همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
آخرین سامورایی که ارتش 690 نفری را در برابر دشمن 50 هزار نفری رهبری می کند - در سال 1867، قدرت سیاسی به امپراتور بازگشت و 260 سال شوگونات توکوگاوا به پایان رسید و در نتیجه حوزه ها به ارتش شرقی تقسیم شدند...
در این برنامه الیزابت فرود، مصر شناس، ما را به یک قرن پیش می برد تا کشف مقبره توت عنخ آمون را دقیقاً همانطور که اتفاق افتاده است، تجربه کنیم، همه اینها به لطف رنگ آمیزی عکس ها و فیلم اصلی میّسر شده است...
همه چیز برای لوکاس گراهام از دیدگاه یک فرد خارج زندگی اش، خوب به نظر می رسد. هر بار که لوکاس سعی در رسیدن به هدفی جدید برای خود دارد، آن را به دست می آورد. او به یک سازمان بزرگ بین المللی وارد شده و با برخی از بزرگترین ها در این عرصه همکاری می کند ...
انتشار گازهای گلخانه ای جوامع صنعتی به احتمال زیاد فرهنگ باستانی جزایر مارشال را نابود خواهد کرد. این نه تنها یک رویداد محلی است، بلکه یک هشدار جهانی به همه مردم روی زمین است...
دانش آموزان دبیرستان مارجوری استونمن داگلاس در فلوریدا پس از تیراندازی دسته جمعی در مدرسه خود که منجر به کشته شدن 17 نفر شد ، علیه اپیدمی ملی خشونت با اسلحه صحبت می کنند...
داستان درباره مردی کرهای-آمریکایی است که از مادر بیمارش نگهداری میکند و در این میان، با دستور پخت غذاهای سنتی کرهای که مادرش به او یاد میدهد، آشنا میشود.
این مستند بر مهاجرت و نابرابری انسان ها تمرکز دارد. پیچیدگی مهاجرت انسان را با ارائه داده ها و اطلاعات ارزشمند توضیح می دهد، اما همچنین نشان می دهد که چگونه بر واقعیت دو دوست تأثیر می گذارد...
ساباتوس یک شهر قدیمی است و مانند هر شهر قدیمی دارای تاریخچه ساکنان، تراژدی و درگیری است. هر چند در ساباتوس خانه ای وجود دارد که شبیه هیچ خانه دیگری نیست. مالک گزارش می دهد که ملک مشاهده های عجیبی را تجربه می کند. چهره های سایه دار، توپ های نوری عجیب و صداهای تعقیب شدن، همگی اتفاقات رایج در این خانه هستند...
هم اکنون، دنياي مافيا توسط قويترين خانوادهي ايتاليايي اداره ميشود، "وانگولا". رئيس فعلي "وانگولا"، در نهمين دور پياپي، پيرمردي است که چيزي به بازنشستگياش نمانده است. اما پيش از آن که از سمت خود کناره بگيرد، به کمک يک آدمکش حرفهاي نياز دارد تا فرمانرواي نسل بعدي "وانگولا" و دنياي مافيا را آماده کند. "سوادا سونايوشي" يک پسر نوجوان معمولي است که به مدرسهي راهنمايي ميرود و از نظر درسي ضعيف است. او منفور است، هيچ دوستي ندارد و ديوانهوار عاشق دختر همکلاسياش است. اما هنگام ملاقات "سونايوشي" با "ريبورن"، آدمکشي بدنام که توسط نهمين رئيس "وانگولا" فرستاده شده است تا "سونايوشي" را براي عنوان آيندهاش آموزش دهد، زندگياش به طرز شگفتآوري دگرگون ميشود.
