همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
شاهدان عینی حمله تروریستی سال ۲۰۱۵ در ساحل تونس، داستانهای شخصی از وحشت و نجات خود را بازگو میکنند. این حادثه تیراندازی در یک روز تعطیل اتفاق افتاد و منجر به کشته شدن ۳۸ نفر شد.
عکاسی جوان به نام الکس، زندگی خصوصی همسایگانش را مخفیانه ثبت میکند. او پس از دیدن بدرفتاری یک مرد با همسرش، با استفاده از دوربینش به زن کمک کرده و وارد رابطهای عاشقانه با او میشود.
اِینزلی مکگرگور که در رشته جرمشناسی تحصیل کرده است، در شهر "سوئیت ریور" تگزاس یک فروشگاه لوازم هنری را اداره میکند. پس از به قتل رسیدن "اِلی میچِم"، وارث ثروتمند کارخانه نخ و کاموا، اِینزلی با یاری برادرش که کلانتر شهر است، دوستپسر آتشنشانش و همچنین اعضای گروه کتابخوانی که در کشف معماها مهارت دارند، شروع به تحقیقات برای یافتن قاتل میکند.
در شهر باستانی لوریس، ظلم یک کلانتر و یک زورگو باعث شکلگیری شورش میشود. یک جوان انسان برای آزادی مردم به دنبال کمک الفها است، اما رازهای پنهان، اتحاد آنها را تهدید میکند.
اعتراض دانشجویان ناشنوا در دانشگاه گالودت در سال ۱۹۸۸ منجر به انتصاب اولین رئیس ناشنوای این دانشگاه، دکتر آی. کینگ جردن، شد که رویدادی سرنوشتساز در تاریخ حقوق ناشنوایان بود.
در این مستند کوتاه، زندانیان یک زندان با تدابیر شدید امنیتی در ایالت میزوری، لحافهای دستدوز منحصربهفردی را برای کودکانی که در نوبت فرزندپذیری قرار دارند، تهیه میکنند.
جامعه کمدی پس از ده سال از مرگ جوآن ریورز، شوخیهای مشهور او را با نگاهی جدید و متناسب با شرایط کنونی بازآفرینی میکند و آثار خود را نیز به آن میافزاید.
به کریس اودل بپیوندید، کسی که دستیار شخصی بیتلز شد و تورهای اسطورههای راک مانند رولینگ استونز را مدیریت کرد، در حالی که او گذشته پرماجرای خود را بازگو میکند.
داستان یک زوجدرمانگر که از تجربههای روابط گذشتهاش با سه دوست پسر سابق (یکی با جاذبه قوی، یک هنرمند حساس و یک فرد به ظاهر بینقص) برای کمک به یک زوج مشکلدار استفاده میکند.
چهار زن نیجریهای که همگی بالای سی سال سن دارند، در دنیایی پر از چالشهای عشق، دوستی و فشارهای اجتماعی برای ازدواج، به سر میبرند. آنها در تلاشند تا میان پیشرفت شغلی، رشد فردی و روابطی که پیوسته در حال تحول هستند، تعادل برقرار کنند. این زنان با ایستادگی در برابر هنجارهای جامعهای که اغلب ارزش یک زن را با وضعیت تأهل او میسنجد، این دیدگاهها را به چالش میکشند.
مرسدس مونه در یک مسابقه سه نفره از عنوان قهرمانی استرانگ انجیپیدبلیو دفاع میکند و هیروکی گوتو نیز در مقابل زک سیبر جونیور برای حفظ کمربند قهرمانی سنگینوزن جهان آیدبلیوجیپی به رقابت میپردازد.
در سال ۱۹۷۴، زاپا و گروه "مادرز" کنسرتی را در استودیوی هالیوود خود برای پخش از شبکههای تلویزیونی فیلمبرداری کردند. مشکلات همگامسازی صدا باعث شد تا این فیلم تا کنون کنار گذاشته شود، و اکنون، "ارزانتر از چیپ" پس از ۵۰ سال بالاخره منتشر میشود.
