همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ژان در جامعه ای تحت تأثیر یک گورو به نام کریس بزرگ شد. سال ها پس از فرار ، او بسته ای مرموز دریافت می کند. کریس به تازگی مرده است و خواهر ژان که در تمام این مدت در کنار او زندگی کرده است، برای او فایل های ضبط شده می فرستد...
وقایع قیام در ساختمان کنگره ایالات متحده، زمانی که هزاران شهروند از سراسر کشور در واشنگتن دی سی گرد هم آمدند، بسیاری از آنها به قصد برهم زدن صدور گواهینامه ریاست جمهوری جو بایدن آمده بودند....
داستان سه دختر نوجوان آمریکایی که هر سه از چین به فرزندخواندگی پذیرفته شده اند. ملاقات آنلاین آنها الهام بخش زنان جوان برای مقابله با سوالاتی است که در مورد جوانی از دست رفته خود دارند...
کریستین فینگان که در یک حیاط خلوت کوچک در اوج همهگیری کووید-19 فیلمبرداری شده است، کالبد شکافی اجتماعی خود را به موضوعاتی از نامهای دارویی گرفته تا QAnon میآورد...
جورج استفانوپولوس با کریستوفر استیل جاسوس سابق MI6 برای یک مصاحبه اختصاصی در سراسر جهان می نشیند و اولین مصاحبه او از زمان انتشار مجموعه گزارش های اطلاعاتی است که اکنون به عنوان پرونده "استیل" شناخته می شود...
کیونگ 22 ساله به بررسی داستان ها و آسیب های خانواده اش می پردازد و پیچیدگی سیاست، جنسیت، کنترل تولد و قدرت سیاسی اجتماعی بر بدن زنان را بررسی می کند...
برای شهری مانند هات اسپرینگز در آرکانزاس، هتل "مجستیک" یک جایگاه مهم در خاطرات مشترک شهروندان داشت. با وجود تعداد زیادی مالک و وعدههای آنها برای بازسازی، این ساختمان خالی از سکنه باقی میماند و در نهایت در سال ۲۰۱۴ آتش می گیرد ...
یک فیلم مستند 60 دقیقه ای از اولین رویداد CrossFit Sanctional در جهان است. مقام اول رقبای مرد و زن واجد شرایط برای شرکت در رقابتهای تناسب اندام در ایالات متحده است...
به عنوان سومین قسمت از سه گانه "جشن روز ملی" با مردم من، کشور من (2019) و مردم من، میهن من (2020)، کشور من، والدین من بر چهار خانواده چینی در چهار دوره مختلف تمرکز دارد...
چا یونگ جین (Kim Seo-Hyung) کاراگاهیست که 19 سال پیش ، دوست خود را در یک جریان قتل سریالی از دست داد ، اما از آن موقع یونگ جین دچار حس گناه شده ، پس بعد از 19 سال ، دوباره پرونده قتل سریالی را باز کرده و به دنبال قاتل این ماجرا میگردد و…
نیلز هولگرسان (به انگلیسی: Nils Holgersson) پسری ۱۴ ساله و روستایی از خانوادهای کشاورز است. او دربرابر همنوعان خود تنبل و بیاعتنا بود. در اوقات فراغتش از اذیتکردن حیوانات مزرعهشان لذت میبرد. یک روز وقتی که خانوادهاش به کلیسا رفته بودند و او را در خانهٔ تنها گذاشته بودند تا قسمتهایی از انجیل را حفظ کند به وسیلهٔ تور یک تومته (به انگلیسی: Tomte) را گرفت. تومته به نیلز پیشنهاد داد تا در قبال آزادیاش یک سکه بزرگ طلا به او بدهد ولی نیلز این پیشنهاد را قبول نکرد و تومته او را تبدیل به یک تومته کرد که باعث شد نیلز کوچک شود و بتواند با حیوانات صحبت کند. حیواناتی که از دست نیلز عصبانی بودند و از اینکه او به اندازهٔ آنها شدهاست خوشحال بودند و آمادهٔ انتقامگرفتن از او بودند. هنگامی که این اتفاقها افتاده بود، دستهای از غازهای وحشی برای کوچکردن در حال پرواز بر روی مزرعه خانوادهٔ نیلز بودند در همین حال یکی از غازهای مزرعه به نام مورتن تلاش میکرد تا به غازهای وحشی ملحق شود. نیلز تصمیم گرفت با دوست جدیدش که همستری به نام کاروت بود با پریدن بر پشت مورتن از مزرعه فرار کند و به غازهای وحشی که برای فصل تابستان در حال پرواز به لپلند بودند ملحق شود. غازهای وحشی که از ملحق شدن یک پسر و یک غاز اهلی به خودشان خوشحال نبودند سرانجام آنها را قبول کردند. نیلز در این سفر با ماجراهای زیادی و شخصیتهای مختلفی روبهرو شد و یاد گرفت که به دیگران کمک کند و خودخواه نباشد. او در طول سفرش فهمید که اگر ثابت کند که بهتر شدهاست ممکن است تومته او را به اندازه و حالت واقعیاش برگرداند…
در سریال درام تاریخی "توطئه علیه آمریکا"، شخصیت ها در یک تاریخ جایگزین زندگی می کنند که در آن "فرانکلین دی روزولت" در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال ۱۹۴۰ از "چارلز لیندبرگ" شکست می خورد ...
