همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
گروه پستچیهای نامهرسان در پی یافتن نویسندهی نامهای مرموز که در یک کلوب شبانه پیدا شده، راهی سفر میشوند. این در حالی است که الیور، یکی از اعضای گروه، ضمن دست و پنجه نرم کردن با احساسات پدر شدن قریبالوقوع خود، به دنبال شناخت بیشتر پدر بیولوژیکیاش است.
در میان حلقههای جرم و جنایت مرتبط با مواد مخدر، خبرچینهای موسوم به «یابا» اقدام به فروش اطلاعات مجرمان میکنند. مجرمان نیز از این اطلاعات به منظور تخفیف در مجازاتهای خود بهره میبرند و در مقابل، نیروهای انتظامی از آن برای انجام دستگیریها استفاده میکنند. بدین ترتیب، «یابا»، پلیس و دادستانها یک مثلث اساسی و تعیینکننده را شکل میدهند.
این فیلم به بررسی پنج دهه فعالیت حرفهای آنها در زمینه استندآپ کمدی، ساخت آلبوم موسیقی و بازی در فیلمهای پرفروش میپردازد. این اثر زندگی آنها، همکاری کمدیشان و تأثیر ماندگارشان بر فرهنگ عامه را پوشش میدهد.
کودکان اسرائیلی در گفتگو با مونتانا تاکر، فعال مدنی، تجربیات هولناک خود از حمله ۷ اکتبر حماس را به اشتراک گذاشته و از بقا، اسارت، از دست دادن والدین و تجاوز به خانهها میگویند. این گفتگوها در راستای تلاش آنها برای کنار آمدن با آسیبهای روحی ناشی از این وقایع صورت میگیرد.
این فیلم از مخاطب دعوت میکند تا با عوامل تولید مستند «شیرهای دریایی گالاپاگوس» همراه شده و علاوه بر مشاهده مراحل فیلمسازی، با دنیای الهامبخش این مستند نیز آشنا شود.
در آفریقای جنوبی، مردی در جریان کمک به نجات بچه پانگولینی که قربانی قاچاق شده بود، معنایی برای زندگی خود مییابد. او زندگیاش را وقف تیمار و آمادهسازی این حیوان در معرض انقراض میکند تا بتواند آن را به زیستگاه طبیعیاش بازگرداند.
مستند «داستان پزشکان درباره ابولا» به روایت یک ماه خدمت دکتر جاوید عبدالمونیم، پزشک بریتانیایی، در مرکز درمان ابولا در سیرالئون در زمان اوج شیوع این بیماری در سال ۲۰۱۴ میپردازد.
رسلمانیا یک رویداد کشتی حرفهای است که سالانه بین اواسط ماه مارس تا اواسط ماه آوریل توسط دبلیودبلیوئی برگزار میشود. این چهل و یکمین رسلمانیا سالانه خواهد بود و به صورت یک رویداد دو شبه در تاریخهای ۱۹ و ۲۰ آوریل ۲۰۲۵ در ورزشگاه الیجنت واقع در منطقه پارادایس، حومه لاس وگاس، نوادا برگزار خواهد شد.
بعد از اینکه سلی از کما بیدار میشود، درمییابد که توانایی دروغ گفتن را از دست داده است. دوستش، کستی، این موضوع را فرصت مناسبی برای ساختن یک نمایش تلویزیونی موفق میبیند؛ اما زمانی که تصمیم به تولید فصل جدید برنامه «بازهاوس» میگیرند، همه چیز از کنترل خارج میشود.
یک متخصص رباتیک که اندوه از دست دادن پسر یازده سالهاش را در ساخت عروسکی رباتیک به نام «رابین» با تمام قابلیتهایش به کار میگیرد، با رخ دادن زنجیرهای از اتفاقات هولناک درمییابد که رابین برای تصاحب کامل خالقش از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.
این فیلم به دسترسی ویژه پشت صحنه نمایش "چیزهای عجیب: سایه اول" در وست اند لندن اشاره دارد و نشان میدهد که بازیگران و عوامل چگونه برای آمادهسازی این نمایش مهم در میان انتظارات بالا تلاش میکنند.