Sado Tarou از مازوخیسم جنسی ( لذت بردن از درد ) رنج میبرد. او زمانیکه توسط یک دختر کتک میخورد احساس لذت جنسی میکند. او احساس میکند که با این وضعیت هیچوقت نمیتواند یک رابطه معمولی داشته باشد و تصمیم میگیرد که برای درمان مشکلش از انجمن داوطلبان دیدار کند، مکانی که آرزوهای دانش آموزان را برآورده میکند. در آن انجمن او Isurugi Mio را میبیند دختری که فکر میکند خدا است و Yuuno Arashiko دختری که چند سال پیش باعث بروز این مشکل در او شده بود.
هانازونو هیکاری کاراکتر اصلی داستانه که همیشه به تاکیشیما شکست می خوره. هیکاری، به کِی به عنوان یه رقیب و تاحدودی هم یه دوست نگاه میکنه. کِی عاشق هیکاریه و همه اینو میدونن ولی خودش متوجه این موضوع نمیشه! وقتی اونا ۶ ساله بودن پدرهاشون به همدیگه معرفیشون کردن. هیکاری به خودش مغرور بود که بهترین کشتی گیره ولی تو اولین کشتی به کِی شکست می خوره. هیکاری قسم می خوره کِی رو تو مدرسه شکست بده و به همین خاطر تو همون مدرسه ی کِی ثبت نام میکنه. حالا اون در هاکوسن حضور داره. مدرسه ی نابغه ها که مخارجش برای پدرِ نجارش خیلی زیاد تموم میشه.
سریال در مورد عشق بین یک فرد 40 ساله و فردی ۲۰ ساله است. او هی وون(Kim Hee ae) مدیر برنامه ریزی شرکت هنری سئوهان است و دارای روابط عمومی بی نظیری است. او عاشق نابغه پیانو لی سون جه (Yoo Ah in) می شود…
50 سال از زمان شروع سفر بشریت به مرزهای جدید گذشته: مریخ. الان دوره ایه که بیشتر فرهنگ توسط هوش مصنوعی ارائه میشه و مردم راضین که غیر فعال باشن. یه دختری هست. به زور زندگیش رو توی متروپلیس شهر آلبا میگذرونه و حین این که پاره وقت کار میکنه سعی داره موزیسین بشه. همیشه حس میکرده یچیزی کمه. اسم کارول ـه. یه دختری هست. توی یه خانواده مرفه توی شهر هرسچل متولد شده و رویاشه که موزیسین بشه، ولی هیچکس اطرافش درکش نمیکنه. اون حس میکنه که تنهاترین آدم دنیاست. اسمش تیوزدی ـه. اونا میخوان آهنگ بسازن. با هم حس میکنن که شانسشو دارن. دو تاشون شاید فقط بتونن یه موج کوچیک بسازن ولی کم کم به یه چیز بزرگتر تبدیل میشه.
سیتو مو دختر جوان و باهوشیه که نزدیک فارغ التحصیلیشه او در مورد آینده اش هیچ هدف و برنامه ای نداره، همیشه همه تلاشش رو میکنه اما باز هم نمیتونه برای آینده تصمیمی بگیره. روزهای معمولی زندگیش با ظاهر شدن یه نابغه فیزیک به نام “گوو یی” تغییر میکنه، اونها دائما و تصادفا به هم بر میخورن بدون اینکه بدونن دارن تو قلب هم راه پیدا میکنن… اتفاقات داستان ما از همینجا شروع میشه
در کریسمس سال ۱۸۶۱ چهار خواهر بنامهای مگ ، جو ، ایمی و بث برای مراسم شب عید کریسمس آماده میشوند ولی بدون پدرشان و بدون هدایای شب کریسمس. در ادامه یک همسایه جدید به خانه کناری آنها منتقل میشود و خواهران با لورا دختر همسایه و معلمش جان بروک دوست میشوند و…
داستان سریال درباره فیروزه و آیاز، دو آدم خوش قلب که بار سنگین زندگی را به دوش میکشند. پدرش تو کار ساختمان سازیه و به خاطر حادثه سقوط آسانسور باعث کشته شدن 13 نفر میشه و به همین دلیل محکوم میشه و...