چا یو ری (Kim Tae Hee) مادری است که 5 سال پیش فوت شده است و حالا روح او طی یک پروژه ای به مدت 49 روز به زندگی دوباره بازمیگردد. در همین حال، جو کانگ هوا (Lee Kyu Hyung) یک جراح است که بعد از فوت همسرش اخلاقش عوض شده، تا اینکه دوباره همسرش چا یو ری در مقابل او ظاهر میشود…
ماکینو دختری از خانواده ای نسبتا فقیر است که بر اثر سوءتفاهمی مجبور می شود به دبیرستان Eitoku Academy برود که مخصوص افراد پولدار و ثروتمند است. او که زمانی دختری شاد با روحیه جنگجویانه بوده و به کسی اجازه نمیداد به خودش و یا دوستانش زور بگویند، از وقتی وارد این دبیرستان می شود، روحیه خودش رو از دست می دهد و فقط تک تک روزهایش را می شمارد تا زودتر از آنجا فارق التحصیل بشود. در این دبیرستان یک گروه ۴ نفره از پسرهای پولدارترین خانواده های ژاپن هستند که خیلی زورگواند و هر کاری دلشان می خواهند انجام میدهند. اسم این گروه (F4) است. سرگروه این باند پسری به نام دمیوجی تسوکاسا است که کسی حتی جرات چپ نگاه کردن را هم به او ندارد. این گروه با هر کسی در بیفتند یک کارت قرمز که آرم گروه (F4 (flower four بر آن نوشته شده را به آ فرد می دهند و از آن به بعد هرکسی در دبیرستان آن فرد را می بیند باید مسخره و اذیتش کند.
ناتسوسا یوزوکی به امید اینکه بتونه بهترین بازیکن باشگاه راگبی بشه به دانشگاه رفت، ولی بنا بدلایلی دیگه نمیتونه راگبی بازی کنه. ایبوکی اوئهکا هم یک دانشجوی ارشده که راگبی بازی کردن رو کنار گذاشته. همینطور یاسوناری سورو که ناتسوسا هیچوقت نمیتونه با اون موافقت کنه. در طرف دیگر هم یک دانشجوی دیگه به اسم یو ماشیرو هست که ناتسوسا رو الگوی خودش میدونه و قدم های اون رو دنبال میکنه. در آخر هم سیچیرو شینگیوجی هست که بهترین دوست بچگیهای ناتسوساست. این یک انیمه اوریجینال درمورد راگبی درمورد هم تیمیهای سابقه که باهمدیگه در مسابقات لیگ راگبی دانشگاه کانسای بازی میکنند.
این سریال داستان زندگی "چارلز اینگرام"، سرگرد سابق ارتش انگلیس را نشان می دهد، کسی که برای برنده شدن جایزه 1 میلیون پوندی در مسابقه "چه کسی می خواهد میلیونر شود"، تقلب کرده بود، باعث رسوایی بزرگ شد ...
جین می که مادرش در حین زایمان او از دنیا رفته است، توسط یک جادو از داشتن احساسات محروم شده است. شاهزاده ای به نام شو فنگ عاشق او می شود. اما جین می که میفهمد پدرش توسط شو فنگ به قتل رسیده است او را می کشد و …
رویداد The Grunpla Force Battle Tournment رویدادیه که هرسال یکبار در GBN برگزار میشه. رقابت کننده های دور فینال آوالون که توسط قهرمان کیویا کوجو هدایت میشه، و پنزر هفتم که توسط رومل هدایت میشه هستن.
این داستانی عاشقانهِ روانشناختیِ ترسناک درباره دختری به اسم ساتو ماتسوزاکا است که عاشق شده. وقتی که با او میخوابد حس خوشایندی را تجربه میکند و فکر میکند که عشق است. تا زمانی که از این احساس محافظت کند، هر چیزی بخشیده خواهد شد، حتی اگر حقه بازی کند، مرتکب به جرم شود و دزدی کند و حتی اگر مرتکب قتل شود، حداقل این چیزی است که خودش فکر میکند.
سریال کره ای کفتار در مورد چندین وکیل هست که هر کدام برای خود راه و روشی دارند و به آن پایبند هستند در این سریال بازیگر مشهوری همچون Kim Hye Soo نقش وکیلی به نام جانگ گئون جا را بازی میکند که فقط به پول اهمیت می دهد و سعی دارد فقط برای قشر مرفه و یک درصدی جامعه کار کند چون پول خوبی از این کیس ها در میاد و اون هم فقط پول براش اهمیت داره البته نباید این قضیه رو فراموش کرد که اون در کارش هم بسیار خوب عمل میکنه و یکی از وکلای حرفه ای و کار کشته است که از سخت ترین پرونده ها سربلند بیرون اومده. Joo Ji Hoon هم در نقش یک وکیل نخبه و عالی جامعه به نام یون هی جائه ایفای نقش میکند اون که از اعتماد بنفس بالایی برخوردار است بدون هیچ تردیدی در راه خودش قدم برمیداره و از هیچ چیزی ابایی ندارد اون همچنین از هوش و ذکاوت بسیار عالی برخوردار است که در حل پرونده ها بسیار به اون کمک میکنه.