بستر رخدادهای این سریال ، مدرسه دبیرستانی است که در آن گروه چهار نفره ای به نام گروه اف ۴ وجود دارد که در صورت دشمنی با کسی ، به هر طریق ممکن فرد را از مدرسه بیرون میکنند . در این بین دختری شجاعت پیدا میکند که با این گروه بجنگد . جان دی یه دختر معمولیه که خانواده اون صاحب یه فروشگاه خوشکشویی نزدیک دانشکده مجلل و معروف شین هواست . یک روز جان دی سر راه بردن لباسهای شستشو شده به مدرسه چهار تا از پسرهای پولدار و لوسو میبینه . اون پسرها به گروه اف چهار شناخته میشند برای کسانی که بهشون چپ چپ نگه کنه دردسر درست میکنند.
Dagvaktin به انگلیسی : (The Day Shift) یک سریال کمدی ایسلندی که دنباله سریال Næturvaktin محسوب میشود ، داستان در مورد سه شخصیت مرد اصلی به نام های گئورگ Bjarnfreðarson (جان Gnarr)، اولافور راگنار (Pétur یوهان Sigfússon) و دانیل (Jörundur Ragnarsson) می باشد که برای کار به هتل وستفیوردز برمیگردند...
فِردی جسکون (تام هاردی) بعد از آزادی از زندان، به وسیله دوستانی که در زندان پیدا کرده و با کمک پسر عمویش، جیمی، در دنیای تبهکاران برای خود نامی دست و پا میکند و ثروتمند میشود.اما بعد از مدتی حسادت و خشم باعث میشود، خانواده و کسبوکار را به خطر بیندازد. و جیمی مجبور میشود بین حفاظت از او و زندگیای که با همسرش ساخته یکی را انتخاب کند
داستان سریال در مورد دختری به نام آریما تپی است که والدینش را در یک صانحه رانندگی از دست داده. پدربزرگش ایشین، او را به اجبار به فرزندی قبول کرد و به وی دستور می دهد که به دنبال مدیرکل شدن در شرکت آریما گروه باشد. بالا خره او به یک دبیرستان در شوهو گاکِن که یک دبیرستان مختص دانش آموزان ثروت مند است راه می یابد و در این زندگی جدید مانند یک سلبریتی میدرخشد و ماجراهای جالبی را با دیگر همکلاسی هایش پدید می آورد...
هیچ می دانستید که اقیانوس جنوبی 99% از آب و تنها 1% خشکی دارد؟ هیچ می دانستید که می توان تمام خشکی های کره زمین را تنها در اقیانوس جنوبی جای داد و باز هم به وسعت قاره آفریقا فضای خای (آب) باقی بماند؟ هیچ میدانستید که هر سال عده بسیاری برای موج سواری به سواحل اقیانوس جنوبی می روند؟ چیزی در مورد حیات وحش و زندگی موجودات دریایی در این اقیانوس بزرگ می دانید؟ موجودات عجیب و خارق العاده از جمله پنگوئن های رویال و گونه های خاص جانوری که تنها در همان 1% خشکی زندگی می کنند. آیا به زندگی بزرگترین گونه جانوری عصر حاضر که همان وال باشند علاقه ای دارید؟ در مورد جزایر عجیب و غریب و مجسمه های سنگی غول پیکر این مناطق چیزی می دانید؟ و هزاران مطلب ریز و درشت و جذاب دیگر که می توانید در این مستند فوق العاده مشاهده کنید.
سریال کوتاه "ستون های زمین" محصول سال 2010 و شبکه Starz می باشد. تنها وارث تاج و تخت انگلستان در حادثه آتش گرفتن کشتی جان می دهد و سرنوشتحکمران بعدی انگلستان در هاله ای از ابهام است، اسقف اعظم "والرن بیگاد"این حادثه را تقدیر پروردگار می داند. دختر شاه "هنری " از یک طرف و "برادر زاده " شاه از طرف دیگر برای تصاحب تاج و تخت به رقابت می پردازند.رقابتی که به جنگهای چندین ساله ختم می شود. "فیلیپ" رهبر صومعه "کینگبریج" بعد از آتش گرفتن کلیسای منطقه عزم این می کند که کلیسایی عظیم بناکند ولی ساختن این کلیسا در میانه جنگ های قرون وسطی یی مشکل تر از آن استکه تصور آن شده بود...
