همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Trevor Howard
نام اصلی : Trevor Howard
پیشه : بازیگر مرد
تولد : September 29, 1913 در Cliftonville, Kent, England, UK
مرگ : January 7, 1988 (age 74) در Bushey, Hertfordshire, England, UK
جوایز : 1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 13 جایزه دیگر.
داستان مردی که ناچارا به یک بازرگان در بندر شرق آسیا اعتماد می کند. اما پس از دستگیری به جرم سرقت اخراج می شود ولی وانمود می کند که خودکشی کرده است. دست بر قضا او با ناخدا رابطه ی دوستاته دارد لذا ناخدا موافقت می کند که او را مخفیانه به یک سفر تجاری ببرد...
سامرس (هوارد) که از کار خود در سرویس جاسوسی انگلیس برکنار شده، برای دور ماندن از هیاهو و بازیابی آرامش، به بوستانی در بیرون شهر میرود و در یک انجمن حشرهشناسی به دستهبندی پروانهها میپردازد. او در اقامتگاه خود با دختری آسیبپذیر به نام سوفی (سیمنز) آشنا میشود و ...
هالی مارتینز یک رمان نویس داستان های تخیلی است که صاحب منصبی در جنگ وین که توسط متحدان پیروز، به چند بخش تقسیم شده است می شود؛ جایی که کمبود مواد غذایی سبب رونق بازار سیاه شده است. او به دعوت دوست سابق مدرسه ی خود، هری لایم، این کار را می پذیرد اما چندی بعد می فهمد که دوستش در یک حادثه ی عجیب کشته شده است. پس از صحبت با دوستان و همکاران لایم متوجه وجود تضادهایی در حرف های آنان شده و مصمم می شود که کشف کند واقعا چه اتفاقی برای لایم افتاده است...
"مری" و "استیون" در دوران جوانی عاشق هم بوده، اما جدا شده و "مری" با مردی سالخورده ازدواج می کند. سالها بعد آنها با هم برخورد میکنند و عشق قدیمی دوباره شعله ور می شود...
پس از پایان جنگ جهانی دوم، خلبان نیروی هوایی سلطنتی "کم مورگان" به گروهی سارق و قاچاقچی می پیوندد. اما پس از اشتباه در یک دزدی او دستگیر شده و متهم به قتل یک افسر پلیس می شود. او پس از زندانی شدن نقشه فرار و انتقامش را طراحی می کند و...
در کافه ایستگاه راه آهن "لاورا جسون" با دکتر"الک هاروی" آشنا می شود.در حالی که هر دو آنها ازدواج کرده اند عاشق یکدیگر می شوند.آنها هر پنج شنبه در کافه ای کوچک همدیگر را ملاقات می کنند در حالی که می دانند عشقشان غیر ممکن است...