همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
بدون رحم، بدون پشیمانی بینندگان را به زمستان 1993 برمی گرداند، با سفری به دنیای عمیقاً نگران کننده پل چارلز دنیر، جوان 21 ساله ای که در حال حاضر در حال گذراندن سه حبس ابد برای قتل های فرانکستون است...
کمدین پل ویرزی روی صحنه می رود تا در مورد دویدن بی دست و پا در داروخانه ها، وسواس او با نمایش های جنایی و اینکه چرا همسرش اهداف تناسب اندام او را خراب کرده است، صحبت کند...
پس از مدتی حضور در بازی دوستیابی، کمدین برونا لوئیز بر هنر روابط وحشتناک تسلط یافت و با تبدیل آنها به جوک های خنده دار تجربه خود را در این استند اپ به اشتراک گذاشت ...
آزادی آخرین اثر جورج مایکل است. جورج زمانی که به ما اجازه میدهد به خاطرات، افکار، فیلمهای دیده نشده و عکسهایی که قبلاً ندیدهاند، دسترسی پیدا کنیم، به دورهای در حال تغییر زندگی خود فکر میکند...
گروه برجسته ای از هنرمندان در سالن کنسرت مرکز کندی گرد هم می آیند تا به جان استوارت، دریافت کننده بیست و سومین جایزه سالانه مارک تواین برای طنز آمریکایی، ادای احترام کنند...
این مستند جن زده ترین خانه در ایالات متحده آمریکا و مبارزه آلیس و تیم کاری ماوراء الطبیعه اش را دنبال می کند تا بتواند به خانه بازگردد. چه کسی یا چه چیزی خانه آلیس را تسخیر کرده؟..
فرانکی گونزالس-ولف در حالی که برای شورای شهر در سن آنتونیو، تگزاس نامزد می شود و تلاش می کند اولین مقام منتخب در تگزاس باشد، به یک سفر شخصی می رود و ...
دختری در یک آزمایشگاه مخفی از خواب بیدار می شود و کیونگ هی را ملاقات می کند که سعی دارد از او در برابر یک گروه محافظت کند. هنگامی که گروه در نهایت دختر را پیدا می کنند، آنها توسط یک قدرت غیر منتظره غرق می شوند...
داستان کمدي حول "يونومي کوبني" ميچرخد که در روز تولد 16 سالگياش ناگهان متوجه ميشود که نامزد "ميتسومينه هاکويا"، پسري همسن و سال خودش است. "هاکويا" از حومهي شهر نقل مکان کرده تا با او زندگي کند و خواهر کوچک دبستانياش را نيز با خود ميآورد. نفر بعدي ديگر خواهرش است که دو سال از کوبني بزرگتر ميباشد. داستان حول اين چهار نفر به عنوان "زوج" و "خواهرشوهران" ميچرخد.
“یوما” و “هوتارو” از بچگی با هم دوست صمیمی بودن و طبیعیه که برای مشورت درباره مشکلاتی که با دوست پسران خودشون دارن به سراغ همدیگه بیان. ولی قضیه از جایی پیچیده میشه که هوتارو و یوما به تمرین رفتاری که باید با دوست پسران خودشون داشته باشند مشغول میشن و همین جرقه خاصی رو بین اونا روشن می کنه و متوجه این میشن که بیشتر از علاقه به دوست پسرانشون به همدیگه علاقمند هستند.
کانگ جون (جو جی هون) در ادامه تحقیقاتش برای نجات خواهزاده خود با حوادث عجیب و انسان های با قدرت ماورا طبیعی روبرو میشود. او در این مسیر با همکاری شین سو یونگ (جین سه یون) در تلاش است تا حقیقت قدرت های ویژه ای که از طریق اشیاء و آیتم شکل میگیرند را پیدا کنند…
این سریال در مورد دو وکیل کاملا متفاوته. گو ته ریم (جین گو) یک وکیل مغروره که میدونه چطور با قانون بازی کنه تا توی کارش همیشه برنده باشه. برای او از دست دادن حتی یک پرونده هم غیرقابل تصوره! در مقابل سو جه این (سو یون سو) یک وکیل تازه کاره و به عدالت اعتقاد زیادی داره. او تصمیم میگیره با گو ته ریم کار کنه…
آشیا هفت روز اول مدرسه رو توی درمانگاه بستری بود ، سرما نخورده بود ، یوکایی بهش چسبیده بود . اخر سر دید اگر همین طور ادامه پیدا کنه زندگیش نابود میشه ، رفت سراغ صاحب یک اتاقک چای ( مردی عبوس به نام مونونوکان ) که کارش مدیریت کردن یوکایی ها بود و آنها را از این جهان به جهان دیگه می فرستاد.