Sado Tarou از مازوخیسم جنسی ( لذت بردن از درد ) رنج میبرد. او زمانیکه توسط یک دختر کتک میخورد احساس لذت جنسی میکند. او احساس میکند که با این وضعیت هیچوقت نمیتواند یک رابطه معمولی داشته باشد و تصمیم میگیرد که برای درمان مشکلش از انجمن داوطلبان دیدار کند، مکانی که آرزوهای دانش آموزان را برآورده میکند. در آن انجمن او Isurugi Mio را میبیند دختری که فکر میکند خدا است و Yuuno Arashiko دختری که چند سال پیش باعث بروز این مشکل در او شده بود.
هانازونو هیکاری کاراکتر اصلی داستانه که همیشه به تاکیشیما شکست می خوره. هیکاری، به کِی به عنوان یه رقیب و تاحدودی هم یه دوست نگاه میکنه. کِی عاشق هیکاریه و همه اینو میدونن ولی خودش متوجه این موضوع نمیشه! وقتی اونا ۶ ساله بودن پدرهاشون به همدیگه معرفیشون کردن. هیکاری به خودش مغرور بود که بهترین کشتی گیره ولی تو اولین کشتی به کِی شکست می خوره. هیکاری قسم می خوره کِی رو تو مدرسه شکست بده و به همین خاطر تو همون مدرسه ی کِی ثبت نام میکنه. حالا اون در هاکوسن حضور داره. مدرسه ی نابغه ها که مخارجش برای پدرِ نجارش خیلی زیاد تموم میشه.
سریال در مورد عشق بین یک فرد 40 ساله و فردی ۲۰ ساله است. او هی وون(Kim Hee ae) مدیر برنامه ریزی شرکت هنری سئوهان است و دارای روابط عمومی بی نظیری است. او عاشق نابغه پیانو لی سون جه (Yoo Ah in) می شود…
50 سال از زمان شروع سفر بشریت به مرزهای جدید گذشته: مریخ. الان دوره ایه که بیشتر فرهنگ توسط هوش مصنوعی ارائه میشه و مردم راضین که غیر فعال باشن. یه دختری هست. به زور زندگیش رو توی متروپلیس شهر آلبا میگذرونه و حین این که پاره وقت کار میکنه سعی داره موزیسین بشه. همیشه حس میکرده یچیزی کمه. اسم کارول ـه. یه دختری هست. توی یه خانواده مرفه توی شهر هرسچل متولد شده و رویاشه که موزیسین بشه، ولی هیچکس اطرافش درکش نمیکنه. اون حس میکنه که تنهاترین آدم دنیاست. اسمش تیوزدی ـه. اونا میخوان آهنگ بسازن. با هم حس میکنن که شانسشو دارن. دو تاشون شاید فقط بتونن یه موج کوچیک بسازن ولی کم کم به یه چیز بزرگتر تبدیل میشه.
سیتو مو دختر جوان و باهوشیه که نزدیک فارغ التحصیلیشه او در مورد آینده اش هیچ هدف و برنامه ای نداره، همیشه همه تلاشش رو میکنه اما باز هم نمیتونه برای آینده تصمیمی بگیره. روزهای معمولی زندگیش با ظاهر شدن یه نابغه فیزیک به نام “گوو یی” تغییر میکنه، اونها دائما و تصادفا به هم بر میخورن بدون اینکه بدونن دارن تو قلب هم راه پیدا میکنن… اتفاقات داستان ما از همینجا شروع میشه
در کریسمس سال ۱۸۶۱ چهار خواهر بنامهای مگ ، جو ، ایمی و بث برای مراسم شب عید کریسمس آماده میشوند ولی بدون پدرشان و بدون هدایای شب کریسمس. در ادامه یک همسایه جدید به خانه کناری آنها منتقل میشود و خواهران با لورا دختر همسایه و معلمش جان بروک دوست میشوند و…
داستان سریال درباره فیروزه و آیاز، دو آدم خوش قلب که بار سنگین زندگی را به دوش میکشند. پدرش تو کار ساختمان سازیه و به خاطر حادثه سقوط آسانسور باعث کشته شدن 13 نفر میشه و به همین دلیل محکوم میشه و...
