتر پالادیوم لندن با همراهی یک گروه زنده انجام شد. التون و برندی آهنگهایی از آلبوم جدیدشان به نام «چه کسی به فرشتهها اعتقاد دارد؟» را اجرا کردند.
داستان کائنات اختر، یک زن پاکستانی که به اشتباه به عنوان یک فرد نظامی زندانی شده است را دنبال میکند. یک روزنامهنگار به نام وِدانْت او و دخترش که در زندان به دنیا آمده است را پیدا میکند. او که حس عدالتخواهی قویای دارد، ماموریتی را برای کشف حقیقت آغاز میکند.
اژدهایِ اندرِ شرور، مسیرِ ویرانی را در پیش میگیرد و دختری جوان و گروهی از ماجراجویانِ غیرمنتظره را بر آن میدارد تا برای نجاتِ دنیایِ رو به رویی، دست به کار شوند.
هنگامی که یک مامور اطلاعاتی به دیجیای که دیگر در اوج نیست، پیشنهاد میدهد تا رقیب جوانش را از میدان به در کند، او این پیشنهاد را شانسی برای بازگشت به دوران اوج خود با یک آهنگ پرمخاطب تلقی میکند.
داستان سریال درباره زینب، معلم موسیقی که به همراه همسرش احمد، به خونه ای جدید نقل مکان می کنند است. زینب در روز تولدش آرزویی میکنه... پنج سال بعد همه چیزشو از دست میده و...
"رئیس، لطفا کمک کنید شکوفا بشیم!" در توکیو، جایی هست به اسم ولود وِی. خیابونیه که به خاطر گروه های تئاتری که توش نمایش دارن معروفه. ایزومی تاچیبانا که سابقا یک بازیگر روی صحنه بوده، با نامه ای که میگه "پر از بدهی! صفر مشتری! فقط یک بازیگر!" به اونجا میرسه. این نامه وضعیت گروه تئاتری به اسم مانکای کمپانی که قبلا معروف بوده رو توصیف میکنه. وظیفه ایزومی اینه که کمپانی رو از اول بسازه و به عنوان رئیس جدید افتخار سابقش رو برگردونه.
سمت چپم داستان عشق سرّا، دختر جوانی که در اوج جوانی مجبور شده روی پاهای خودش بایسته و مسئولیت مراقبت از مادرش رو به دوش بکشه و سلیم، ولیعهد خانواده ی اشرافی کوتلوسای را به نمایش خواهد کشید. سرّا یک دانشجوی بسیار موفقه که از دانشگاهی که متعلق به خانواده ی سلیمه بورس گرفته و با جدیت تمام تحصیل میکند و در نقطه ی مقابل سلیم از روی مجبوریت به ادامه ی تحصیل ادامه میدهد…
زندگی در یه محل شناخته شده برای جرم جوانیش، ماکوتؤ بیست و یک ساله دوست شاه، رهبر یه گروه نوجوونی به اسم جی-بویزـه، با اینکه خودش شخصاً تمایلی به عضویت در گروه نداره. ماکوتو با شناخته شدنش بخاطر خونسردیش و توانایی حل مسائل، با خنثی کردن موقعیتهای پرتلاطم و دور نگهداشتن دوستانش از خطر، تبدیل به یه مشکلگشا میشه. ولی، مرگ دوستدخترش و دعوای گنگشون با یه گنگ رقیب این تهدید رو به عمل میاره که بیشتر از اون چیزیه که ماکوتو از پسش بربیاد.
در یک شرکت استعدادیابی در استانبول ، ماموران تلاش می کنند تا مشتریان ستارگان خود را راضی و تجارت خود را حفظ کنند. مأمورین در شرایطی که زندگی شخصی و حرفه ای آنها را در هم می آمیزد ، وضعیت را به وضعیت دیگری برمی گردانند.
ناره(Neslihan Atagul) دختر سفیر هستش و سنجر(Engin Akyürek) پسر کشاورزیه که از بچگی عاشق همدیگه میشن ولی برادر ناتنی ناره که پدرش ازبچگی بزرگش کرده بود بهش تجاوز میکنه و ناره نمیتونه اینو به سنجر بگه چون میدونه قاتل میشه، روز ازدواجشون سنجر فکر میکنه ناره بهش خیانت کرده و اونو بیرون میکنه و ناره خودکشی میکنه و مثل پرنده ای از روی پرتگاه پرت میشه ولی...
ماهیر بوزتپه (Mahir Boztepe) ، تمام زندگی خود را پشت سر گذاشت و یتیم خانه علی كان (Ali Kaan) را افتتاح كرد تا اطمینان حاصل كند كه همه بچه های یتیمی كه از روز اول به خانه او آمده اند ، خانواده مناسب را پیدا كرده اند. رنج ماوی ، موزی ، بامبی و زینب که در این مکان برای یافتن خانواده هایشان یک اتاق مشترک دارند ، آرزوی اقوام و ناامیدی آنها خواهرانشان را از هم جدا نمی کند. وقتی دختران ناامید می شوند ، مددکار اجتماعی آنها Ayşegül همیشه آماده است تا به آنها کمک کند.