در دوران بلوغ، برخی از پسران و دختران دارای توانایی های ماوراءالطبیعه هستند. یو اوتوساکا یکی از این افراد است و از قدرت خود برای اهداف شخصی خود استفاده می کند. او زندگی نسبتاً عادی دارد تا زمانی که نائو توموری، یک دختر دیگر با توانایی های ماوراءالطبیعه، در زندگی او ظاهر می شود.
این مجموعه شامل ۴ داستان کوتاه ۲۰ دقیقه ای است که هر یک از این داستان ها رو یک کارگردان متفاوت ساخته است. IU در هر یک ازین ۴ داستان شخصیت کاملا متفاوتی را بازی میکند…
داستان سریال درباره یک خلافکار و عضو سابق یاکوزا، "هارو" است. اون که 9 سال پیش به خاطر قتل به زندان افتاده بود بالاخره آزاد میشه ولی از زمانی که به زندان افتاده تا کنون اتفاقات زیادی افتاده است...
لی گان (جانگ هیوک) مدیر یه کارخونه مواد شیمیایی که محصولات خانگی تولید می کنه. عاشق دوست دختر رقاص اشه. در ضمن، کیم می یونگ (جانگ نا را) به عنوان منشی توی یه دفتر وکالت مشغول به کاره. اسم مستعارش "پُست ایت " به معنی (بنداز بهش ِ). این نام مستعار بخاطر اینکه هیچ وقت نمیتونه به همکاراش نه بگه روش گذاشته شده. چون همه ازش به دلیل مهربونی و شخصیت ضعیفش سواستفاده میکنن و بهش خُرده فرمایش میدن. این دوتا یه شب ُ در حالی که مست بودن با هم می گذرونن و کیم می یونگ باردار میشه.…
در بازي چند نفره انلاين گلوري. زو بالاترين رده بازي را داشت. ولي با توجه به دلايلي از تيم اخراج شد. پس از اخراج از صحنه رقابت ها او مديريت يك كافي نت را به عهده ميگيرد. وقتي گلوري سرور دهمش را راه اندازي ميكند. زو يكبار ديگر وارد صحنه مي شود و با داشتن ١٠ سال تجربه ى خاطرات گذشته و سلاح هاي دست ساز به سمت جاده طولاني قله پيروزي حركت ميكند.
۱۱ سلبریتی با هم در یک خانه زندگی میکنند. آنها با هم آشپزی، تمیزکاری و کارهای روزمره را انجام میدهند. آیا آنها دوستان نزدیکی خواهند شد و دوستی شان عمیق خواهد شد؟
آیوکاوا ایتسوکی یک جوان معمار موفق در یک شرکت هست اون توی دوران دانشگاهش تصادف کرده و این تصادف موجب میشه که اون از ویلچر استفاده کنه… تستوگومی کاوانا هم زن جوانی هست که در یک شرکت طراحی داخلی ساختمان کار میکند که با ایتسوکی در یک دبیرستان درس میخوانده این دیدار مجدد خاطرات دختر جوان از اینکه ایتسوکی عشق اولش در مدرسه بود را زنده میکند…
بونگ سانگ پیل(لی جونگی) بعد از ناامید شدن از قانون برای گرفتن انتقام مرگ مادرش، تصمیم میگیره به روش خودش و در قالب یک وکیل عدالت رو اجرا کنه و در برابر قدرت های برتر بایسته…
در دوران باستان، زو ژیانگ، یک مقام رسمی در یان بزرگ با دشمن تبانی میکند و باعث نابودی پادشاهی خودش میشود. فو جیو یون شاهزاده خانم را از آسیب نجات میدهد. شاهزاده خانم بردگی و اسارت مردمش را میبیند. او که اکنون با نام کین چوان شناخته میشود عهد میبندد که با جستجو و پیدا کردن چراغ معنویت آنها را نجات دهد.
لی داگیل که نقش ان را جانگ هیوک بازی میکند ارباب زاده ای است که به یکی از برده های زن خانه اش علاقه مند است. برادر این زن خانه ارباب خود را به آتش کشیده و باعث می شود لی داگیل هر چه که داشته از دست بدهد. لی در خیابان ها سرگردان می شود و به دلیل کینه ای که از برده ها به دل گرفته شکارچی برده می شود. او با تشکیل یک گروه سه نفره به شکار برده ها می رود. ده سال از این اتفاق می گذرد و ...