اوه یئون-سئو یک بازیگر زیباست اما در بازیگری استعداد ندارد. حتی با قرار گرفتن نام اش در کنار نام پسر یکی از خانواده های چایبول رسوایی به بار می آورد. سپس نقش دستیار یک وکیل به او پیشنهاد می شود اما برای بازی در این نقش باید در کنار وکیلی به نام جونگ-راک فعالیت کند. گرچه جونگ-راک از این موضوع راضی نیست اما موافقت می کند.
موجودات پرنده مرموز تحت عنوان، "زای" ناگهان پدیدار میشوند، و به منظور مقابله با این موجودات، بشریت دست به تولید نوعی تجهیزات پرنده، به نام "دختران(فرزندان دختر)" میزند، و همچنین یک مکانیزم مبارزه خودکار بنام"آنیما"، که به شکل دختران انساننما هستند. تمرکز داستان بر روی یک مرد جوان بنام "کِی ناروتانی"، کسی که مشتاق به پرواز در آسمان و یک آنیما، دختری بنام "گریپن" که گمان میرود برگ برنده بشریت باشد است.
جو دول هو (پارک شین یانگ) دادستان میشود تا موقعیت اجتماعی بهتری داشته باشد، اما نمی تواند از فساد محل کارش چشم پوشی کند. گزارش این فساد؛ باعث از دست دادن همه چیزش می شود. او زندگیش را از نو می سازد و به عنوان وکیل در دفتر حقوقی منطقه ای کوچک کار می کند و سخت تلاش می کند تا وکیلی متعهد به عدالت باشد و از فقرا و بی گناهان محافظت کند…
چا وو هیوک (پارک شی هو) یک دادستانه که از خبرنگاری در یک روزنامه کار خود را آغاز کرده. وقتی پدرش در یک حادثه نامشخص میمیره و مادرش هم خودکشی میکنه زندگیش دگرگون میشه. او حالا تمام تلاشش رو برای برملا کردن حقیقت و گرفتن انتقام میکنه…
کیم هه جا امیدوار است گوینده شود. او صادق است و شخصیت مثبتی دارد اما ناگهان به یک زن ۷۰ ساله تبدیل میشود که قابلیت دستکاری در زمان دارد.لی جون ها میخواهد یک خبرنگار شود. او برای رسیدن به آرزویش سخت تلاش کردهاست، اما اکنون با ناامیدی زندگی میکند. او با کیم هه جا آشنا میشود.
کیم بو می (لی یو ری) یه مجری اخبار تلویزیونیه که فقط به خودش اهمیت میده. لی بوم یه زمانی بازیگر محبوبی بوده ولی الان یک همسر خوب و قانون منده که فقط به خانواده اش اهمیت میده. به طریقی بدن این دو نفر با هم جابجا میشه و این شانس به اونها داده میشه تا تجربه جدیدی رو کسب کنند و…
هاسومی کیوکو یک وکیل است که وقتی مادرش فوت کرد، کار خود را ترک کرد. شوهرش یک دادستان نخبه است که به عنوان رهبر یک اداره تحقیقات ویژه در دادسرای منطقه توکیو کار می کند. با این حال، وی به فساد متهم شده و دستگیر شد. زندگی کیوکو به عنوان یک "همسر خوب" شروع به تغییر می کند. برای محافظت از فرزندانش، تصمیم می گیرد دوباره به عنوان یک وکیل کار کند. او به طور موقت در یک دفتر حقوقی استخدام شده است و برای اولین بار در طی 16 سال به عنوان وکیل کار می کند.
سریال بر روی رابطه خطرناک بین استاد دانشگاه به نام "لی" و دانشجو او "رز" تمرکز دارد. اما پس از یک سری رویدادها، همه چیز بین این دو منجر به رابطه ای مرگبار می شود ...
پونگ سانگ (یو جون سانگ) مردی میانسال و تنهاست که هیچوقت نتوانسته برای خودش زندگی کند. او تاکنون از 4 خواهر و برادر کوچکترش نگهداری کرده است و آن ها را از نظر مالی تامین کرده است. آیا او بالاخره می تواند در زندگی اش به شادی برسد؟
جین یه بچه عجیب هستش با یه علامت روی دستش داره. اون زندگی فقیرانه ولی در عین حال آرومی رو با پدربزرگش همراه با سایر آواره ها و خانه به دوش های بی بضاعت , پشت سر میذاره . تا اینکه یه روز زندگی آرومش با ظاهر شدن یه هیولای عجیب غریب به اسم پلیر یا بازی کننده عوض میشه , کسی که شروع به قتل عام بریدن سر تمام نزدیکان اون میکنه و …