همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Jerome Cowan
نام اصلی : Jerome Cowan
پیشه : بازیگر مرد,موسیقی متن
تولد : October 6, 1897 در New York City, New York, USA
مرگ : January 24, 1972 (age 74) در Encino, California, USA
ستاره معروف کمدی از دنیا میرود، تیم کاری او تصمیم میگیرند فردی آماتور را تعلیم دهند تا جایگزین او در برنامه ای بزرگ شود. که با "استنلی" (جری لوئیس) آشنا میشوند که هیچ کاری نمیتواند انجام دهد.
خلافكارى به نام » ديو كانوى « ( فورد ) هر روز يك سيب از » آنى « ( ديويس )، پيرزن فروشنده ى دورگرد و دائم الخمر مى خرد، چون تصور مى كند كه با اين كار خودش را از گزند مافيا در امان نگه مى دارد. تا اين كه دختر » آنى « ( آن مارگرت )، با اين تصور كه مادرش خانمى ثروتمند است، مى خواهد به ديدنش بيايد. حالا » ديو « و عده ى بسيارى دست به دست هم مى دهند تا از » آنى « يك » خانم « بسازند.
کرتون، عجیب ترین بیگانه کل کهکشان، برخلاف خواسته ی معلمش به زمین می آید و در حیاط پشتی یک روزنامه نگار معروف فرود می آید که اعتقادی به موجودات فضایی ندارد و ...
پس از اینکه تریتون، ذهنپرداز صحنه ساختگی، بهطور مرموزی به قدرتهای فراطبیعی پیششناخت دست مییابد، میترسد و عمل خود را رها میکند تا در گمنامی زندگی کند...
یک پیرمرد خوب و خوش اخلاق ادعا می کند که بابا نوئل واقعی است، اما مردم فکر می کنند او عقلش را از دست داده و باید تحت مراقبت قرار بگیرد. یک وکیل جوان از روی دلسوزی سعی دارد در دادگاه ثابت کند که این پیرمرد واقعا بابا نوئل است…
یک زن بیوه که به تازگی همسرش را از دست داده، در حین اسکی با یک سرگرد ارتش آشنا میشود و علیرغم فشارهای دوستان و خانواده، با او وارد رابطهای عاشقانه میشود.
یک بار دیگر ، پائولا دوپری ، زن میمون ، این بار توسط یک دانشمند دیوانه و دستیار مسخ شده اش ، که همچنین آزمایشگاه زن خود را برای داشتن یک اهدا کننده خون زن می رباید ، دوباره زنده می شود. در این زمان ، پائولا مغز دارد ...
لورد فرانسه ، سال 1858."برنادت سوبيرو" ، دختر دهقانزاده اى است كه با اعضاى خانوادهاش در زندان شهر زندگى مىكند. يك روز « برنادت » هنگام جمع كردن هيزم ، « مريم باكره » ( دارنل ) را در غارى مىبيند. « مريم مقدس » از او مىخواهد كه كف غار را بِكند تا به آبِ شفابخش برسد ...
«فنی ترلیس» محبوب و زیبا، برای نجات برادر محبوبش «تریپی» از اتهام اختلاس، وارد ازدواجی بدون عشق با مردی مسنتر، بانکدار یهودی، «جاب اسکفینگتون»، میشود.