داستان مردم روستایی است که در یک منطقه ی استپی زندگی میکنن و بخاطر شرایط نامساعد و امکانات کم خیلی ها مجبور به رفتن میشن و این رفتن ها هم باعث شکستن دل عاشق های زیادی میشه و هر وقت دل عاشقی شکسته بشه، صخره ای از کوه دل جدا میشه…
یوسف، دانشجوی با استعداد و باهوش دانشگاه و یامور دختری با اعتماد به نفس، صادق و دوست داشتنی است که در یک دانشگاه درس میخوانند. یامور، تنها دختر خانواده اش است و بسیار وابسته به پدرش است. یوسف که همیشه مخفیانه برای تامین هزینه خانواده اش بعد از دانشگاه کار میکند، یک روز هنگام کار از حال میرود. بعد از معاینه پزشکان مشخص میشود که رگ های قلب او گرفته است و باید فورا عمل شود. مادر یوسف که سونا نام دارد برای اینکه خرج عمل را بدهد، برای پس گرفتن پولش از صدری، که قبلا برای ثبت نام یک خانه آن پول را به او داده بود، میرود، اما نمیداند که صدری ورشکست شده و قصد دارد خودش را بکشد. وقتی سونا از او پولش را پس میخواهد او حاضر میشود پول را پس دهد اما به شرطیکه او را بکشد تا به او بیمه عمر تعلق بگیرد و زندگی دخترش بعد از مرگ او تامین شود. صدری که خیلی دخترش یامور را دوست دارد و به فکر او است به سونا میگوید “تو پسرتو نجات بده منم دخترمو” و به این شکل دست سرنوشت یامور و یوسف را بهم میرساند…
داستانی در مورد سیاسی ترین خانواده در تاریخ آمریکا، که همانند فیلم «پدرخوانده» است. یک پدر خودخواه که میخواهد از طریق پسرانش به چیزهایی که میخواهد برسد. پسرانی که به ساز پدر میرقصند، در حالی که تلاش میکنند روی پای خودشان باایستند و شخصیت ها و رابطه های پیچیده که تصویری از یکی از آشفته ترین دوره های دنیای مدرن را ارائه میدهد...
قصه ی یک پادشاه و خانوادهاش که برای حفظ امپراتوری تلاش میکنند را بازگو میکند و مضمون آن هم به احقاق حق و عدم تغییر سرنوشت ازلی انسانها برمیگردد. امپراتور پدر میخواهد برای “لی هون” ولیعهد خود همسر انتخاب کند. لی هون، عاشق دختری به نام “یئون وو” میشود و از پدرش میخواهد که آنها را به ازدواج هم در آورد. “یئون وو” که دختری اشراف زاده هست همسر ولیعهد میشود و همه از هوش و درایت او تعجب میکنند. ملکه مادر و دیگر وزیرها که از انتخاب او برای همسری ولیعهد ناراضی هستند برای او تلهای میگذارند که “یئون وون” محکوم به مرگ میشود…
کانگ آ روم (Yoo In-Na) طرح لباس عروسیست که از نظر اقتصادی میتواند خرج خود را کامل دربیاورد ، اما او تاکنون دوبار ازدواج کرده است ، رازی پشت زندگی همسران اوست که کانگ آ روم خود نیز از آن ها خبر ندارد . همسر سابق او جون جی هون (Eric) مامور مخفی اینترپل است که ادعا میکند تنها یک نویسنده است ، از طرفی همسر فعلی کانگ آ روم ، دریک هیون (Lim Ju-Hwan) که به عنوان یک مقام دیپلماتیک کار میکند ، در اصل جاسوس شرکت صنعتیست ، با اینکه دریک صادقانه همسرش را دوست دارد اما شخصیت اصلی خود را از او پنهان میکند تا اینکه یک روز…
در یک شهر کوهستانیِ دور افتاده واقع در کشور کانادا، پس از اینکه یک پالایشگاه نفتی جدید توسط زنی مرموز افتتاح می شود، آن شهر کوچک تبدیل به دنیایی مملو از مواد مخدر، فحشا و جرایم سازمان یافته می شود. حال رئیس پلیس "جیم ورث" که یکی از اعضای خانواده اش را به قتل رسانده اند، تشنهی گرفتن انتقام از این خلافکاران است...
بچه رئیس با کمک تیم، برادر و شریک جرمش، در حال ادامه تجارت سابق خود و مدیریت کمپانی بیبی کورپ است. با این حال، ایجاد یک تعادل بین زندگی شخصی و کاری به یک ماموریت غیر ممکن برای این بچه امروزی تبدیل شده است...