اساس این داستان بر پایه این واقعیت است که احتمال اینکه یک زلزله 7 ریشتری در توکیو (Tokyo ) در 30 سال آینده رخ دهد 70% و یا بالاتر است. این داستان توصیف می کند که چه اتفاقی خواهد افتد اگر یک زلزله 8 ریشتری به وقوع بپیوندد. داستان درباره دختری به نام Mirai است که سال اول دوره متوسطه است. او در آغاز تعطیلات تابستانی همراه برادرش Yutaka برای بازدید از یک نمایشگاه رباط به جزیره مصنوعی توکیو (Tokyo ) به نام Odaiba می رود. یک تکان شدید که از گسلهای اقیانوسی سرچشمه می گیرد باعث می شود که برج معروف توکیو (Tokyo) و پل رنگین کمان فرو بریزد و چشم انداز توکیو در یک لحظه سقوط کند. با کمک یک زن به نام Mari که با موتورسیکلت سفارش تحویل می دهد و آنها او را در Odaiba ملاقات کرده اند، Mirai و Yutaka تلاش می کنند به خانه خود در Setagaya درغرب توکیو (Tokyo ) برگردند.
داستان نوجوانی به اسم Teito است که اتفاقات وحشتناکی برایش رخ داده و او دچار فراموشی شده است . Teito که به فراموشی دچار است اغلب رویاهای ترسناکی می بیند . شروع داستان انیمیشن سریالی ۰۷Ghost شبح ۰۷ تقریبا از شب قبل از امتحانات فارغ التحصیلی Teito می باشد ، او و تنها دوستش ، Mikage ، با هم قرار می گذارند تا هیچ وقت همدیگرو رها نکنند و همیشه با هم باشند . در ادامه انیمیشن سریالی در روز بعد موقعی که مردم داشتن در مورد Teito صحبت می کردن ، ناگهان صدای آشنایی به گوشش رسید و او را به سمت خودش کشید . صدا برای او خیلی آشنا بود ، بعد گذشت مدتی زمان کوتاهی ناگهان متوجه چیز عجیبی می شود ، این صدا را کاملا می شناسد و قبلا شنیده است . آری این همان صدایی بود که در کابوسهای شبانه و وحشتناک او ، اقدام به کشتن مرد رویاهایش ، یعنی پدر او ، کرده است . اما این صدا آشنا مال چه کسی است ؟ تیتو به دنبال صدا می رود او متوجه می شود که این صدا متعلق به رئیس ستاد Ayanami ، که نامش Zaiphon است ، می باشد . او تصمیم می گیرد که به آنها حمله کند و انتقام پدرش را بگیرد ولی متاسفانه به دست یکی از نیروهای زیر دست Zaiphon اسیر می شود به زندان فرستاده می شود . دوست او ، Mikage ، که می بیند از اسیر شدن او باخبر می شود ، برای نجات او اقدام می کند و با مقابله با نیروهای Ayanami موفق می شود تا او را از زندان فراری دهد ، ولی در نهایت دوباره به محاصره این نیرو ها در می آیند و تیتو برای فرار دوست خود را به ظاهر گروگان می گیرد.
این مستند شامل صحنه هایی از جنگ جهانی دوم است که تا بحال توسط هیچ مؤسسه یا اورگانی توزیع و پخش نشده است و پس از سال ها بالاخره شورای امنیت جهانی مجوزی برای انتشار این مستند ارائه کرد. این مجموعه شامل ۶ قسمت از ۶ موضوع مختلف جنگ جهانی دوم می باشد که در هر قسمت هرکدام به طور کامل مورد بررسی قرار می گیرد...