پدرش همیشه بهش میگفته که یه مرد بی مصرف باید سعی کنه خودش رو بامصرف کنه، که در آخر، ناریوکی یوئیگا که سال سوم دبیرستانه یکی از پرافتخار ترین دانش آموزین مدرسه میشه، علیرغم گذشته بدی که توی دبستان داشته. برای این که وضع خانواده ـش رو بهتر کنه هدفش اینه که کاندیدای VIP خاص بشه که بورسیه بشه و هزینه تحصیل و خانواده ـش داده بشه. با این که ناریوکی میتونه یکی از کاندیداهای خوب باشه توی ریاضیات و ادبیات با همکلاسیاش به نام های ریزو اوگاتا و فومینو فوروهاشی رقابت شونه به شونه داره. ناریوکی بورسیه رو میگیره ولی به شرط این که دو دانش آموز ستارش که توی بقیه دروس ضعیفن رو تعلیم بده.
خانواده روکورو یک خاندان جن گیر هستند کسانی که کگاره های شیطانی رو از بین می برند ، ولی اون حاظره خواننده یا فوتبالیست بشه اما جن گیر نباشه ، اما همه چیز برای اون تغییر می کنه زمانی که یک جن گیر قدرتمند به نام بینیو در برابرش ضاهر میشه و روکورو احساس می کنه قلبش پر از آتش رقابت شده تصمیم می گیره از استعداد طبیعی خودش استفاده کنه و اون رو شکست بده ، ولی اوضاع از این هم پیچیده تر میشه وقتی از طرف جامعه جن گیر ها لقب ” ستاره های دوقلوی جنگیری ” رو در یافت می کنند و بهشون گفته میشه برای آزاد کردن قدرت نهایی خودشون و پاک کردن کگاره های شیطانی از سرتاسر جهان باید با هم ازدواج کنند.
"پروانه ستاره ای" که جنگجوی کهکشان است برای زندگی با خانواده "دیاز" وارد زمین می شود. او همچنان برای محافظت از چوب جادویی پرقدرتی که او را متحیر کرده به نبرد علیه خائنین در سراسر جهان و دبیرستان ادامه می دهد...
کاشو مینادوکی، پسری از یک سلسلۀ دراز از شیرینیپزهای ژاپنی، برای باز کردن شیرینیپزی خودش، لا سولِیل، خانهش را ترک کرد. زمانی که بار و بندیلش را باز میکرد، دو دختر گربهای (نِکو) که خانوادهاش بزرگ کرده بودند را دید که در جعبهها پنهان شدهاند: چوکولا و وانیلا. ابتدا خواست برشان گرداند ولی در آخر به خاطر التماسهایشان تسلیم شد. حال آنها با هم لا سولِیل را میگردانند. روزی زمانی که چوکولا برای خرید بیرون رفته بود، آشپزخانهای را میبیند. داستان با رویاروییشان شروع میشود...
در آینده نزدیک، شهاب سنگ بزرگی به زمین برخورد می کند، همه موجودات زنده، شامل انسان ها، نابود می شوند. دولت، که این را می بیند، آماده می شود تا با بدترین حالت ممکن مواجه شود. پروزه 7SEEDS که در آن 5 گروه 7 نفره از زنان و مردان به دقت انتخاب شده و در تیم هایی قرار گرفته اند( اسپرینگ، سامر 1، سامر 2، اوتومن و وینتر) هر عضو در خواب سرمایی قرار می گیرد به امید اینکه از موجودیت بشر محافظت کنند. وقتی آن زنان و مردان بیدار می شوند، خود را در مواجهه با دنیایی بی رحم می بینند. همچنان که بابت از دست دادن همیشگی عزیزانشان غمگینند، باید راهی برای نجات بیابند.
کاراکتر مرکزی داستان این سریال، کوئنتین کولد واتر، جوانی است که بدنبال یافتن و حضور در دانشگاهی در نیویورک که مختص سحر و جادو می باشد. کوئینتین، جوانی باهوش که از استعداد بالایی برخوردار است و همیشه با دید متفاوتی به دنیای اطرافش نگریسته. او عجیب غریب و یک جورایی هم آدم غیرقابل اعتمادی محسوب می شود و بجز جولیا دوست دوران کودکیش، دیگران همیشه ار او دوری کرده اند. هیچ چیز در دنیا برایش مهمتر و اعجاب انگیزتر از جادو نیست. با ورود کوئینتین به دانشگاه Brakebills ، دیگر همه چیز برایش به مانند قبل نخواهد بود. حالا شناختی که کوئینتین از جادو پیدا می کند محدود به چند تردستی با کارت نیست. بلکه دیگر همه چیز فراتر از آن است که میپنداشته و آینده به آن ناخوشایندی که فکرش را می کرده نیست...