در دوران بلوغ، برخی از پسران و دختران دارای توانایی های ماوراءالطبیعه هستند. یو اوتوساکا یکی از این افراد است و از قدرت خود برای اهداف شخصی خود استفاده می کند. او زندگی نسبتاً عادی دارد تا زمانی که نائو توموری، یک دختر دیگر با توانایی های ماوراءالطبیعه، در زندگی او ظاهر می شود.
این مجموعه شامل ۴ داستان کوتاه ۲۰ دقیقه ای است که هر یک از این داستان ها رو یک کارگردان متفاوت ساخته است. IU در هر یک ازین ۴ داستان شخصیت کاملا متفاوتی را بازی میکند…
داستان سریال درباره یک خلافکار و عضو سابق یاکوزا، "هارو" است. اون که 9 سال پیش به خاطر قتل به زندان افتاده بود بالاخره آزاد میشه ولی از زمانی که به زندان افتاده تا کنون اتفاقات زیادی افتاده است...
لی گان (جانگ هیوک) مدیر یه کارخونه مواد شیمیایی که محصولات خانگی تولید می کنه. عاشق دوست دختر رقاص اشه. در ضمن، کیم می یونگ (جانگ نا را) به عنوان منشی توی یه دفتر وکالت مشغول به کاره. اسم مستعارش "پُست ایت " به معنی (بنداز بهش ِ). این نام مستعار بخاطر اینکه هیچ وقت نمیتونه به همکاراش نه بگه روش گذاشته شده. چون همه ازش به دلیل مهربونی و شخصیت ضعیفش سواستفاده میکنن و بهش خُرده فرمایش میدن. این دوتا یه شب ُ در حالی که مست بودن با هم می گذرونن و کیم می یونگ باردار میشه.…
در بازي چند نفره انلاين گلوري. زو بالاترين رده بازي را داشت. ولي با توجه به دلايلي از تيم اخراج شد. پس از اخراج از صحنه رقابت ها او مديريت يك كافي نت را به عهده ميگيرد. وقتي گلوري سرور دهمش را راه اندازي ميكند. زو يكبار ديگر وارد صحنه مي شود و با داشتن ١٠ سال تجربه ى خاطرات گذشته و سلاح هاي دست ساز به سمت جاده طولاني قله پيروزي حركت ميكند.
۱۱ سلبریتی با هم در یک خانه زندگی میکنند. آنها با هم آشپزی، تمیزکاری و کارهای روزمره را انجام میدهند. آیا آنها دوستان نزدیکی خواهند شد و دوستی شان عمیق خواهد شد؟
آیوکاوا ایتسوکی یک جوان معمار موفق در یک شرکت هست اون توی دوران دانشگاهش تصادف کرده و این تصادف موجب میشه که اون از ویلچر استفاده کنه… تستوگومی کاوانا هم زن جوانی هست که در یک شرکت طراحی داخلی ساختمان کار میکند که با ایتسوکی در یک دبیرستان درس میخوانده این دیدار مجدد خاطرات دختر جوان از اینکه ایتسوکی عشق اولش در مدرسه بود را زنده میکند…
بونگ سانگ پیل(لی جونگی) بعد از ناامید شدن از قانون برای گرفتن انتقام مرگ مادرش، تصمیم میگیره به روش خودش و در قالب یک وکیل عدالت رو اجرا کنه و در برابر قدرت های برتر بایسته…
در دوران باستان، زو ژیانگ، یک مقام رسمی در یان بزرگ با دشمن تبانی میکند و باعث نابودی پادشاهی خودش میشود. فو جیو یون شاهزاده خانم را از آسیب نجات میدهد. شاهزاده خانم بردگی و اسارت مردمش را میبیند. او که اکنون با نام کین چوان شناخته میشود عهد میبندد که با جستجو و پیدا کردن چراغ معنویت آنها را نجات دهد.
لی داگیل که نقش ان را جانگ هیوک بازی میکند ارباب زاده ای است که به یکی از برده های زن خانه اش علاقه مند است. برادر این زن خانه ارباب خود را به آتش کشیده و باعث می شود لی داگیل هر چه که داشته از دست بدهد. لی در خیابان ها سرگردان می شود و به دلیل کینه ای که از برده ها به دل گرفته شکارچی برده می شود. او با تشکیل یک گروه سه نفره به شکار برده ها می رود. ده سال از این اتفاق می گذرد و ...