این مستند برگرفته از خاطرات 12 سرباز امریکایی، در طول خدمت آنها در جنگ جهانی دوم، ساخته شده و این خاطرات مربوط به 5 روز متوالی از این واقعه میباشد که با استفاده از ترکیب آرشیو رنگی جنگ در حین مصاحبه، جلوه خاصی به این مستند داده است.
عامر با دختری بنام آیسان دوست است. سردار، پدر آیسان به کمک دو دوست عامر به نامهای چنگیز و علی و به کمک خود آیسان، وی را طعمه یک دسیسه از پیش برنامه ریزی شده برای سرقت از یک قمارخانه قرار داده و او با خیانت دوستانش به عنوان گناهکار راهی زندان میشود. عامر طی یک حادثه آتش سوزی در زندان به شدت دچار سوختگی میشود، اما به کمک فردی بنام رامیز و طی یک جراحی پلاستیک، چهره اش تغییر میابد. دوستان عامر با فرض مرگ او در حادثه زندان او را به دست فراموشی میسپارند، غافل از اینکه عامر با چهره و نام جدید ایزل به قصد انتقام گیری دوباره وارد جمع دوستانه آنها شدهاست.
اینویاشا، کاگومی، میراکو، سانو، شیپو و دوست آنها کیرارا، به دنبال شیطان گریزان "ناراکو" که بعث همه ی بدی ها و هرج و مرج ها است که در نهایت جواهر چهار روح کارما را پس بگیرند. سفر آنها به این آسانی نیست و تا نتوانند دشمن خود را متوقف سازند، به هدفشان دست نخواهند یافت...
Fangavaktin به انگلیسی : (The Prison Shift) یک سریال کمدی ایسلندی که دنباله سریال Dagvaktin و جزئه آخرین سری سه گانه Næturvaktin محسوب میشود ، داستان ادامه سری قبل است از آنجا که یکی از آن سه مرد یک زن را به قتل می رسانند...
داستان حول زندگی یک پلیس ایتالیایی میچرخه که بدنبال پروندهای میره و زندگی شخصی خودش رو هم نشون میده و تقریباً تمام وقت سریال روی شخصیت اصلی میگذره. و اینکه داستان سریال توی ایتالیا میگذره اما دیالوگها همه انگلیسیه.مثل بیشتر سریال های بریتیش در این ژانر بعضی صحنهها یکم خسته کنندهست اما صحنههای جالب و دنبال کننده زیادی هم داشت.خود zen هم که Rufus Sewell نقشش رو بازی میکنه شخصیت خیلی جالبی داره و بیشتر جذابیت سریال همین خاصیتشه. درکل نمیشه این سریال رو مثلاً با سریالی مثل شرلوک که تابستون سال پیش پخش شد مقایسه کرد اما باز در ژانر خودش سریال جذاب و خوبیه…
در سال 1955 هفت نوجوان باید یاد بگیرند که با هم در داراتأدیب شیو زندگی کنند. آنها که در سالنی محبوس شده اند که رنج و تحقیر در آن روزمرگی دارد، در انتظار پرتوی از امید در میان تاریکی که دنیا را در بر گرفته، هستند. این داستان، زندگی آنها با هم و اینکه بعد از آن چگونه به راه خود ادامه می دهند را دنبال می کند...
یک داستان عاشقانه و کمدی درباره دو تا دوست در مدرسه Risa و Otami که هر کدام یه خصوصیات خاص دارند. Risa بلندترین دختر در مدرسه و Otami کوتاه ترین پسر در مدرسه است. آنها بعد از آشنایی با هم سر اینکه چه کسی سریعتر دوست پیدا میکنه شرط میبندند . ولی واقعیت اینه که آنها خیلی شبیه هم هستند: یه گروه موسیقی را دوست دارند. هر دو عاشق خوراکیهای رنگارنگ و کارهای هیجان انگیز هستند و به این ترتیب ریسا عاشق اوتانی احمق میشه و ….